تبلیغات
کتاب باز - ایرانیها چه رویایی در سر دارند؟

ایرانیها چه رویایی در سر دارند؟

چهارشنبه 12 مهر 1391 06:28 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

یکی از سئوالات متداول درباره انقلاب سال 1357 ایران، این است که چرا و چگونه متحدان غربی رژیم حاکم بر ایران در برابر اتفاقات رخ داده در این کشور سکوت کردند و تقریبا هیچ واکنشی به وقوع انقلاب و سرنگونی شاه نشان ندادند؟ سلطنت طلبان متوهم، با انکار انقلاب و حضور مردم، اساسا تغییر رژیم پهلوی را توطئه برخی از حکام غربی برای ممانعت از تبدیل ایران به یک ابرقدرت! می دانند. عده دیگری هم به کلی منکر سکوت غرب و حتی قائل به مخالفت آنان با پیروزی انقلاب ­اند و... اما واقعیت چیست؟ چرا بیشتر متحدان غربی حکومت پهلوی در برابر انقلاب، حداقل تا مدتی پس از پیروزی، سکوت کردند؟ چگونه فرانسه به امام مجوز ورود و اقامت داد؟ چرا آمریکایی ها از پذیرش شاه خودداری کردند و اساسا چرا مانع پیروزی انقلابیون نشدند؟  

پاسخ به این سئوالات را می توان در لابه لای آثار روشنفکران غربی در آن مقطع یافت؛ متفکرینی که به صدای مردم ایران بدل شده بودند و از حقانیت مردم و بر حق بودن انقلابشان و از سوی دیگر از فساد و ظلم پهلوی به خوانندگان خود گزارش می دادند. از جمله این روشنفکران میشل فوکو بود که در آن مقطع، بین مردم ناراضی و اغلب دانشجویان معترض مخاطبان زیادی داشت.

فوکو، که از اعتراضات دانشجویی می 1968 به بعد بسیار مورد توجه رسانه ها بود، وقتی پیشنهاد نوشتن گزارشی درباره حوادث مهم دنیا را گرفت، ابتکاری به خرج داد و برای نخستین بار مفهوم «روشنفکر-خبرنگار» را خلق کرد؛ کسانی که واجد اندیشه اند و تحلیل های خود از حوادث دنیا (و نه لزوما جهان غرب و رقیبش اردوگاه سرخ) را به مخاطبین ارائه دهند.

ایده فوکو با استقبال مواجه شد و پای مناطق دیگر جهان را هم به رسانه های اروپایی باز کرد. دیگر فقط درگیری های نظامی و رقابت کاپپیتالیست ها و کمونیست ها موضوع گزارش ها و تحلیل ها نبود و مسائل مردم آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا هم مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.

فوکو کارش را با سلسله گزارش هایی از ایران آغاز کرد؛ پس از آتش سوزی در سینما رکس آبادان و جلب توجه افکار عمومی، میشل فوکو به تهران آمد تا نخستین گزارش روشنفکری-خبرنگاری خود را برای روزنامه «کوریه ره دلا سرا» ارسال کند؛ گزارش هایی تکان دهنده و جذاب که افکار عمومی غرب را با انقلابیون ایران همراه کرد.

فیلسوف فرانسوی دو بار به ایران سفر کرد و آن گونه که از یادداشت هایش برمی آید در این سفرها، علاوه بر حضور در راهپیمایی ها و دیدن تلویزیون و خواندن روزنامه، با برخی امرای ارتش، رهبران مخالفان، نزدیکان دربار و مردم عادی هم به مذاکره پرداخته است. حاصل این سفرها در غالب 8 یادداشت در رسانه های غربی منتشر شد که بدون تردید در به سکوت کشاندن متحدان شاه موثر بود چرا که نشان می داد چگونه پیوند مردم با نهادهای رسمی گسسته، چگونه آنان نهادهای خود را به وجود آورده اند، چرا و چگونه خانواده سلطنتی را به باد انتقاد می گیرند، چگونه رهبری انقلاب را می ستایند، چگونه حاضرند برای رسیدن به هدف جان خود را فدا کنند، چگونه رسانه های رسمی را دور می زنند، چگونه استبداد و فساد را محکوم می کنند و... یادداشت های فوکو درباره ایران عبارتند از: «ارتش: وقتی زمین می لرزد»، «شاه صد سال دیر آمده است»، «تهران: دین بر ضد شاه»، «ایرانیها چه رویایی در سر دارند؟»، «شورش با دست خالی»، «آزمون مخالفان»، «شورش ایران روی نوار ضبط صوت پخش می شود؟» و «رهبر اسطوره ای شورش ایران».

او در مقاله اول نشان می دهد که مردم بی اعتماد به حاکمیت، پس از زلزله طبس به جای اقامت در خانه های جدیدی که ارتش احداث کرده، خود شهرکی ساخته و در آن اقامت گزیده اند. او مقاله اش را با حوادث 17 شهریور و کشتار مردم ادامه می دهد و در نهایت نتیجه می گیرد ارتش کارایی و انگیزه حفظ وضع موجود را ندارد. در مقاله دوم او پروژه مدرنیزاسیون در ایران را به نقد می کشد و در یک تحلیل جالب، شاه را مظهر کهنه پرستی معرفی می کند. در مقاله سوم او ریشه های مذهبی انقلاب را جستجو می کند و در مقاله بعدی، از مخالفت عموم مخالفان با دخالت های آمریکا گزارش می دهد. در همین جاست که می گوید مردم ایران میدانند می خواهند و چه نه. از جمله می نویسد: «شما چه می خواهید؟ در مدت اقامت در ایران یک بار هم واژه انقلاب را از زبان کسی نشنیدم اما از پنج مخاطب من، چهار نفر جواب می دادند حکومت اسلامی...»

در مقاله پنجم، فوکو کوتاه اما پرشور از پیشروی آرام و دست خالی انقلابیون می گوید و رفتن قطعی شاه و برافتادن حکومتش را پبش بینی می کند. مقاله ششم درباره تحرکات سیاسی شاه و پاسخ مخالفان است که باز هم فوکو پیش بینی می کند بزودی وحدت ارتش خواهد گسست و جناح هایی از ارتش به انقلابیون می پیوندند. مقاله هفتم مصادف با آغاز ماه محرم و شروع اعتصابات و راه پیمایی های سراسری نوشته شده؛ فوکو از اتحاد مردم به وجد آمده و در گزارشش از وحدت اعتصاب کنندگان ساکن شمال شهر تهران و آلونک های آبادان سخن می گوید و بالاخره در مقاله آخر، به محبوبیت و مقبولیت امام خمینی اشاره می کند: « و از اینجاست که نقش شخصیت آیت الله خمینی پهلو به افسانه می زتد. امروز هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی ای، حتی به پشتیبانی همه رسانه های کشورش نمی تواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین شخصی و چنین نیرومند دارند...»

اطلاعات کتاب: فوکو کتابی با نام «ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟» ندارد. مقالات او درباره ایران در جلد سوم یادداشت های پراکنده اش منتشر شده و مترجم، برای نخستین بار همه این یادداشت ها را یکجا گرد آورده است. کتاب بار اول در سال 77 منتشر شد و بلافاصله به چاپ دوم رسید. غیر از طرح جلد که معنای خاصی ندارد، ابراد دیگری نمی توان به کتاب گرفت.

نویسنده: میشل فوکو

مترجم: حسین معصومی همدانی

ناشر: هرمس 1377

شابک: 6-32-6641-964-978

قطع: پالتویی

قیمت: 70 صفحه، 200 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -