تبلیغات
کتاب باز - طوفان واژه ها

طوفان واژه ها

چهارشنبه 1 آذر 1391 01:12 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

در فهرست مرثیه سرایان، نام سیدحمیدرضا برقعی تازه است اما به همان میزان معتبر هم هست. شعرهایش به جان علاقه مندان می نشیند و بی علاقه ها هم نمی توانند از تحسینش خودداری کنند. محمدعلی مجاهدی در توصیفش می گوید: «این شاعر پرشور و جوان به دستیاری عقل پیرش، اوج سختگی و پختگی را در بلندای ارادتی که به اهل بیت دارد جستجو می کند و به تسخیر قله های دور از دسترسی نائل می آید که برای همگان خصوصا همگنان او شگفتی زاست. تلقی این شاعر نازک خیال از وقایع تاریخی و برداشتی که از مقوله های دینی دارد، در عین شاعرانگی با رگه های روشنی از شعور و شهود همراه است و با روایتی نه چندان عریان، حاقّ مطلب را به ذهن مخاطب القاء می کند.» این مشهورترین اثر برقعی است در وصف واقعه عاشورا:

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد

ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد

در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد

شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

احساس کرد از همه عالم جدا شده ست

در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت

وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت

وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت

مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

باز این چه شورش است که در جان واژه هاست

شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

می رفت سمت روضه یک شاه کم سپاه

آیینه ای ز فرط عطش می کشید آه

انبوه ابر و نیزه و شمشیر بود و ماه...

شاعر رسیده بود به گودال قتلگاه

 

فریاد زد که چشم مرا پرستاره کن

مادر بیا به حال حسینت نظاره کن

بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت

دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت

یک بیت بعد واژه لب تشنه را گذاشت

تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پابه پاش چهان گریه می کند

 دارد غروب فرشچیان گریه می کند

با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید

بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید

او را چنان فنای خدا بی ریا کشید

بر پیکرش به جای کفن بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را حروف را

از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت

بالاگرفت کار و سپس آسمان گداخت

این بند را جدای همه روی نیزه ساخت

«خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت

بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود»

او کهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن...

پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن...

خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن...

شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن...

در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس

شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

اطلاعات کتاب: کتاب طوفان واژه ها شامل 25 سروده شاعر است که تناکنون توسط سه ناشر مختلف به چاپ رسیده و منتشر شده است. کتاب در مجموع 12 بار تجدید چاپ شده و از چاپ ششم به بعد توسط نشر فصل پنجم عرضه شده. چاپ دوازدهم کتاب در سال 90، 2200 نسخه تیراژ دارد.

شاعر: سیدحمیدرضا برقعی

ناشر: فصل پنجم

شابک (دوره):  1-2-90886-600-978

قطع: رقعی کوچک

قیمت: 80صفحه، 2500 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -