تبلیغات
کتاب باز - گزارش یک مرگ

گزارش یک مرگ

دوشنبه 21 مرداد 1392 04:15 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

نه گزارش مستند است و نه رمان و هم گزارش مستند است و هم رمان؛ روایت خلاقانه کشته شدن یک روستایی دورگه به جرم اثبات نشده هتک حرمت خواهری که چند ساعت پس از ازدواج به خانه بازپس آورده می شود؛ تهدید به اعاده حیثیت که همه آن را شنیده اند اما هیچ کس باورش ندارد و برادران تهدیدکننده را جدی نمی گیرد و چنین می شود که «سانتیاگو ناصر» به قتل می رسد.

گابو، مستقیم سراغ اصل موضوع می رود و همان خط اول، تکلیف خواننده را روشن می کند که قرار نیست در تعلیق مرگ یا نجات شخصیت اصلی باشد؛ بنابراین چنین آغاز می کند: «سانتیاگو ناصر، روزی که قرار بود کشته شود، ساعت پنج و نیم از خواب بیدار شد تا به استقبال کشتی اسقف برود.»   

جهان داستان، روستایی است بر کناره کارائیب با ویژگی های عام همه روستاهای جهان و چند ویژگی خاص. ویژگی عامش اینکه تقریبا همه، همدیگر را می شناسند و اگر هم کاری به کار هم ندارند، از هم خبر دارند و دیگر اینکه به حضور غریبه ها مشکوک اند مگر آن که متوجه شوند برای چه منظوری به محل زندگی شان آمده است. ویژگی خاصش هم اینکه ساکنان این روستا چند سالی هست در حسرت آمدن اسقف به روستای شان هستند و برای همین، احتمال پیاده شدنش در ساحل روستا، آنان را به آذین بندی خیابان ها و برگزاری مراسم استقبال ترغیب می کند.

نویسنده برای گزارش قتل یکی از شهروندان این جهان کوچک، همه این ویژگی ها را در نظر می گیرد و بنابراین خانواده و دوستان ناصر، خانواده و دوستان داماد، خانواده عروس، دوستان مشترک این ها و مقامات شهر را که لاجرم با مرگ غیرمنتظره یکی از شهروندان پایشان به ماجرا کشیده می شود، می شوند پایه های روایت؛ هر یک از آنان از منظر خود ماجرای آن روز را برای راوی تعریف کرده اند و کنار هم قرار دادن همین نگاه های مختلف است که داستان قتل از پیش اعلام شده این روستایی متمول و خوش ­تیپ را جذاب می کند. جشن عروسی با آن که موضوعیت خود را از دست داده، ادامه می یابد و به مراسم استقبال صبح (که از اساس بی مورد است و حتی اسقف به خود زحمت پیاده شدن از کشتی را نمی دهد) وصل می شود؛ تا سانتیاگوی منگ از نوش خواری و خسته از خوش گذرانی و البته متعهد به حضور در مراسم استقبال، قربانی شود و هرج و مرج ناشی از رفت و آمدهای به جشن، مادر و پیش خدمتش را به اشتباه می اندازد تا لحظاتی قبل از وقوع اتفاق، درب خانه را ببندند و قاتلین مردد را به هدف شان برسانند. به این ترتیب خواننده، که از ابتدا داستان انتهای آن را می داند، نه از حادثه که از شیوه روایت آن هیجان زده می شود.

این اثر مارکز غیر از همه ویژگی های معمول آثار او، مانند طنازی ملایم اما موثر یا تعدد شخصیت یا نوعی خاطره بازی، یک ویژگی خاص هم دارد؛ اینکه چیره دستانه ارزش «روایت» را نشان می دهد.

اطلاعات کتاب: این اتفاق فقط در ایران عجیب نیست که از یک کتاب، چند ترجمه در بازار وجود داشته باشد، اما این اتفاق که یک کتاب از یک مترجم، توسط چند موسسه مختلف منتشر شود، در ایران هم اتفاق عجیبی است. یکی از ترجمه های موجود در بازار، متعلق به لیلی گلستان است؛ مترجمی که تمام هنر خود را بکار گرفته تا متنی روان و یک دست ارائه دهد. او در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد در سال 88، خاطرات جالبی را از ترجمه اش بازگو کرد: «من یک روز رفته بودم خیابان انقلاب و از کتاب فروشی روزبهان رد می شدم. رفتم با آقای هاشمی سلامی بکنم. ایشان گفتند چه کاری را الان در دست داری؟ من هم با خوشحالی گفتم گزارش یک مرگ از پیش اعلام شده مارکز. گفت اِ؟ چه عجیب، یک دقیقه صبر کن الان از چاپخانه می آورندش. من هیچ وقت آن حالم را فراموش نمی کنم؛ آن طور که دلم هری ریخت پایین و آن گرمایی که مرا گرفت. اینکه واقعاً شوکه شدم و بغض شدید کردم. گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی این کتاب را ما درآوردیم و الان رفته اند از چاپخانه بیاورندش. من خیلی حالم بد شد. آن موقع ترجمه کتاب تمام شده بود و مشغول پاکنویس کردنش بودم. چیزی نگفتم و با حال بد برگشتم خانه و تلفن کردم به ناشرم (نشر نو) و گفتم قصه این است. گفت اصلاً مهم نیست. و اینقدر برعکس من با آرامش و خونسرد برخورد کرد که من را آرام کرد. گفت اصلاً مهم نیست. همیشه این طور بوده که کتاب هایی همزمان ترجمه شده اند و در آمده اند. یا دیر و زود. ما می نشینیم به تماشا که مردم کدام را می خرند. یک جوری من را آرام کرد. ولی حالم خیلی بد بود. من به سرعت کار را تمام کردم و خب مردم لطف داشتند و کتاب به چاپ های زیادی رسید و ترجمه دیگرش فکر نمی کنم فروش چندانی کرد.»

ترجمه گلستان از گزارش یک مرگ را سال 61، نشر نو منتشر کرد و سال 69، نشر البرز. سال 88 و پس از چند سال نایاب بودن کتاب، نشر ماهی آن را با سروشکلی جدید روانه بازار کتاب کرد و در یک نوآوری بجا، بجای مقدمه یک گفت­وگوی کوتاه و خواندنی با نویسنده را قرار داد.    

نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

مترجم: لیلی گلستان

ناشر: ماهی

نوبت چاپ: اول ناشر، بهار 88

شابک: 2-90-9971-964-978

قطع: جیبی

قیمت: 135 صفحه، 2400 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -