تبلیغات
کتاب باز - ماجرای مک فارلین

ماجرای مک فارلین

دوشنبه 11 شهریور 1392 06:01 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

بعد از پیروزی خیره کننده نیروهای مسلح ایران در عملیات والفجر 8 در اواخر سال 1364، که به فتح جزیره استراتژیک فاو منجر شد، هم در داخل و هم در خارج کشور عده زیادی پایان جنگ ایران و عراق را قریب الوقوع می دانستند و پیروزی نهایی را با ایران. اما در نیمه اول سال 65، چند اتفاق هم زمان، شرایط دیگری را رقم زد؛ زمزمه ها و شایعاتی درباره سازش ایران با غرب منتشر می شد، به موازات آن انتقادات قائم مقام رهبری از شرایط سیاسی و اقتصادی داخلی شدت می یافت و از آن سو درگیری و جناح بندی های سیاسی زیاد و پررنگ می شد و... شایعات در نیمه دوم سال 65 رنگ واقعیت به خود گرفت و ابتدا روزنامه «الشراع» لبنان، از سفر یک هیات آمریکایی به ایران پرده برداشت. چند روز بعد، دفتر تحکیم وحدت بیانیه ای تحلیلی درباره جنگ و روابط ایران و غرب منتشر کرد و در نهایت، رئیس وقت مجلس، حجت الاسلام هاشمی خبر را کامل کرد؛ فرستاده رونالد ریگان با نام مک فارلین در رأس یک هیأت دیپلماتیک با گذرنامه اسکاتلندی وارد تهران شد اما هیچ مقام بلندپایه ای با آنان ملاقات و مذاکره نکرد.

چندی بعد شرایط داخلی و خارجی ایران دستخوش تغییرات جدی شد؛ برخورد با یکی از نزدیکان آیت الله منتظری به نام مهدی هاشمی در دستور کار وزارت اطلاعات قرار گرفت که بر حجم و گسترده انتقادات ایشان افزود، احساس سر خوردگی در برخی از نیروهای انقلابی و به اصطلاح آن ایام حزب اللهی تقویت شد، ورودی نیروهای داوطلب به جبهه ها کاهش یافت و عملیات های متوالی ایران یا لو می رفت یا به شکست می انجامید تا جایی که عملا تا پذیرش قطعنامه 598 پیروزی چشمگیری حاصل نشد.

پس از باز شدن فضای سیاسی کشور در پس خرداد 76، تحلیل هایی درباره سفر مک فارلین به تهران، افشای آن و تاثیرش بر سرنوشت جنگ منتشر شد. طبق این تحلیل، که عمدتا با هدف پررنگ کردن نقش هاشمی رفسنجانی ارائه می شد، امکان نداشت که مشاور امنیت ملی کاخ سفید بدون اطلاع مقامات ایرانی صورت گرفته باشد و بی اطلاعی امام خمینی از این مذاکرات، سبب مخالفت ایشان با مذاکره مستقیم شد. در نتیجه این بی تدبیری مقامات کشور در عدم اطلاع رسانی به امام، طرف آمریکایی به سمت عراق متمایل شد. ضمن اینکه در شرایط آن روز جهان و وجود سایه جنگ سرد بر سر کشورها، اتحاد جماهیر شوروی هم برای عقب نماندن از امریکا در خاورمیانه به تقویت بیشتر قوای نظامی متحد قدیمی خود یعنی عراق سوق پیدا کرد و همین سبب شد که ایران نتواند با پیروزی نظامی جنگ را به پایان برساند. زمزمه هایی هم درباره نقش مهدی هاشمی در افشای خبر سفر مک فارلین به تهران مطرح می شد و در نتیجه ریشه دستگیری و اعدام او و سلسله اتفاقاتی را که به قضایای برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری منجر شد، در داستان مک فارلین جستجو می کرد. در همان مقطع پاسخ های مختلفی به این تحلیل ها داده شد اما هیچ گاه، هیچ یک از مسئولین اجرایی و تصمیم گیران آن مقطع حاضر به روشن کردن ابعاد سفر مک فارلین به تهران نشدند. بنابراین سئوالاتی مانند اینکه چه کسی نخستین بار تصمیم به مذاکره با امریکایی ها گرفت، مذاکرات چگونه و در چه سطح و چند مرحله انجام شد، زیر نظر کدام مرکز، ستاد یا مقامات بود، چرا و چگونه مک فارلین به تهران آمد، چرا و در چه فرایندی هیچ مقام رسمی با او مذاکره نکرد، نقش دولت و وزارت خارجه، نحوه لو رفتن داستان و... بی جواب مانده است.

در این شرایط وقتی کتابی به قلم فرزند آیت الله هاشمی به عنوان یکی از اصلی ترین مقامات تصمیم گیر در دهه اول عمر جمهوری اسلامی درباره این قضیه نوشته می شود، قاعدتا باید به ابهامات مختلف در این مورد پایان دهد و اگر فرض کنیم هنوز افشای کامل ماجرا به دلایل امنیتی به صلاح نیست، حداقل برخی از زوایای آن را روشن کند. اما کتاب محسن هاشمی نه تنها به پرسش های موجود پاسخی درخور نمی دهد، که بر ابهامات ماجرا می افزاید.

طبق آنچه در کتاب آمده، مذاکره با مقامات امریکایی از دو کانال مختلف انجام شد؛ کانال اول کنگرلو از ایران با یک ایرانی مقیم امریکا به نام قربانی فر (که به دلالی سلاح شهره بود) و پس از شکست کانال نخست، کانال دوم با نقش آفرینی علی هاشمی از ایران و فردی به نام آلبرت حکیم از آن سو. اما مشخص نیست که ارتباط گیری چگونه انجام شده، مذاکرات در چه سطحی و با چه جزئیاتی، کجا و چگونه بوده و... عجیب تر آن که طبق آن چه در کتاب آمده، طرف آمریکایی تقریبا به همه تعهدات خود عمل کرده اما طرف ایرانی، چند بار و به بهانه های گوناگون حاضر به انجام تعهدات خود نشده شد. به عبارت دیگر کتاب تصویری متعهدانه از دیپلمات های امریکایی و چهره ای بی مسئولیت، پشت هم انداز و بدقول از طرف ایرانی ارائه می کند. برای نمونه طبق ادعای نویسندگان کتاب، امریکا چند بار برای نشان دادن حسن نیت خود، موشک هایی را به ایران ارسال می کند اما طرف مقابل، با این توجیه که نفوذ ما بر همه نیروهای جهادی لبنان یکسان نیست، حاضر به تلاش برای آزادی گروگان های امریکایی نمی شود.

به هر حال گرچه کتاب حاضر، اولین منبع رسمی درباره یکی از مبهم ترین رخ دادهای تاریخ جمهوری اسلامی است و انصافا اطلاعات مفیدی برای کسانی که هیچ اطلاعی از قضیه ندارند، دارد با این حال چندان در روشن کردن ابعاد پیچیده ماجرای مک فارلین موفق نیست. شاید اگر خاطرات نقل شده از کنگرلو یا علی هاشمی به عنوان دو مذاکره کننده ارشد ایرانی حجم بیشتر و اطلاعات مفیدتری داشت یا پدر نویسنده حاضر می شد بخشی از خاطرات خود از ماجرا را منحصرا در اختیار نویسنده بگذارد، کتاب واجد ارزش های بیشتری می بود.  

اطلاعات کتاب: غیر از متن اصلی که روایت هایی تحلیلی از تلاش ایران برای خرید مایحتاج نظامی خود، گره خوردن این احتیاج با نیاز کاخ سفید به کسب آبرو نزذد شهروندانش با آزادکردن گروگان ها در لبنان و در نهایت ماجرای کانال اول و دوم مذاکره است، بخشی هم به ضمایم و تصویرها اختصاص یافته که از جمله می توان به متن کامل بیانیه تحکیم وحدت در اعتراض به «احتمال مذاکره با غرب»، گزارش تاور درباره رسوایی ایران کنترا در ایالات متحده، سخنرانی اما درباره ماجرا و تصاویری از گذرنامه های هیات آمریکایی و اقلامی که همراه داشتند اشاره کرد. معرفی بازیگران اصلی این ماجرا و جدولی از جزئیات خرید تسلیحات توسط ایران، از دیگر اطلاعاتی است که در کتاب یافت می شود. استقبال از کتاب (3 چاپ در دو سال) نشان از عطش پژوهشگران تاریخ معاصر برای اطلاع از اصل «ماجرای مک فارلین» دارد.

نویسنده: محسن هاشمی، حبیب الله حمیدی

ناشر: دفتر نشر معارف انقلاب

نوبت چاپ: سوم، 1390

شابک: 1-19-7193-964-978

قطع: وزیری

قیمت: 250 صفحه، 5000 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 شهریور 1392 06:06 ب.ظ