تبلیغات
کتاب باز - حق به شهر

حق به شهر

پنجشنبه 28 شهریور 1392 08:28 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،


کتاب جدید هاروی از شیوه های تحمیل شهر به فقرا می گوید؛*

کلیدی برای فهم بحران مسکن در تهران!


چرا قیمت زمین در بافت های فرسوده تهران تفاوت چندانی با قیمت زمین در بافت های نافرسوده ندارد؟ چگونه توسعه پایتخت، فقرا را هر روز و هر روز بیشتر به حاشیه می راند؟ بورژوازی کژکارکرد املاک و مستغلات چطور قیمت خانه و زمین را هر روز بالاتر و بالاتر می برد؟ چگونه بانک ها، سازمان های دولتی و نیمه دولتی و خصوصی، شهرداری، شرکت های ساختمانی و برخی بنگاه های املاک دست در دست هم، تهران را به شهری غیرقابل سکونت برای طبقه متوسط و اقشار کم درآمد بدل کرده اند؟ چرا طرح هایی مانند مسکن اجتماعی در ایران موفق نمی شود و همه دوست دارند سند ملکشان را زیر سر داشته باشند؟ سئوالاتی از این دست در ذهن بسیاری از ساکنان پایتخت طرح می شود و البته در اغلب موارد بی جواب می ماند. همه ما فقط نظاره گر چرخه گرانی روزافزون مسکنیم و هیچ دلیل عقلایی هم برای آن نمی یابیم. اما برخی از روشنفکران غربی، با مطالعه آن چه در شهرهای بزرگ اتفاق افتاده، تلاش کرده اند پاسخی منطقی به این دست سئوالات بدهند. «دیوید هاروی» از جمله این اندیشمندان است که در «حق به شهر» تلاش کرده است نشان دهد چگونه نگاه سرمایه-سالارانه به شهر، سبب به حاشیه رفتن طبقات فرودست می شود.

هاروی بر آن است که شهروندان همان قدر که حق آزادی، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق معامله و... دارند، بر شهر و تحولات آن هم محق اند و به عبارتی حق به شهر، یکی از حقوق مسلم شهروندی است: «حق به شهر بسیار فراتر از آزادی فردی در دسترسی به امکانات شهری است. حق به شهر، حق تغییر دادن خودمان از طریق تغییر دادن شهر است. به علاوه، این حقی عمومی و نه فردی است، چه این دگرگونی به طور اجتناب ناپذیری وابسته به اعمال نیروی جمعی در تغییر شکل دادن به روند توسعه شهری است. من می خواهم چنین استدلال کنم که آزادیِ ساختن و بازساختن شهرها و خودمان یکی از با ارزش ترین و در عین حال فراموش شده ترین حقوقد بشر است

نویسنده در تبیین نظریه اش، ابتدا تحولات تاریخی شهرنشینی را بررسی کرده و توسعه شهری را به دلیل کنترل و توزیع مازاد تولید، یک پدیده طبقاتی دانسته است. هاروی توسعه شهری را هم مانند هزینه های نظامی، جاذب تولید اضافه سرمایه داران می خواند و حتی فراتر از این، «کمون پاریس» در 1868 را با عنوان «بزرگ ترین رویداد انقلابی در تاریخ شهری سرمایه-داری» نتیجه تحولات شهری عنوان می کند و در ادامه با بررسی تجربه توسعه شهری در ایالات متحده، به این نتیجه جالب می رسد که سرمایه داری با تبلیغ ارزش مالکیت، سپس اعطای مالکیت با ارائه وام، افراد را به خود بدهکار می کند و از این طریق انگیزه اعتراض و اعتصاب را از آنان می گیرد.

هاروی گوشه چشمی هم به تحولات امروز جهان دارد و شهرگرایی در چین را تثبیت کننده اقتصاد جهانی و شهرگرایی در خاورمیانه را بلعنده مازاد فروش نفت می خواند و پیش بینی می کند که این روند شهرگرایی، بحران جدیدی را ساز خواهد کرد که با توجه به زمان نوشتن مقاله، 2008 میلادی، امروز می توان به درستی آن صحه گذاشت.

نویسنده در بخشی از نظریه اش، وجوه مختلف شهرگرایی را تبیین می کند و می گوید کیفیت زندگی شهری مانند خود شهر به کالا تبدیل شده، ساختمان و خیابان نوع جدیدی از سبک زندگی را به شهروندان تحمیل می کند و این همه به پیدایش گونه دیگری از اخلاق نئولیبرالی منجر شده که تاکید بر «مالکیت» را یک «ارزش سیاسی» می داند. این نئولیبرالیسم است که منافع دولت و بخش خصوصی را یکی کرده و به این ترتیب شهرگرایی را تضمین کرده است. طبق این الگو، عجیب نیست که مناطقی از شهر به جزیره زندگانی افراد بسیار ثروتمند تبدیل شود که برای رفاه بیشتر پلیس خصوصی را به خدمت می گیرند و از خدمات آموزشی، ورزشی و تفریحی خاص و اختصاصی بهره می برند. (چنین جزایری را در شمال شهر تهران می توان یافت!) طبق همین الگو، نویسنده توضیح می دهد که شهرهای جدید برای کنترل تهدیدات طبقه فرودست، دائما آنان را به حاشیه می راند.

هاروی در انتهای مقاله کوتاهش، راه حل مورد نظر خود را هم ارائه می دهد؛ تبدیل حق به شهر به هدف اول مبارزات سیاسی و خواسته نخست جنبش های اجتماعی: «یک قدم در جهت وحدت بخشیدن به این مبارزات این است که حق به شهر به عنوان شعاری هم عملی و هم سیاسی اتخاذ شود، درست از این رو که این شعار بر این نکته تمرکز می کند که چه کسی ارتباط لازم میان شهرگرایی و تولید اضافی، و بهره گیری از آن را در کنترل خود دارد. دموکراتیزه شدن این حق، و بنا نهادن یک جنبش اجتماعی وسیع برای اعمال اهداف آن، امری الزامی است اگر سلب مالکیت شدگان بخواهند کنترل خود را بر آن چه که مدت های طولانی از آن محروم بوده اند، بازیابند. و اگر بخواهند شیوه های شهرگرایی جدید برقرار سازند. لوفور حق داشت اصرار داشته باشد که انقلاب یا باید شهری به معنای وسیع کلمه باشد، یا هیچ».

نویسنده: دیوید هاروی، اندی مری فیلد

مترجم: خسرو کلانتری

ناشر: مهرویستا

نوبت چاپ: اول، 1392

شابک:  978-600-9259-79-3

قطع: رقعی

قیمت: 112 صفحه، 5000 تومان

 

*ماه نامه نمایه تهران، دوره جدید، شماره یک، شهریور 92





دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: جمعه 5 مهر 1392 01:27 ب.ظ