تبلیغات
کتاب باز - نادر شاه

نادر شاه

سه شنبه 28 آبان 1392 08:00 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: ناب و نایاب ،

نادر از معدود پادشاهان ایرانی است که به نیکی یاد می شود؛ شاید به واسطه کشورگشایی اش و برگرداندن حس افتخار به مردمانی سرخورده که در پس هر جنگ، تکه ای از خاکشان را به مهاجمان می دادند. شاید هم چون شرق و غرب و شمال و جنوب را درنوردید تا ایران، ایران بماند.
نادر پس از صفویان ظهور کرد، وقتی ایران در آتش هرج و مرج می سوخت و طوایف گوناگون، مدعی تاج و تخت بودند. او بپا خاست و لشکری فراهم کرد و توانست مدعیان را از میدان به در کند. اما در اواخر عمر، چنان بدبین و ظنین و پرخاشجو بود که بر پسرش هم رحم نیاورد و او را کور کرد و از همین جا، زوال دولتش آغاز شد. رضازاده شفق درباره اش می نویسد: «از حوالی بیست سالگی به دفاع و جنگ قیام کرد و مدت چهل سال تمام با طوایف و عشایر متعدد و مدعیان و یاغیان گوناگون و خیانت پیشگان اطرافیان و متعاهدان خودش و با عشایری که به حکومت مسلط شده بودند و برتر از همه اینها، با لشکریان جرار دو دولت بزرگ زورمند همسایه یعنی روسیه و عثمانی نبرد نمود و به سال 1151 به شبه قاره هند لشکرکشی کرد و تا دهلی رفت و در طی این چهل سال، بخصوص سی سال اخیر آن، تقریبا هیچ وقت تن آسائی نکرد و استراحت نصیبش نشد و عمر خود را در کمر اسب یا چادرهای اردوگاه ها گذراند. و اگر تسعید فتوحاتی یا جشن نوروزی فراهم می گشت، غالبا در یکی دو هفته برگزار می شد و باز لشکرکشی آغاز می نمود و و اگر باز وقفه و فاصله های کوتاهی رو می داد، با رسیدگی به عرایض و عزل و نصب می گذشت و جز چند ساعت خواب شبانه، که معمولا در بیابان ها بود، راحت و سکونت به او دست نمی داد و هر وقت جنگی را پایان می داد، جنگی دیگر آغاز می شد و فتنه ای را می خواباند، فتنه ای دیگر برمی خاست و چنان که گفتم، شاید بیش از همه خیانت و بی وفائی بعض سران و همکاران او، او را بیشتر از جنگ با دشمن رنجیده و فرسوده می ساخت و این پیشه خیانت بجایی رسید که حتی لکه آن را به دامن پسرش رضاقلی میرزا زدند و او را در سوءقصدی که به سال 1154 در جنگل های سوادکوه نسبت به نادر به عمل می آمد، دخیل شمردند. با این عوامل موثر هولناک، عجیب نیست اگر نادر با وجود تمام توانایی عظیم جسمانی و قوت اعصاب و متانت و صبوری که او را بود، سرانجام زبون گردد و اعصابش آشفته شود و او را سوءظنی و نگران و بدبین کند و متوحش و بی رحم سازد.» این عبارات تجلیل گونه البته دلیلی فراتر از خود نادر هم داشت؛ پهلوی ها (هم رضاخان و هم محمدرضا) که در حمله به قاجار افراط می کردند، می خواستند برای «نهاد سلطنت» مشروعیتی هم دست و پا کنند تا بودنشان توجیهی داشته باشد و بنابراین باید از شاهانی که در مجد ایران کوشیده بودن تجلیل می کردند و یکی از اینان، نادرشاه افشار بود که حداقل دستاوردش، زینت تاج شاهنشاه فعلی بود!

به این ترتیب تالیف آثاری در بزرگداشت نادرشاه افشار در دستور کار قرار گرفت که کتاب «نادرشاه از نظر خاورشناسان» یکی از محصولات آن بود. دکتر رضازاده شفق در مقدمه اش بر کتاب، ضمن اشاره به درخواست سپهبد فرج الله آقاولی (رئیس انجمن آثار ملی) از خود برای گردآوری و تجمیع نوشته های خارجیان درباره نادر، می نویسد آثار خارجی ها در مورد نادر به دو گروه معاصران او و پژوهشگران امروزی تقسیم می شود که این کتاب حاوی آثار گروه دوم است؛ گزیده هایی از «تاریخ ایران در دوره اسلامی» تالیف پاول هرن، «تاریخ ادبی ایران» تالیف ادوارد براون، «تاریخ ایران» سر پرسی سایکس، «تاریخ هند» پاول پرایس، و «تاریخ افغانستان» تالیف فریزر. جالب اینکه هرچه شفق در مقده اش تلاش داشته برای سفاکی های نادر توجیه بتراشد، نویسندگان خارجی غیرجانبدارانه، تصویر واقعی شاه ایران را پیش چشم می گذارند که البته در همگی ویژگی هایی نادرشاه چون جنگاوری و سلحشوری، زیرکی، سیاست کردن، توان درک مسائل پیچیده ای چون اختلافات مذهبی و... مورد تاکید قرار می گیرد.

شفق برای آن که کتاب کامل تری ارائه دهد، «تاریخچه نادرشاه» نوشته مینورسکی را با ترجمه رشید یاسی همراه سه ضمیمه مسائل مذهبی، ابنیه نادر و تاریخ محمد کاظم به آن افزوده، بخشی از نوشته های لاکهارت را نقل کرده و در بخش آخر هم «تاریخ نادرشاه» به قلم فریزر را به طور کامل آورده است. چنین است که کتاب به خوبی تصویر و تصور مستشرقین غربی از شاه کشورگشای ایران را نشان می دهد.

اطلاعات کتاب: «نادر شاه» سی و نهمین کتاب در سلسله انتشارات انجمن آثار ملی بود که در اسفند ماه سال 1339 به چاپ رسید. مقدمه دکتر شفق تاریخ بهمن ماه همان سال را در پای خود دارد که نشان می دهد کتاب به سرعت به طبع رسیده.

متن کتاب 253 صفحه است به اضافه یک صفحه غلط نامه، 20 صفحه فهرست اعلام و 3 صفحه معرفی دیگر آثار انجمن. کاغذ مورد استفاده چنان مرغوب است که پس از 50 سال، هنوز شق و رق، ورق می خورد.

گردآوری: رضازاده شفق

ناشر: انجمن آثار ملی

ثبت کتابخانه ملی: -

قیمت: -

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: شنبه 19 بهمن 1392 03:25 ب.ظ