تبلیغات
کتاب باز - مستأجر

مستأجر

چهارشنبه 20 فروردین 1393 04:52 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

از آن دست رمان هایی است که باید بدون هیچ پیش زمینه ذهنی و اطلاعات پیشینی، خواندش تا بتوان لذت کشف گونه ای خاص از ادبیات را برد؛ گونه ای که شاید بتوان در قابل درک ترین تعبیر، «کافکایی»اش خواند.

مستر ترلکوفسکی، شهروند روس تبار فرانسه، دنبال سرپناهی است برای آرامش. فردی است ساده و بدون حاشیه، بدون خوشی های معمول جوانان آن روز پاریس؛ دوسست دختر و مشروب و شب نشینی. آخر خلافش سیگار است. جایی را پیدا می کند و می شنود که «مستاجر» قبلی، از پنجره افتاده و در آستانه مرگ است. می رود به دیدن مستاجر قبلی در بیمارستان؛ سیمون شول تمام باندپیچی که چند روز بعد می میرد. ترلکوفسکی جانشین شول می شود و زندگی در محل جدید را آغاز می کند. تا اینجا سه فصل «آپارتمان»، «مستأجر قبلی» و «اسباب کشی» گذشته و شخصیت اصلی خوب معرفی شده و خوب مخاطب را خندانده است از محافظه کاری اش، ملاحظات احمقانه اش، زرنگی های بی جایش و نافهمی های بی دلیلش. در سه فصل دیگر، مستاجر جدید خوب با محیط جدید گره می خورد. میهمانی می گیرد و به دلیل زیاده روی دوستانش مورد اعتراض همسایه ها قرار می گیرد، اسراری از محیط جدید به دست می آورد و مورد سرقت قرار می گیرد. این سه فصل سویه های دیگر ترلکوفسکی را نمایان می کند که بارزترینش شاید توهم باشد. بخش دوم رمان با فصل «نبرد» آغاز می شود؛ «مستاجر» فهمیده است که «همسایه ها» قصد دارند او را نابود کنند و با تمام توان می خواهد با آنان مقابله کند. جنگ مغلوبه می شود و از بخش بعد، این دیگر ترلکوفسکی نیست که داستان را پیش می برد؛ مردی است که زن شده یا زنی که فکر می کرده مرد بوده، ترلکوفسکی هست و سیمون شول هم، یک مستاجر که می خواهد خود را از شر همسایگان خلاص کند و بمیرد یا اساسا مرده است و این همه را در سکرات مرگ دیده و...

مستاجر بهترین نمونه برای فهمیدن معنای واژه «گروتسک» است؛ یک طنز به غایت سیاه که فارغ از ارزش های ادبی، مناسبات جامعه اش را هم به نقد می کشد و حتی هجو می کند. «مستاجر» فقط و فقط می تواند در بستر شهر، آن هم شهری چون پاریس، شکل بگیرد؛ در خانه هایی تو در تو و تاریک که بهترین چشم اندازش، توالت آن سوی حیاط است. در آپارتمان هایی که آدم های مختلف و متفاوت را به اجبار کنار هم می نشاند و مجبورشان می کند با هم ارتباط داشته باشند. و حتی اگر ترلکوفسکی گوشه گیر و بی آزار و خودبسنده هم باشد، جبر روزگار او را وادار می کند با صاحبخانه دندان گرد و پیرزنی دیوانه و غیره و غیره سر و کله بزند.

اطلاعات کتاب: ترجمه فارسی مستاجر، نخستین بار در زمستان 86 و توسط نشر چشمه منتشر شد، 43 سال پس از انتشار آن به زبان فرانسه. آمدن مستاجر به بازار کتاب، فیلم بازها را یاد اثری از پولانسکی انداخت و همین به بحث برتری رمان یا فیلم انجامید و بازار کتاب را داغ کرد تا جایی که تا بهار 90، کتاب دو مرتبه دیگر تجدید چاپ شد. البته نشر چشمه طرح جلد کتاب را (که مشابه جلد چاپ فرانسوی آن بود) در چاپ سوم تغییر داد و آن را به قالب سری کتاب های «جهان نو» تبدیل کرد.

پشت جلد ترجمه فارسی، معرفی کوتاهی از نویسنده آمده است: «توپور در اروپا بسیار محبوب است، اما در نقاط دیگر دنیا کمتر شناخته شده. و این در حالی است که به عنوان یک هنرمند سنت شکن، زمینه هایی که برای ارائه دیدگاه های پوچ گرایانه اش در باره جهان برگزیده بود، بسیار گوناگون بودند: گرافیست، بازیگر، کاریکاتوریست، نویسنده، شاعر، نمایشنامه نویس، فیلم ساز...» این البته گزیده ای از یادداشت 20 صفحه مترجم است. کورش سلیم زاده در این یادداشت، بیشتر درباره فیلم مستاجر سخن می گوید تا خود رمان و در خلال آن، نویسنده را هم معرفی می کند. او البته در ابتدای نوشته اش، از مخاطبان خواسته اگر فیلم را ندیده و یا جزئیاتش را به یاد ندارد، ابتدا رمان را بخواند و بعد مقاله او را! اما از حق نباید گذشت که ترجمه اش بسیار روان است.

نویسنده: رولان توپور

مترجم: کورش سلیم زاده

ناشر: چشمه

نوبت چاپ: سوم، 1386

شابک:  978-964-362-337-0

قطع: رقعی

قیمت: 204 صفحه، 5000 تومان

 

 

 

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 02:54 ق.ظ