تبلیغات
کتاب باز - نسیم بیداری 48

نسیم بیداری 48

شنبه 17 خرداد 1393 09:38 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: مجله بازی ،

کسانی که اسم خود را «دلواپس» گذاشته اند، سال های قبل کجا بودند و چرا نگران نمی شدند؟ چرا ماجرای مک فارلین به یک معمای بدشکل در تاریخ معاصر ایران بدل شده است؟ دکتر علی شریعتی به مرگ طبیعی دنیا را وداع گفت و یا مورد سوءقصد قرار گرفت؟ این سه سئوالی است که به ترتیب در بخش های سیاست، تاریخ و اندیشه نسیم بیداری خرداد مطرح و تا حد ممکن به آن پاسخ داده شده است.

عنوان پرونده بخش سیاست، «دل واپس گرایان» است؛ گزارشی از دو هفته آغازین زندگی این جریان سیاسی «نواصولگرا»، گزیده ای از سخنان آنان در نخستین همایش بزرگشان در محل سفارت سابق امریکا، گفتگو با اسماعیل کوثری که گفته است: «نگرانیم چون چیزی تغییر نکرده»، گفتگو با بیژن نوباوه که معتقد است: «نباید فضای نقد را ببندیم»، گزارشی با عنوان «دلدادگان دیروز، دلواپسان امروز» با موضوع بررسی مواضع چهره های مطرح دلواپس در دوره احمدی نژاد، گفتگویی خواندنی با محمدصادق کوشکی از چهره های نزدیک به انصارحزب الله با عنوان «کلید روحانی در قفل شکسته است»، گفتگو با کاظم جلالی، یادداشتی از محسن غرویان، گفتگو با حمیدرضا جلایی پور که گفته است: «دلواپس منافع اند» و یادداشتی از مسعود پزشکیان مطالب این بخش را تشکیل می دهد.

پرونده تاریخ، معمای مک فارلین نام دارد و همان طور از اسمش پیدا در بیست و هشتمین سال افشای سفر محرمانه فرستاده ویژه رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت ایالات متحده به تهران، به بررسی ابعاد دیگری از این ماجرا می پردازد. در بخشی از یادداشت نخست این پرونده با عنوان «مغلوط، مبهم» می خوانیم: «تحلیل­ های غلط غیر از همه مقاصد سیاسی، یک علت دیگر هم دارد؛ بازیگران اصلی داستان در ایران هیچ­ وقت به انبوه سئوالات در این باره پاسخ نداده­ اند. واقعیت آن است که غیر از آیت­ الله هاشمی­ رفسنجانی، هیچ­ کس دیگری به صراحت یا کنایه از دخیل بودنش در ماجرا خبر نداده است. تنها و تنها آیت­ الله است که در این باره حرف می­ زند، آن هم در قالب خاطرات روزانه سال­ های 1364 و 65. آن­چه تا کنون در این­ باره رسما منتشر شده، محدود است به دو کتاب روزنوشت خاطرات او و کتاب دیگری که آن را هم فرزند آیت­ الله نوشته است. این سه کتاب، همه ادبیات رسما تولیدشده در کشور درباره تماس با آمریکا، مبادله اسلحه با گروگان­ های غربی در لبنان، سفر مک­ فارلین به تهران و در نهایت افشای ماجرا است. از لابه­ لای همین منابع محدود، چندین و چند نام را می­ توان یافت که در بطن قضیه بوده­ اند؛ غلامرضا آقازاده معاون اجرایی نخست­ وزیر، محمدعلی هادی­ نجف­ آبادی نایب رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس دوم و عضو تیم مذاکره­ کننده با مک­ فارلین در تهران، فریدون وردی­ نژاد عضو تیم مذاکره­ کننده با مک­ فارلین در تهران، محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران، علی هاشمی بهرمانی برادرزاده آیت­ الله و عامل ارتباطی دوم، محسن کنگرلو مشاور امنیتی نخست­ وزیر و... اما جز محسن کنگرلو، هیچ­ کدام دیگر تا کنون در این باره لب به سخن نگشوده­ اند. سیاست سکوت مطلع­ ترین افراد البته فقط مبتنی بر شواهد و قرائن نیست و پرونده پیش رو، آزمون عملی ان برای ما بود؛ غیر از غلامرضا آقازاده به سراغ همه مطلعان داستان رفتیم و دست خالی برگشتیم. یکی گرفتاری را بهانه کرد و دیگری، به مصلحت نبودن سخن گفتن در این باره را. یکی بی­ حوصلگی را مانع حرف زدنش عنوان کرد و دیگری، نداشتن حرفی تازه را...» در فراز پایانی یادداشت هم آمده است: «امروز که دستگاه دیپلماسی ایران در حال پوست­ اندازی است و بار دیگر به مصاف دیپلمات­ های کهنه­ کار غربی می­ رود، روایت درست آن تجربه، با همه موفقیت­ ها و شکست­ هایش، کمک شایانی به شناخت نقاط و ضعف مذاکره­ کنندگان ایرانی خواهد بود. آیت­ الله هاشمی می­ داند که اصرار بر سکوت، فقط به مذاق کسانی خوش می­ آید که چالش را بر آرامش مرجح می­ دانند.» نگاهی به اشارات هاشمی در خاطراتش به ماجرای مک فارلین، گفتگو با محسن کنگرلو مشاور امنیتی مهندس موسوی نخست وزیر وقت و مذاکره کننده ارشد ایران، گفتگو با صادق زیباکلام با موضوع تحلیل علل تلاش های امریکا برای تماس با ایران، گفتگو با جلال الدین فارسی یک از 8 نماینده ای که از وزیر خارجه در مورد سفر مک فارلین سئوال کردند اما با عتاب امام خمینی مواجه شدند، گفتگو با محمدرضا واعظ مهدوی از نیروهای خط امام و گزارشی از روایت آمریکایی ماجرا که توسط دانشگاه براون ایالات متحده تهیه شده مطالب این پرونده را تشکیل می دهد.

کنگرلو در این مصاحبه در پاسخ به دلایل اعزام مک فارلین به تهران می گوید: «می­ خواستند حالا که دست به این ریسک بزرگ زده­ اند، همه مسائل را حل کنند و به روابط عادی با ایران دست بیابند. می­ خواستند درباره جنگ و آینده منطقه با ما حرف بزنند و به نظرات مشترک برسند. می دانید که اگر موفق می­ شدند، شاید برای چند دوره حضور خود در کاخ­ سفید را تضمین می­ کردند. این­ها فقط دودرصد در انتخابات پیش رو که حدود 6 ماه بعد برگزار می­ شد، کم داشتند و می­ خواستند آن را جبران کنند و بر محبوبیت خود بیفزایند. درعین­ حال حواسشان به کشورهای متحدشان مثل عربستان و ترکیه هم بود. حتی به ما اعلام کردند که حاضریم درباره آینده عراق بدون صدام، با مشارکت ترکیه و عربستان بحث کنیم. تقریبا مثل همین شکلی که الان در عراق پیاده شده­ است.»

بخش اندیشه، سعی دارد از معمای مرگ شریعتی رمزگشایی کند؛ ایده این رمزگشایی متعلق به سارا شریعتی است که 4 سال پیش در سفری به انگلستان، به بیمارستان ساوت همپتون رفته و تلاش کرده به پرونده پزشکی پدر دست بیابد. تلاش هایش کم نتیجه بوده اما همان نتایج اندک هم، احتمال مرگ غیرطبیعی شریعتی را زیاد می کند.

سه روایت از هجرت شریعتی با عنوان «مسئله این است: مرگ یا شهادت؟»، روایت های جدید عبدالکریم سروش  و ابراهیم یزدی از وفات شریعتی، روایت احسان از مرگ پدر، گفتگو با دکتر پزشکیان و دکتر فرهودی با موضوع مدارک پزشکی مربوط به شریعتی، گفتگو با صادق طباطبایی و عنایت اتحاد، گزارشی از پیگیری های صورت گرفته از بیمارستان ساوت همپتون و مقاله ای با عنوان «مرگ شریعتی و انقلاب» مطالب این پرونده را تشکیل می دهد. غیر از جلد مجله که به شریعتی اختصاص یافته، مدیرمسئول مجله نیز یادداشت خود را به راز مانایی شریعتی اختصاص داده است. سیدمهدی طباطبایی 4 ویژگی «معلم شهید» را عامل اصلی موفقیت او می ­داند: شریعتی دلیر بود، شریعتی زمان شناس بود، شریعتی دردآشنا بود و شریعتی به عقاید مردم سرزمین خویش وفادار بود.

متن مذاکرات قانون اساسی، گفتگویی با معصومه ابتکار در مورد نسبت امنیت ملی و شرایط زیست محیطی، یادی از مرحوم مهندس عزت الله سحابی در گفتگو با حجت الاسلام دعایی از دیگر مطالب شماره خردادماه نسیم بیداری است.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: شنبه 17 خرداد 1393 09:54 ب.ظ