تبلیغات
کتاب باز - رجال عصر مشروطیت

رجال عصر مشروطیت

یکشنبه 15 تیر 1393 05:33 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

از پیروزی مشروطه تا برآمدن رضاخان میرپنج، ایران چند سال عجیب و غریب را پشت سر گذاشت؛ سال‌هایی که هیچ چیز سرجای خود نبود و دولت‌های روس و انگلیس، تقریبا هر کاری که دوست داشتند انجام می‌دادند. روس‌ها در اعتراض به استخدام و اقدامات مورگان شوستر امریکایی به عنوان خزانه‌دار کل و مسئول سامان دادن اوضاع اقتصاد، اولتیماتومی به دولت ایران دادند که شوستر را برکنار کند، هزینه لشکرکشی آنان را که برای نشان دادن جدی بودنشان تا تبریز آمده بودند، بپردازد، رسما از دولت روسیه عذر بخواهد و بدون اجازه روس و انگلیس، مستشار خارجی امضا نکند. اولتیماتوم در آخرین روزهای عمر مجلس سوم به ایران داده شد. مجلس ابتدا با اولتیماتوم مخالفت کرد و بعد منحل شد. نیروهای روسیه هم پیش‌روی در خاک ایران را آغاز کردند.

در این شرایط عده‌ای از چهرهای‌ آزادی‌خواه که می‌دانستند از دولت ایران کاری برنمی‌آید، راهی غرب کشور شدند و به ریاست نظام‌السلطنه مافی، یک حکومت ملی تشکیل دادند. به زودی و با آزارهای روس و انگلیس عده بیشتری از ملیون از پایتخت مهاجرت کردند. یک عده به همدان و کرمانشاه رفتند و یک عده هم عازم برلن شدند که مشهورترین‌شان تقی‌زاده بود. کمیته برلن به فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی گرایش داشت و بنابراین، دست به کار تهیه جزوه‌ای درباره رجال و معاریف و مبارزان ایران شد؛ کار بر عهده سیدابوالحسن علوی گذاشته شد. این سیدحسن، برادر بزرگ بزرگ علوی داستان‌نویس است و فرزند میرزامحمد صراف از نمایندگان دور اول مجلس شورای ملی..

علوی شروع کرد به جمع‌آوری اطلاعات از وضعیت زندگی و عقاید سیاسی فعالان سیاسی و حاصل شد جزوه «رجال صدر مشروطیت». او از همکاران سیدحسن تقی‌زاده هم بود که آن زمان در برلن اقامت داشت و مجله کاوه را منتشر می‌کرد. جزوه نزد تقی‌زاده ماند تا دهه‌ها بعد؛ وقتی او مجموعه اسناد و دست‌خط‌هایش را به حبیب یغمایی سپرد. چند سال گذشت تا یغمایی جزوه علوی را در میان اسناد امانتی یافت و آن را به تدریج در ماه‌نامه یغما منتشر کرد. آن‌طور که ایرج افشار آورده: «از نحوه بیان نویسنده این‌طور برمی‌آید که این سرگذشت‌ها را مخصوصا برای اطلاع آلمان‌ها تهیه می‌کرده‌اند تا ترجمه آن در اختیار سیاسیون آلمان قرار گیرد و آلمان‌ها از روی آن بتوانند رجال ایرانی را بشناسند و مسلم است که اطلاعات مربوط به شرح احوال رجال را از افواه مطلعین مختلف و ایرانیان مقیم آلمان گرفته‌اند.»

جزوه شرح حالی است از 162 نفر از سیاسیون ایران، برخی خیلی مختصر و برخی بلندتر و با تفصیل بیشتر. گرچه تلاش شده تصویری بی‌طرفانه و غیرمغرضانه از افراد ارائه شود، اما در برخی موارد نویسنده احساسات مثبت یا منفی خود را پنهان دارد. مثلا در معرفی میرزاابراهیم خان حکیم‌الملک (ابراهیم حکیمی بعدی که چند دوره نخست وزیر شد) می‌نویسد: «... حکیم‌الملک بسیار درست و با فکر و معارف‌پرور است. پدرش از درجه اول اطبای ولیعهدی مظفرالدین شاه و در فن طب قدیم، شخص اول عصر خود در آذربایجان بوده است.» اما درباره محمدعلی امین‌السلطنه می‌گوید: «از نوکرهای قدیمی ناصرالدین شاه و صندوق‌دار در سال‌های متمادی بود. سن او [در 1336 قمری] بیش از شصت و پنج سال است و تا بحال نمی‌تواند چند گلمه فارسی بخواند...» درباره حسن وثوق‌الدوله هم آورده است: «در سال 1335 به ریاست وزرا منصوب گردید و بعد از ده سال منفصل شد و حالیه که سال 1336 است، در طهران بی‌شغل است. از اشخاص با هوش و فعال نمره اول ایران است. کمالات عربی و فارسی او قابل تمجید است.»

اما ورای این قضاوت شخصی کم‌رنگ، ویژگی سرگذشت‌های علوی این است که احوال معاصران خود را گزارش کرده و بنابراین قضاوت‌هایش هم، حتی اگر با حب و بغض همراه باشد، نزدیک است به قضاوت مردم نخبه درباره عملکرد افراد نام‌آور. برای نمونه، یکی از جالب‌ترین سرگذشت‌های کتاب مربوط به حاجی شیخ فضل‌الله نوری است: «از شگردهای نمره اول حاجی میرزا حسن شیرازی معروف بود. در یایتخت مرجع امور شرعی بود. سن او بین شصت و هفتاد بود. در اوایل طلوع مشروطیت با آقاسیدعبدالله بهبهانی و سایر احرار همراه بود. بعدها با تحریکات محمدعلی میرزا شاه مخلوع و ضدیت شخصی با آقا سیدعبدالله رسما علم مخالفت بلند کرد و ظاهرا و باطنا صدمه زیادی به افکار عامه زد. در موقعی که محمدعلی میرزا مجلس شورای ملی را به توپ بست و احرار هریک به طرفی متواری و فراری گردیدند، شیخ فضل‌الله تقریبا شخص اول ایران و دربار شاه مخلوع بود و بر خلاف احکام علمای نجف، اقدامات در شکست مشروطه و تقویت استبداد می‌کرد. تا پس از فتح طهران در سال 1327، به موجب حکم هیات مدیره در میدان توپخانه واقعه در طهران در روز شنبه نهم محرم‌الحرام 1327 به دار آویخته شد.»

اطلاعات کتاب: یغمایی در آذر 62 یادداشتی می‌نویسد و ایرج افشار را مخیر می‌کند که جزوه چاپ شده در مجله یغما را هر طور که صلاح می‌داند، تجدید چاپ کند. افشار توضیحی درباره برنامه خود می‌دهد و پس از تایید یغمایی، شروع می‌کند به بازخوانی و اصلاح، جمع‌آوری عکس و تهیه فهرست اعلام برای نام‌ها و جاها. مجموعه مشابه دیگری، باز به قلم علوی و این بار، شرح حال نسبتا مفصل 11 نفر دیگر از اهالی سیاسی هم به دست افشار می‌رسد و او تصمیم می‌گیرد با تجمیع دو دست‌نوشته، آن را در قالب یک کتاب منتشر کند؛ حاصل کار برای نخستین بار در سال 1363 و تحت عنوان «رجال عصر مشروطیت» منتشر شد. افشار گفته است که چون از دیگرانی هم که پس از مشروطه فعالیت داشتند، نامی در شرح احوال آمده، نام کتاب را بجای صدر مشروطه از واژه عصر مشروطه استفاده کرده است.

در پیش‌سخن که به قلم یغمایی است، مشخصات متن اولیه چنین معرفی شده: «اوراق کتاب رجال صدر مشروطیت، قطعاتی است مقوائی که به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده و به نظر می‌رسد که بعد بعضی از قطعات را به عمد برداشته‌اند زیرا از رجالی معروف که به مشروطیت ایران خدماتی شایسته کرده‌اند، نامی نیست و نمی‌توان تصور کرد که مولف از بیان احوال ایشان غفلت کرده باشد. اوراق غالبا به خط یک نفر کاتب است و بعضی هم به خطی دیگر. در بالای غالب اوراق، با مداد نوشته شده «ترجمه شد» که معلوم میشود به زبانی دیگر (ظاهرا آلمانی) ترجمه شده.»

نویسنده: سیدابوالحسن نجفی

به کوشش: حبیب یغمایی، ایرج افشار

ناشر: اساطیر

نوبت چاپ: دوم، 1385

شابک: 1-070-331-964-978

قطع: وزیری

قیمت: 180 صفحه، 5700 تومان

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 06:18 ق.ظ