تبلیغات
کتاب باز - هجوم روس و اقدامات رؤسای دین برای حفظ ایران

هجوم روس و اقدامات رؤسای دین برای حفظ ایران

شنبه 29 شهریور 1393 02:44 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: ناب و نایاب ،

استخدام مورگان شوستر امریکایی برای اصلاح مالیه ایرانٰ سخت‌گیری او بر اطرافیان شاه سابق یعنی محمدعلی میرزای مخلوع، تشکیل یک نیروی نظامی برای تصرف املاک غصبی شعاع‌السلطنه برادر شاه که تحت‌الحمایه روس‌ها بود، اولتیماتوم اول روسیه برای اخراج شوستر و عدم قبول آن از سوی مجلس شورای ملی، فشار بیشتر روس‌ها و اولتیماتوم دوم که علاوه بر اخراج شوستر، تامین مالی لشکرکشی روسیه به ایران و سلب اختیار از دولت در استخدام مستشار خارجی را می‌خواست، عدم پذیرش آن از سوی مجلس و طبیعتا دولت ایران و در نهایت هجوم ارتش تزاری به همسایه جنوبی، از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران است و یکی از جنایت‌بارترین صفحات روابط ایران و روسیه.

ارتش تزار، آذربایجان و گیلان را اشغال کرد، قوایی به سوی خراسان روانه ساخت و دولت را تهدید کرد که در صورت عدم ژذیرش درخواست‌هایش، تهران را هم به اشغال درخواهد آورد. برای نشان دادن جدی بودن تهدیدهایش، از قزوین راه پایتخت و آذربایجان را مسدود کرد و در شهرهای اشغالی، مخالفان را از دم تیغ گذراند.

در شرایطی که اوضاع داخلی ایران وخیم و شرایط به شدت متشنج بود، عده‌ای از روحانیون ایرانی ساکن عراق به زعامت آیت‌الله آخوند خراسانی تصمیم گرفتند در حرکتی مشترک، حمایت خود از دولت ایران را اعلام و دولت روس را به صدور حکم جهاد تهدید کنند؛ این کتاب شرحی است از همین تصمیم و فراز و فرود آن: «تجاوز نیروهای نظامی روسیه به خاک ایران در پی بحران ناشی از اولتیماتوم آن دولت مبنی بر عزل مورگان شوستر، در سراسر کشور موج وسیعی از مخالفت‌ها را برانگیخت. یکی از مهم‌ترین کانون‌های این مقاومت و مخالفت را روحانیت شیعی و ایرانی مستقر در عتبات تشکیل می‌داد. سیدحسن نظام‌الدین‌زاده که خود در این تلاش و تکاژو حضور داشت، از چگونگی شکل‌گیری، اوج و بالاخره افول این حرکت گسترده، شرحی به دست داده است وافی و مستند.» نویسنده گزارشی از حوادث عراق بیان کرده که شور و هیجان در آن موج می‌زند و به خوبی طرز تلقی علمای اسلام در آن مقطع از دین و دولت، حکومت مشروطه و مشروعه، دشمن، استعداد و توان مقابله با آن، سیاست‌ورزی، دیپلماسی و... را نشان می‌دهد.

یکی از خواندنی‌ترین فرازهای این کتاب، جایی است که نویسنده مخالفت سیدکاظم یزدی با این اقدام را توضیح می‌دهد. آیت‌الله یزدی از بزرگان حوزه نجف بود، دل خوشی از مشروطه‌خواهان نداشت و محمدعلی شاه را مناسب حکومت می‌دانست، بنابراین وقتی شاه معزول مورد حمایت روسیه بود، او نیز اقدام بر ضد آن کشور را صلاح نمی‌دانست. مهاجه شیخ‌العراقین به نمایندگی از آخوند خراسانی با پسر سیدکاظم یزدی، در نوع خود بی‌نظیر است:

«شیخ‌العراقین: در خدمت آقای حاضر، آمدیم نجف تا در بین دو نفر آقا که هر دو خود را جانشین و سجاده‌نشین پیغمبر و نایب امام می‌دانند، اصلاح کنیم، ممکن نمی‌شود و از ملاقات امتناع دارند. چگونه می‌شود بین داوود خان کرد معلوم‌الحال و بختیاری لر معلوم‌الحال که هرگز دعوی تدین و تقدس ندارند اصلاح کنیم...

آقازاده: بروید محمدعلی شاه را بیاورید، او خودش اصلاح می‌کند.

شیخ‌العراقین:بسیار خوب، ما با کمال امتنان حاضریم که محمدعلی شاه را آورده بر تخت بنشانیم لکن به شرط آن‌که او از دولت روس بخواهد که اولا اولتیماتوم خود را پس بگیرد و ثانیا توسط دولت عثمانی تلگرافی به والد شما بکند که ما حق مداخله در ایران نداریم و او التیماتوم خود را پس گرفتیم...

آقازاده: همین مطلب را شماها به او تلگراف کنید.

شیخ‌العراقین: خوب است این تلگراف را آقای والد بکند.

آقازاده: آقا نخواهد کرد. آقا چه کار دارد؟

شیخ‌العراقین: این مطلب را آقا اقتراح کرده؛ خوب است مباشرت نمایند.

: آقا ابدا نمی‌کنند.

شیخ‌العراقین: خیلی خوب، آقایان تلگاف می‌کنند، آقا هم مهر کنند.

: خیر، آقا مهر هم نخواهد کرد.

شیخ‌العراقین: پس اتفاق چگونه خواهد شد؟

: اتفاق نخواهد شد.

شیخ‌العراقین: پس ایران طعمه روسیان و اسلام از دست خواهد رفت.

: الان شش سال است [اشاره به ژیروزی مشروطه] ایران از دست رفته است...»

به این ترتیب آیت­الله سیدکاظم یزدی به عنوان یکی از مراجع بزرگ تقلید حاضر به همراهی با آخوندخراسانی نمی‌شود. آخوند هم در مقابل به یارانش دستور می‌دهد سیدکاظم را ندیده بگیرند و عزم سفر کنند. قرار می‌شود بعد از زیارت حضرت امیر در نجف، کاروان طلاب و روحانیون شیعه به سمت کاظمیه حرکت کند اما چند دقیقه بعد از اذان صبح همان روز، آخوندخراسانی دردی در قفسه سینه حس می­کند و چندی نمی‌گذرد که جان می‌دهد.

نظام‌الدین زاده شرحی کامل و گزارشی مستند از مراسم تشییع و تدفین و گرامی‌داشت آخوند ارائه می‌دهد و می‌گوید به مشورت، آقایان صلاح را در حرکت دیدند.

بزرگان شیعه خود را به کاظمین می رسانند اما تازه از این‌جا مشکل آغاز می‌شود؛ آیا باید واقعا حکم جهاد دهند؟ اگر نه، منظور از این حرکت چیست؟ دو دولت عثمانی و ایرانی نسبت به آن چه تصوری دارند؟ اصلا به صلاح است که حکم جهاد با روسیه بدهند؟ این دست ژرسش‌ها البته به صراحت جواب ندارد اما از لابه‌لای مذاکرات بین علما، تلگرافات ارسالی و دریافتی و وضعیت حاکم بر شهر که در کتاب آمده، می‌توان برای‌شان پاسخ یافت.

اطلاعات کتاب: چرایش مشخص نیست اما مصحح کتاب، نصرالله صالحی هیچ توضیحی درباره نسخه مورد استفاده خود، طریقه دست‌یابی، محل نگه‌داری و... ارائه نمی‌کند و تنها در یک پاورقی در مقدمه، توضیح داده که «طبع به مطبعة‌الاداب فی بغداد، سنه 1331» مبنای کار بوده است.

کتاب از محصولات نخست نشر و پژوهش شیرازه است که سال 1377 در 2هزار و 200 نسخه چاپ شد و البته دیگر تجدید چاپ نشد. کاوه بیات که در همه این سال‌ها دبیری مجموعه تاریخ معاصر ایران نشر شیرازه را عهده­دار بوده است هم در یادداشتی بر آن، اهمیت کتاب در درک شرایط آن روز کشور را یادآوری می‌کند.

کتاب 168 صفحه و کاغذ زرد دارد که یادآور بحران درآمدهای ارزی سال انتشار و در نتیجه کاهش ورود کاغذ مرغوب خارجی است. قیمت 800 تومان برای آن در نظر گرفته شده بود اما بعدتر، ناشر در قیمت تجدید نظر و آن را به بهای 5500 تومان عرضه کرد.

نویسنده: سیدحسن نظام‌الدین‌زاده

به کوشش: نصرالله صالحی

ناشر: شیرازه

نوبت چاپ: اول، 1377

شابک:  978-964-6578-13-6

قطع: رقعی

قیمت: 168 صفحه، 800 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 02:37 ق.ظ