تبلیغات
کتاب باز - سیاهی چسبناک شب

سیاهی چسبناک شب

یکشنبه 27 مهر 1393 04:37 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

سیدمحمود حسینی‌زاد بیشتر به ترجمه شهره است تا نویسندگی. او تا کنون داستان‌های خارجی زیادی را به فارسی برگردانده که عمدتا آلمانی زبان بوده‌اند و از جمله: حمایت از هیچ اثر هارتموت لانگه، گذران روز از چند نویسنده، قاضی و جلادش، سوءظن و قول هر سه به قلم دورنمات (که در سری کتاب‌های جیبی نشر ماهی منتشر شده‌اند)، مثلا برادرم از اووه تیم، این‌سوی رودخانه ادر و آلیس به قلم یودیت هرمان، اگنس اثر پتر اشتام (که ناشرشان نشر افق بوده)، داستان‌هایی از برشت و کافکا و...

طبق یک قاعده کلی کمتر پیش می‌آید که مترجم آثار داستانی، به یک داستان‌سُرای موفق تبدیل شود و بتواند خود را از زیر سایه ترجمه‌هایش رها کند. اما حسینی‌زاد در مجموعه «سیاهی چسبناک شب» توانسته قصه‌هایی را روایت کند که «تقلبی» نیست؛ قصه‌هایی که گرچه ممکن بود به زبان دیگری هم تعریف شوند اما «هویت» دارند. به یک عبارت ساده، جهان داستان‌های کوتاه او، جهانی واقعی و باورپذیر است که با کمی اغماض می‌توان کاملا ایرانی‌اش دانست.

کتاب غیر از این خلاف قاعده، چند غافل‌گیری دیگر هم دارد. قبل از فهرست، صفحه‌ای آمده با عنوان بُلدشده «این چهار، پنج نفر،»:

1.      

مگه می‌شه؟ یه نفر هم پشت آدم باشده و هم کنار آدم؟

محبوبه هست.

یعنی؟

دستم رو می‌گیره. اگر هم از پشتم بره کنار، افتادم.

2.      

می‌دونی حسین، شب نشسته بودیم پای تلویزیون که تلفن زنگ زد.

گفتن رفتی.

محبوبه نیگام کرد. اون شب می‌خواست دوروبرم باشه که اگر ترکیدم،

جمعم کنه.

حسین این‌که می‌بینی چاره‌اش نیست، مرهم هم نیست. گاهی آدم ویرش

می‌گیره صورتش رو بگیره جلو آتیش. فکر می‌کنه هُرمش کمکش می‌کنه.

3.      

سینا قبولش نداشت.

کسرا و تارا چرا، سینا نه. خدا می‌داند چند بار از ترجمه‌ای، نوشته‌ای ایراد

گرفته بود و چند بار پسرش گفته بود: چرا خودت نکردی و نمی‌کنی؟ و او

هر بار با دلخوری خندیده بود و وقت را بهانه کرده بود.

4.      

همونی که به هم گفتی؟

-         آره به‌اش می‌گم رضا. جلو مردم آقا مهندس و معرفیش که می‌کنم

آقای مقدمیان.

5.     امید، درست. اجتماع هم درست. اما امید اجتماعی بودن دیگه از

اون حرفاست.

اما کارش رو بلده.

                                                                                    تهران 83-1382   

غافل‌گیری به همین داستان‌واره یا مقدمه یا معرفی یا همه و هیچ‌کدام ختم نمی‌شود. پشت جلد هم، نوعی معرفی محتوای کتاب است البته به سبک نویسنده-مترجم:

گاهی یک کلمه است،

گاهی یک لحظه،

که می‌تواند زندگیت را زیر و رو کند.

کلمه را نگوئی و لحظه را از دست بدهی، عمری حسرت به‌جا می‌ماند.

کدام‌یک از ما تجربه‌اش نکرده‌ایم و تجربه‌اش را نداشته‌ایم؟

کلمه‌ای که باید می‌گفتیم و نگفتیم. عکس‌العملی که باید نشان می‌دادیم و ندادیم.

سیاهی چسبناک شب از این لحظه‌ها و از این حسرت‌ها می‌گوید:

0 آشنایی باجوانی کتابفروش و خوش برخورد، نسیمی است در زندگی مردی پا به سن گذاشته و تنهامانده. نسیم که توفان می شود، مرد می‌ماند چه تصمیمی بگیرد.

0 دو نفر سال‌های سال به هم نگفته‌اند دوستت دارم، چون برای هردویشان تمام آن رابطه دوستت دارم بوده است. حالا که دیر شده، چه؟

0 دختری تمام آینده‌اش را بر دوستی و عشق با مرد جوانی بنا می‌کند، با وجود این عشق، نمی‌تواند از خطای کوچک مرد بگذرد. بار حسرت، بار ویرانگری است.

0 پسرکی به قصد کشت کتک خورده و تحقیرشده، مردی که نپرسیده می‌داند چه بر سر پسرک آمده است. هر دو باید جایی، چیزی می‌گفتند.

0 مردی ظاهرا در بهترین موقعیت اجتماعی، گاه اتومبیل را کنار جاده نگه می‌دارد تا یادی از گذشته را حال کند و بگرید.

0 مردی در باران، مقابل پنجره‌ای تاریک ایستاده و آرزو می‌کند برق رفته باشد، نه زن.

سیاهی چسبناک شب، هُرم یادها، آن وقت...، کتک خورده بود، کافه تریا، گریه می‌کرد و ردی سربی، هفت داستان مجموعه را تشکیل می‌دهند. غافل‌گیری اساسی در داستان پنجم رخ می‌دهد؛ آن‌جا که نویسنده به چیره‌دستی، از زبان یک بیچاره، زندگی تباه‌شده یک نسل را تعریف و در واقع «اعتراف» می‌کند.

نکته دیگر در باره این چند داستان کوتاه این‌که، نویسنده توانسته از زیر سایه ترجمه‌هایش بیرون بیاید، اما خنکای آن سایه را به قصه‌هایش تزریق کرده و چنین است که هر داستان را می‌توان به معانی مختلف تفسیر کرد؛ سوغاتی از فلسفه آلمانی!    

اطلاعات کتاب: سی‌ونهمین کتاب داستانی انتشارات کاروان، نخستین بار در سال 1383 منتشر شد و دو سال بعد، به چاپ دوم رسید. بهمن‌ماه 1386، کانون ادبیات ایران، جلسه‌ای با حضور حسن میرعابدینی منتقد و پژوهش‌گر، جواد جزینی داستان‌نویس و منتقد، محمدرضا گودرزی منتقد و داستان‌نویس و حسینی‌زاد برای نقد و بررسی کتاب تشکیل داد. فارغ از بحث‌های آن نشست، نفس برگزاری جلسه نقد و بررسی برای یک مجموعه داستان کم‌حجم، نشان از اهمیت آن داشت. بنابراین محتمل بود که کتاب به چاپ‌های سوم و چهارم برسد که البته با متوقف شدن فعالیت‌های ناشر، ممکن نشد.

نویسنده: سیدمحمود حسینی‌زاد

ناشر: کاروان

نوبت چاپ: دوم، 1385

شابک:  978-964-8497-17-6

قطع: رقعی

قیمت: 96 صفحه، 1400 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 02:36 ق.ظ