تبلیغات
کتاب باز - برنامه‌ریزی و توسعه در ایران

برنامه‌ریزی و توسعه در ایران

سه شنبه 18 خرداد 1395 01:13 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

چرا علی‌رغم افزایش امکانات مادی و بالارفتن میزان دانش و آگاهی، عملکرد اقتصاد ایران هر روز بدتر می‌شود؟ چرا با آن‌که بیش از 7 دهه سابقه برنامه‌ریزی متمرکز برای توسعه داریم، هنوز با شاخص‌های توسعه‌یافتگی فاصله نجومی داریم؟ داگلاس نورث، اقتصاددان نوبلیست آمریکایی، جمله‌ای کلیدی دارد که می‌تواند پاسخی ابتدایی به این پرسش‌ها تلقی شود. می‌گوید: «تاریخ مهم است. اهمیت تاریخ صرفا به این دلیل نیست که می‌توانیم از گذشته بیاموزیم، بلکه به این دلیل است که حال و آینده به واسطه تداوم نهادهای یک جامعه با گذشته پیوند دارند. گذشته، انتخاب‌های امروز و فردا را شکل می‌دهد.» این‌جا منظور از «نهاد»، سازمان‌های دولتی یا خصوصی فعال در عرصه اقتصاد نیست بلکه هر قاعده رفتاری در جامعه، یک نهاد محسوب می‌شود. بنابراین خوش‌قولی، وفای به‌ عهد، احترام به حقوق مالکیت، پیش‌بینی‌پذیری رفتار طرف مقابل، میزان صداقت و... هر کدام یک نهاد هستند که می‌توانند انتخاب‌های افراد را در موقعیت‌های گوناگون تغییر دهند. به این ترتیب در جامعه‌ای که صداقت یا وفای به عهد یک رفتار معمول است، یک رفتار اقتصادی را شاهدیم و در جامعه‌ای که این نهادها قوت چندانی ندارند، یک رفتار دیگر را.

تجزیه و تحلیل رفتارها بر اساس نهادها، از دستاوردهای دستگاه نظری نهادگرایی جدید است که حالا بیش از هر زمان دیگری مورد اقبال اقتصاددانان قرار گرفته است. به طور خلاصه، می‌توان گفت این دستگاه نظری، بر خلاف اقتصاد رایج موسوم به نئوکلاسیک، «اطلاعات کامل» فعالان در بازارهای مختلف سیاست، اقتصاد و اجتماع را مفروض نمی‌داند؛ اطلاعات افراد ناقص است و این سبب می‌شود هزینه مبادله افزایش یابد. هر چه هزینه مبادله بالاتر برود، رفتارهای حاضرین در بازار غیر قابل پیش‌بینی‌تر می‌شود. این‌جا نهادها نقشی کلیدی می‌یابند و کشورها را به تاریخ خود قفل می‌کنند؛ در کشوری که مالکیت خصوصی به هر دلیل محترم نیست و افراد جامعه، انباشت سرمایه را به دیده ظن و شک می‌نگرند، یک رفتار اقتصادی را شاهدیم و در جامعه‌ای که سرمایه‌داری، ارزش محسوب می‌شود، رفتار دیگری به چشم می‌خورد. نکته مهم این است که نهادها در طول تاریخ شکل می‌گیرند و بنابراین نمی‌توان یک‌شبه آنان را از بین برد.

با این مقدمه، به معرفی کتابی می‌پردازم که اخیرا منتشر شده‌ و به خوبی، دوام و بقای نهادهای ضدتوسعه‌ای در ایران را نشان می‌دهد. نویسنده کتاب، از اعضای «گروه مشاورین هاروارد» است؛ کسانی که از میانه‌های دهه 1330 به ایران آمدند تا به برنامه‌ریزی برای توسعه این کشور کمک کنند. این مشاوران در کنار سازمان برنامه قرار گرفتند و پس از چندی، با اطمینان از این‌که موفقیت چشمگیری نخواهند داشت، ایران را ترک کردند. طبق سنت معمول در دانشگاه‌های غرب، آنان موظف بودند تجارب خود را در غالب گزارش‌های مستدل تنظیم و منتشر کنند که چنین هم شد اما جالب آن‌که تا 5 دهه بعد، کسی در ایران سراغ این گزارش‌ها را نگرفت!

گروه اول مشاوران هاروارد در سال 1338 به ایران آمدند. این البته تصمیمی خلق‌الساعه نبود و بالدوین از سال 36 به عضویت شورایی درآمده بود که بنا داشت به خداداد فرمانفرمایان، رئیس وقت سازمان برنامه، مشاوره بدهد. در این مقطع، حاکمیت ایران از هر لحاظ خود را مستحکم می‌دید؛ در نتیجه کودتا، بسیاری از نیروهای معارض منکوب شده بودند، روابط خارجی در بهترین وضعیت بود و ایران از اعداد متحدین غرب به شمار می‌رفت، منابع مالی بیشتری (ناشی از افزایش استخراج نفت و البته وام‌های گشاده‌دستانه ایالات متحده) هم در اختیار دولت بود و حال لزوم برنامه‌ریزی متمرکز برای رشد اقتصادی احساس می‌شد. پس از مذاکرات متعدد، گروهی از اقتصاددانان دانشگاه هاروارد بالدوین به ایران آمدند که جورج بالدوین هم جزء آنان بود. او پس از بازگشت از ایران، تجربیاتش را تدوین کرد و هدف از آن را چنین بیان داشت: «آشکار کردن این نکته که تدوین و اجرای یک برنامه توسعه، چقدر دشوار و بیهوده است مگر آن که محیط سیاسی و فرهنگی مساعد، همراه آن باشد. [و] شفاف و روشن‌کردن این نکته که توسعه اقتصادی و برنامه ریزی اقتصادی ضرورتا به یکدیگر وابسته نیستند. ایران کشوری است که در آن توسعه اقتصادی در حال وقوع است اما برنامه‌ریزی اقتصادی، آن‌طور که معمولا درک می‌شود، تا حد زیادی ناکام بوده است...» سرخوردگی او از سیر حوادث در ایران، به همین مقدمه خلاصه نمی‌شود. او در جای جای کتاب، از دلایل شکست برنامه‌ریزی و عملکردی خلاف انتظار سخن می‌گوید که بیشتر از عوامل اقتصادی، به شرایط محیطی مربوط بوده است. در واقع، نهادهای شکل‌گرفته در طول تاریخ ایران، نمی‌گذاشتند برنامه‌های روی کاغذ طبق انتظارات عمل کنند: «قدرت روابط و تأثیرات فردی و ضعف اهداف، وفاداری‌ها و فشارهای غیرشخصی، بخش عمده‌ای از بی‌ثباتی زندگی سیاسی در ایران را توضیح می‌دهد. زیان‌های بی‌ثباتی را باید به زیان‌های فساد افزود. به نظر می‌رسد بی‌ثباتی در مقیاسی بزرگ وجود دارد و با نکته‌سنجی و بدون جسارت محقق می‌شود؛ رخدادی که وجود شبکه‌ نامرئی‌ای از رسوم مدیریتی را تصدیق می‌کند که علی‌رغم حملات دوره‌ای شاه، برخی از وزیران و مطبوعات تحت کنترل علیه فساد؛ به حیات خود ادامه می‌دهد. گاهی اتهام‌هایی مطرح می‌شوند و برخی بازداشت می‌شوند، اما همه افراد، از پیگیری موضوع حتی اگر نتیجه موفقیت‌آمیز باشد نیز اجتناب می‌کند. در ایران بسیار ساده‌است که فساد گسترده و بزرگی انجام داد و برای رسیدن به استانداردهای بین‌المللی، به کشور خیانت کرد. تا کنون و تا آن‌جا که به برنامه‌ریزی توسعه مربوط است، مهم‌ترین اثر چنین وضعیتی تنها تحمیل هزینه‌ای اضافی نیست، بلکه انتظار و توقع اختلاس، موجب انحراف قضاوت مردم درباره پروژه‌ها، ایجاد فشار و فریب‌های مخرب می‌شود که نباید باشند و موجب دشوارتر شدن اتخاذ آزادانه تصمیم‌ها و درستی آن‌ها می‌شود.» و جالب نیست که امروز و پس از 50 سال، هنوز می‌توان رگه‌های پررنگی از این واقعیت‌ها را در اقتصاد ایران جست‌وجو کرد؟

بالدوین باز در انتهای کتاب و در جمع‌بندی نهایی آن‌چه در طول سه سال اقامت در ایران دید، جملاتی تکان‌دهنده نوشت. او با تجلیل از نیروی انسانی قابل ایران، متذکر شد: «افراد توانا و خوش‌نیت فراوانی در حوزه‌های دولتی و خصوصی ایران پراکنده هستند که شناخت بهتری از من درباره ضعف‌های ایران دارند. اما این عده کافی نیستند؛ حداقل نه در جایی که به آن‌ها نیاز است، در کانون قدرت سیاسی و اجتماعی کشور.» او می‌افزاید که «ترکیب بی‌ثباتی، فساد و الگوی به شدت فردی مدیریت دولتی» مانع از ایجاد روابط کاری بلندمدت میان ایرانیان و طرف‌های خارجی شده است و نتیجه می‌گیرد که شکست بیش از نیمی از پروژه‌های امریکایی‌هایی در ایران، به این دلایل تعجب‌برانگیز نیست.

اطلاعات کتاب: کتاب بالدوین در سال 1967 در ایالات متحده منتشر شد و حالا بعد از 5 دهه توسط دکتر میکائیل عظیمی، که توان خود را صرف روشن‌کردن تاریخ اقتصادی ایران کرده، به فارسی ترجمه شده است. کتاب غیر از پیش‌گفتار، 9 فصل دارد که عبارتند از: فصل اول: ترتیبات، فصل دوم: برنامه‌ریزی در دوره پس از جنگ، فصل سوم: از برنامه (پروگرام) توسعه تا برنامه‌ریزی جامع، فصل چهارم: تراز پرداخت‌ها، فصل پنجم: کشاورزی، فصل ششم: صنعت، فصل هفتم: نیروی انسانی و آموزش، فصل هشتم: فرایند برنامه‌ریزی از منظری کلی و فصل نهم: نتیجه‌گیری.

به گفته مترجم، نویسنده کتاب در سال‌های 38 تا 41 در ایران اقامت داشته و 5 سال بعد، تجارب خود از ایران را در غالب یک کتاب منتشر کرده است. عظیمی دو کاستی برای کتاب برشمرده؛ نگاه از بالا به پایین و درک توسعه به معنای غربی آن. با این حال اشاره می‌کند که ضعف یادگیری جمعی در ایران و غفلت از پیشینه و تجارب تاریخی سبب شده به ترجمه کتاب ترغیب شود «به امید پرهیز از یکی از کانونی‌ترین معضلات نظام مدیریت توسعه کشور، یعنی آزمون و خطاهای مکرر.»

نویسنده: جورج بی.بالدوین

مترجم: میکائیل عظیمی

ناشر: علم

نوبت چاپ: اول، 1394

شابک:  9-747-224-964-978

قطع: رقعی

قیمت: 328 صفحه، 27500 تومان 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 06:08 ق.ظ