تبلیغات
کتاب باز - خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی

خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی

شنبه 5 تیر 1395 06:42 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

خاطرات فقیهی از اهالی تجدد *

بازخوانی آن‌چه در طلیعه عصر بیداری ایرانیان رخ داده است، کمک شایانی می‌کند به فهم آن‌چه بعد از انقلاب مشروطه در این پهنه رخ داده و تکرار شده و باز هم تکرار شده و تکرار می‌شود. گلوله میرزارضای کرمانی که شاه صاحب‌قران را بر زمین انداخت، طنین حوادثی بود که در جامعه ایران می‌گذشت مقابل چشم شاه و دربارش که بینا نبودند. مظفرالدین که بر تخت نشست، دیگر شاه و سلطنت و دم و دستگاهش، هیبت سابق را نداشت و روزنامه‌ها می‌توانستند بنویسند فلان حاکم در فلان منطقه، «غلط‌کاری» کرده است. چندی بعد، چوب‌زدن بازاری‌های تهران، غوغای مطالبه عدالت‌خانه را بلند کرد و عصر مشروطه آغاز شد؛ عصری که فنر مطالبات انباشت‌شده ایرانیان از حکومت قانون، از احترام به عرض و مال و ناموس، از عدالت، از رفاه، از امنیت، از احترام به مالکیت، از آزادی برای نقادی و... رها شد. عصر مشروطه بود، عصر تسویه‌حساب‌ها هم، عصر کندروی و تندروی هم. مشروطه‌خواهان، دو شقه شدند و قصه تقابل ساختگی مشروطه و مشروعه آغاز شد و عجبا که در راس هر کدام از جریان‌های مشروطه‌خواه معارض، فقیهی برجسته قرار داشت؛ چنین بود که فقیه شاخصی چون شیخ فضل‌الله نوری را -که آوای مشروعه بجای مشروطه سر داده بود- شیخ ابراهیم زنجانی محاکمه می‌کرد که فقیهی بود مومن به آزادی و سازگاری‌اش با اسلام.

شیخ ابراهیم زنجانی، در نجف درس خوانده بود، در محضر شیخ محمد لاهیجی و ملاکاظم خراسانی و شیخ هادی تهرانی و... پس از 20 سال به زنجان بازگشت در حالی‌که می‌گوید «خودم را مستغنی از تحصیل فقه و اصول دیده و به نهایت درجه‌ای که آمال داشتم، رسیده می‌پنداشتم.» او در مجلس اول مشروطه نماینده مردم زنجان بود، در دور دوم از تبریز وارد مجلس شد و در دوره‌های سوم و چهارم، باز وکالت زنجانی‌ها را عهده داشت. شیخ فضل‌الله را زنجانی محاکمه کرد و بر خلاف بسیاری از همکارانش در مجلس سوم، از جمله سیدحسن مدرس، اولتیماتوم روس‌ها را پذیرفت. بنابراین می‌توان گفت که شیخ ابراهیم در یکی از مقاطع مهم تاریخ این سرزمین، آغاز عصر ایران مدرن، در میانه میدان سیاست ایفای نقش می‌کرد و این میان‌داری یعنی آلودن به سیاست با همه ویژگی‌هایش در این سامان؛ دروغ گفتن و دروغ شنفتن، اتهام‌زدن و متهم‌شدن، تخریب و جعل و... با این اوصاف، زندگی‌نامه و خاطرات خودنوشت زنجانی، یکی از بهترین منابع برای ریشه‌یابی دلایل گرایش شاخه‌ای از دانش‌آموختگان حوزه علمیه به «تجدد» به طور کلی و مباحثی چون آزادی و حکومت قانون، حق انتخاب و حقوق رعایا و... به طور خاص است.

زنجانی در خاطرات خود شرحی از سوءاستفاده‌ها از دین و ویرانی ناشی از آن ارائه می‌دهد و می‌نویسد: «اکنون مخلص آنچه بعد از تامل صحیح از اساس اسلام با آنچه فعلا در جریان است، برای من محقق و روشن و آفتابی کرد که از اسلام جز نام نمانده... آن چیزی که فعلا خصوصا در ایران اسلام می‌نامند تماما بر ضد اسلام است. لیکن به طوری هم شده که الان اگر کسی بخواهد مردم را دعوت کند و وادارد که اساس اسلام را احیا کنند چون بر ضد منافع و ریاست و خدایی و ثروت و قدرت این مردم‌فریبان است آن اسلام را بدعت و کفر و باطل خواهند نامید.» با این مقدمه در 26 ماده، امهات برداشت‌های خود از اسلام و مقتضیات زمان را ارائه می‌دهد. برای نمونه می‌نویسد: «لازم است که تمام افراد بشر در فکر و فهم خود آزاد بوده و همه برای فهم حقایق از معتقدات و احوال و اعمال باید به دستور عقل و فکر صحیح یا مقدمات ثابته و محسوسه عمل کنند و با هزاران تاکید، تقلید و اطاعت کورکورانه به پدران و مربیان و گویندگان ممنوع است.»

جالب است که بیش از 100 سال پیش، این اسلام‌شناس برجسته می‌نویسد: «کلیه بشر در حقوق بشر مساوی هستند، بدون تفاوت در نژاد و زبان و رنگ و شغل و ثروت و منسب و اوصاف و انسان مراتب در حقوق انسانی ندارد. صنف عالی و متوسط و دانی در اسلامیت مقرر نیست.» یا «تمام افراد بشر در مسکن و کار و گفتار و رفتار و کردار آزاد هستند و چون این آزادی به تساوی حق عموم است بالبداهه نمی‌تواند آزادی کسی مانع حق و آزادی دیگری باشد.»

 باز از جالب‌ترین نکات در تقریرات زنجانی، این بند است: «زنان و مردان در همه حقوق بشریت مساوی هستند و هر موقع که قانون زن را نصف مرد حکم داده مانند ارث و شهادت و غیرهما همان معمول شود و در باقی امور زنان خود در اداره مال و ناموس و جان و حقوق خود استقلال دارند و هرگز محکوم نیستند که خود را پنهان کرده و صورت نیستی داده و روی را پوشانیده و خود را نشناسانیده و از کار و عمل و داد و ستد و کمک به ملت در امور زندگانی و این جهانی و آن جهانی کنار مانده اختیار نفس و عرض ایشان در دست مردان باشد.»

در شرایطی که حاکم، اختیاردار جان و مال و آبروی رعایای خود بود، فقیه زنجانی می‌نوشت: «جان و مال و آبروی عموم افراد ملت و کسانی که در امان ایشان هستند از هر نوع تجاوز و تعرض مصون است و کسی حق ندارد یک سیلی و خراشی به کسی وارد کند.» و البته متذکر می‌شود: «عموم مردمان باید مواظب بوده کسانی را که برخلاف قانون شرع کار می کنند و بر حقوق خاصه و عامه تجاوز می نمایند و امور لازمه شرع را ترک می نمایند به هر قدری که ممکن است با قول و فعل و قلم و قدم امر به معروف و نهی از منکر کنند.» با این‌که شیخ تلاش آشکاری نشان می‌دهد برای انطباق شریعت و تجدد، اما جامعه‌ای که ناتوان از مکالمه و مفاهمه بود، بسیاری از این مفاهیم (امروز بدیهی) را  برنمی‌تابید و چنین شد که شیخ نوری، کلمه آزادی را مفسده‌انگیز می‌دانست و مخالف اسلام تا در جبهه مخالفان زنجانی قرار گیرد. مرور خاطرات زنجانی، این دید را مخاطب می‌دهد که از کدام منافذ می‌توان سنت و مدرنیته را آشتی داد و چرا پروژه صد و چند ساله منورالفکرهای ایرانی هنوز به نتیجه نرسیده است.

اطلاعات کتاب: خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی برای نخستین‌بار در سال 1379 منتشر شد و در همان زمان انتشار، بحث‌های بسیاری را درباره برداشت‌های گوناگون روحانیون و مجتهدان از مشروطه و مشروعه در پی داشت. در فضای پر از ابهام و اتهام سال‌های اصلاحات، انتشار خاطرات عامل محاکمه شیخ فضل‌الله نوری، نشانه‌ای از ضدیت اصلاح‌طلبان با مشروعه عنوان می‌شد و در مقابل، محافظه‌کاران به ضدیت با روشنفکری متهم می‌شدند. به هر حال این بحث ها به دیده‌شدن و فروش بهتر کتاب کمک کرد. در دوره عدالت، ناشر و موضوع کتاب، هر دو حساسیت‌برانگیز تشخیص داده شدند و کتاب برای مدتی در محاق ماند تا آن‌که در سال گذشته، چاپ سوم آن منتشر شد.

این اثر به کوشش غلامحسین میرزاصالح بازخوانی و آماده انتشار شده است.

نویسنده: شیخ ابراهیم زنجانی

به‌کوشش: غلامحسین میرزاصالح

ناشر: کویر

نوبت چاپ: سوم، 1394

شابک:  3-54-6144-964-978

قطع: رقعی

قیمت: 270 صفحه، 14500 تومان

   درج‌شده در روزنامه سپید، دوشنبه، 24 خرداد 1395 *




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 07:06 ق.ظ