تبلیغات
کتاب باز - اتاق افسران

اتاق افسران

جمعه 29 مرداد 1395 07:38 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

جنگ، چه حمله‌ای ناجوانمردانه باشد و چه دفاعی مقدس، خسارت‌بار است و غم‌افزا. ویرانی و تخریب و مرگ و ترس جنگ را می‌توان یک طرف ترازو گذاشت و زخم‌خوردن و نقص عضوش را یک‌طرف دیگر. ویرانی و تخریب، بازسازی می‌شود، مرگ به وادی فراموشی می‌رود و ترس بعد از مدتی می‌خشکد اما نقص عضو در همه زندگی فرد و اطرافیانش می‌ماند و می‌شود آینه تمام‌نمای همه آن تخریب و ترس. همه این تلخی را مارک دوگن در رمان کوتاهش، «اتاق افسران» به تصویر کشیده است و خوب برای مخاطب مجسم کرده که یک زخم‌خورده جنگ، چگونه بارها می‌میرد و باز زنده می‌شود و در عذابی دائمی زندگی می‌کند.

رمان را که آغاز می‌کنی، حس می‌کنی با قصه‌ای پرکشش مواجهی از هیجانات جنگ که راوی‌اش، آنچه را دیده برایت می‌گوید با آب و تاب و چاشنی طنز. اما نه، خیلی زود قصه از میدان جنگ به پشت جبهه می‌رود؛ جایی که زخمی‌ها و مجروحین جمع شده‌اند تا دوباره به زندگی برگردند. آدرین، که قصه او را می‌خوانیم، خیلی زود از جنگ انصراف می‌دهد و می‌شود یک قهرمان زخمی: «صدای انفجاری را از فاصله خیلی نزدیک می‌شنوم. سوتی یک‌چهارم ثانیه‌ای. فقط فرصت می‌کنم سری را ببینم که از بدنی که روی زانوهایش خم شده، جدا می‌شود و اسبی که از پا در می‌آید و پخش زمین می‌شود. آن درجه‌دار دیگر که سوار اسب مانده بود، کنارم به زمین می‌غلتد، شانه‌اش از جا کنده شده و استخوانش بیرون زده. احساس می‌کنم تبری زیر بینی‌ام فرو می‌رود و بعد همه‌جا تاریک می‌شود.» جنگ برای مخاطب با این جملات تمام می‌شود و برای راوی آغاز؛ گل خشک‌شده، مانع خون‌ریزی‌اش شده و او با صورتی که دهان و فکش به یک حفره بی‌معنا بدل شده، حالا روی تخت بیمارستان خوابیده است: «استخوان فکی گونه به کلی نابود شده. یادداشت کنید دوست عزیز! از هم باز شدن کامل بخش‌های بالای چانه تا نیمه بینی و نابودی کامل استخوان فکی گونه و سقف دهان... از بین رفتن بخشی از زبان...»

آدرین مهم‌ترین وسیله ارتباطی‌اش را از دست داده و تلاشش برای هر حرف زدنی، به خروج اصوات نامفهوم از حلقش منجر می‌شود. حالا روی دیگر سکه جنگ را او برایمان تعریف می‌کند؛ دچار شدن زخمی‌ها به یأس، آرزوی مرگ بجای زندگی با نقص عضو، حسرت کارها نکرده و راه‌های نرفته و رشک به سالم‌هایی که نمی‌دانند چقدر سخت است نداشتن بی‌اهمیت‌ترین اعضای بدن: «با زن‌های جوان و زیبایی برخورد کردیم که از ما جز ماتحت‌مان که روی لگن می‌گذاشتیم و بوی گند و ناخوشایند زخم‌های درونی‌مان چیز دیگری نشناختند، یا تکان‌ خوردن‌های عضله‌های صورت‌های از ریخت افتادمان، یا چهره‌هایی که به علت پارگی عضله‌ها و از شدت درد به شکلی درمی‌امدند که گویی داریم می‌خندیم. بعضیها از خداوند گله‌مند شدند که انتخاب‌شان کرده تا شاهد از بین رفتن این هدیه‌ها باشند، عده‌ای دیگر او بردند تا روح غرق‌شده‌شان را نجات دهند. همگی به آلمانی لعنت فرستادیم و یقین کردیم مفید بوده‌ایم...»

نویسنده برای مجروحین بهبود یافته از طعنه «مرمت‌شده» استفاده می‌کند تا یادمان بیاید هیچ پزشک زبردستی هم نمی‌تواند زندگی انسان نقص‌عضو را مانند قبل از جراحت به حالت عادی برگرداند و شاید برای همین است که در پشت جلد کتاب آمده است: «مارک دوگن در این کتاب کوچک بزرگ، عمق فاجعه را چنان به تصویر می‌کشد که پشت آدم می‌لرزد، حتی آن‌هایی که هرگز نه جنگی دیده‌اند و نه در جنگی شرکت داشته‌اند. ما آدم‌ها چه موقع می‌خواهیم از این جنایت وحشتناک دسته‌جمعی که هیچ حیوانی مرتکبش نمی‌شود، دست برداریم؟»

اطلاعات کتاب: اتاق افسران را مترجم توانا، پرویز شهدی به فارسی برگرداننده است در پیش‌گفتاری کوتاه بر آن، نوشته توضیح داده که وقتی کتاب اصلی به دستش رسیده، تا یک نفس نخوانده‌اش، زمینش نگذاشته و خود هم متعجب است: «داستان پرهیجان و پرشور و حالی نیست که چنین مرا دنبال خودش کشانده باشد. ماجرایی است ساده و کم‌وبیش واقعی از گوشه‌ای از جنگ جهانی اول.» و بعد توضیح می‌دهد که کار را از آن جهت جذاب یافته که خیلی ساده و بی‌آلایش به دردهای جنگ می‌پردازد. امضای مقدمه، به تاریخ مرداد 1387 است و فاصله یک‌ساله تا انتشار را باید نشانه‌ای از گیرکردن کتاب در ارشاد بدانیم.

این رمان کوتاه، صدویکمین داستان خارجی نشر چشمه است که در سری کتاب‌های «جهان‌نو» منتشر شد.

نویسنده: مارک دوگن

مترجم: پرویز شهدی

ناشر: چشمه

نوبت چاپ: اول، تابستان 1389

شابک:  2-640-362-964-978

قطع: رقعی

قیمت: 144 صفحه، 3000 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 06:25 ق.ظ