تبلیغات
کتاب باز - تاریخ مشروطه ایران

تاریخ مشروطه ایران

پنجشنبه 15 مهر 1395 05:25 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

اولین تاریخ مدون مشروطه*

از روزی که رضاشاه پهلوی از ایران رفت تا روزی که محمدرضا پهلوی کشور را ترک کرد، روزی نبود که از «مشروطیت» در این کشور سخنی نباشد؛ مخالفان دیکتاتوری، از نقض قانون اساسی مشروطه و نابود کردن اساس مشروطیت سخن می‌گفتند و شاه هر اقدامش را منبعث از قانون اساسی می‌دانست و خود را پادشاه مشروطه می‌خواند. سخن گفتن از مشروطه، آگاهی می‌خواست و یکی از مهم‌ترین منابع این آگاهی، کاری بود که یک سال پیش از رفتن رضاخان منتشر شده بود؛ تاریخ مشروطه ایران به قلم احمد کسروی. تا زمان انتشار و مدت‌ها پس از آن، کتاب کسروی تنها منبع مدون و قابل استناد درباره انقلاب مشروطه ایران بود و تا همین امروز هم هیچ اثری را نمی‌توان یافت که درباره مشروطه باشد و ارجاعی به تاریخ مشروطه ندهد. کسروی که در زمان انقلاب مشروطه 16 ساله بوده و ساکن تبریزی که یکی از کانون‌های مشروطه‌خواهی بود، در سال 1302 تصمیم گرفت حوادث آذربایجان را از ابتدا قلمی کند؛ یادداشت‌هایی تهیه کرد که از 1313 سلسله‌وار در مجله پیمان منتشر شد. ارتباط حوادث تبریز با تحولات تهران و گیلان، سبب شد بررسی‌های نویسنده از وقایع تبریز فراتر رود و در نهایت دو کتاب تاریخ مشروطه ایران و تاریخ هجده ساله آذربایجان، تألیف شود. گفته بود قصد تاریخ‌نگاری ندارد و هدفش تنها ضبط وقایع و حوادث مشروطه برای آیندگان، ارج‌گذاری مبارزان گمنام مشروطه و یادآوری ایام تلخ گذشته است.

آن‌چه تاریخ مشروطه را متمایز و خاص می‌کرد، تلاش نویسنده برای جمع‌آوری مجموعه تصاویر مرتبط با مطالب بود. از دیگر ویژگی‌های کتاب، که بعدها باعث انتقادات فراوانی به آن شد، اصرار نویسنده برای استفاده از معادل‌های فارسی خودساخته برای لغات و اصطلاحات عربی بود. کسروی از پیش‌گامان افراطی عربی‌زدایی از زبان فارسی بود و بنابراین تلاش داشت در شرح حوادث و نقل وقایع، لغت‌های فارسی استفاده کند و هرجا هم که لغتی نمی‌یافت، خود واژه‌ای جایگزین می‌کرد؛ در رفت به‌جای مخارج یا هَنایش به‌جای تأثیر و سهش به جای احساس و... بعدها خیلی از مشروطه‌خواهان زنده و از جمله سیدحسن تقی‌زاده، انتقاداتی را متوجه نویسنده کردند. به اعتقاد آنان کسروی به‌خصوص در واقع تهران و آذربایجان به دقت تبریز عمل نکرده و نفرت و علاقه‌اش، در داوری‌هایش نسبت به افراد مؤثر بوده است. اما مهم این بود که کسروی، نخستین دیکته را نوشته بود و مابقی می‌توانستند غلط‌های او را بگیرند. آن‌چه رونق کتاب‌های کسروی را موجب شد، ترورش در حیاط کاخ دادگستری تهران به‌وسیله نواب‌صفوی بود. کسروی نویسنده‌ای ضدشریعت قلمداد می‌شد و اثری داشت با عنوان «شیعه‌گری» که در آن به بهانه مبارزه با قشری‌گری و تحجر، همه شیعیان را به یک چوب رانده بود. کتاب خشم محافل مذهبی را برانگیخت و نواب صفوی، این آتش را فرونشاند. اما قتل کسروی، سبب شد آثارش بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و مخاطبان تازه‌ای پیدا کند.

 

*  ماه‌نامه نسیم‌بیداری، شماره 56، ویژه‌نامه نوروز 1394




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1395 05:26 ب.ظ