صد سال تنهایی

پنجشنبه 10 شهریور 1390 03:48 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: ناب و نایاب ،

اگر نخواهیم (و مگر می شود) مقهور نام نویسنده شویم و کتاب را بدون توجه به نام آوری اش بخوانیم، بازهم با یک شاهکار رو به روئیم. داستانی که در یک دهکده شروع می شود و 100 سال همانجا می مامند بدون آنکه نویسنده فراموش کند برای شش نسل خانواده سرهنگ، باید آدم بتراشد و شخصیت بپردازد و تاریخ روایت کند.

نمی دانم آن­ها که اثر مارکز را شاهکار می دانند به کدام جنبه اثر کار دارند؛ زبان و روایت، کشش و تعلیق، سبک یا چه اما برای یک خواننده معمولی مانند من، شاید رمان از این جهت شاهکار است که علیرغم تعدد شخصیت ها و مدت زمان روایت، خط داستان گم نمی شود. تازه اگر به یاد بیاوریم که رمان هایی خوانده ایم که بیشتر از حجم «صدسال تنهایی» بوده اند اما نتوانسته­اند به صلابت آن، زندگی شش نسل از یک خانواده را تعریف کنند.


 

خوزه آرکادیو بوئندیا، اولین مردی است که به ماکوندو وارد می شود. دو پسر او آئورلیانو و خوزه آرکادیو؛ اولی در جنگ شرکت می کند و به عنوان سرهنگ و رهبر آزادی خواهان به مبارزه با دولت محافظه کار می پردازد، دومی به سفر می رود و بعد از بازگشت به دهکده ماکوندو به کارهای خلاف اخلاق می پردازد. سرهنگ آئورلیانو در طی سال های جنگ از زنهایی که با آنها در جبهه جنگ آشنا شده صاحب پسران بسیار می شود. آمارانتا دختر خانواده، تا آخر عمر مجرد می ماند و سرپرستی بچه های دیگران را برعهده می گیرد. نسل های بعدی این خانواده از خوزه آرکادیو و همسرش ربکا به وجود می آیند. از ازدواج آنها پسری به دنیا می آید که اسمش را آرکادیو می گذارند.

خوزه آرکادیو و برادرش آئورلیانو با زنی به نام پیلار ترنرا رابطه برقرار می کنند. پسر سرهنگ، آئورلیانو خوزه از همین زن به وجود می آید. آرکادیو پسر خوزه آرکادیو در غیاب پدر، اداره ماکوندو را برعهده می گیرد اما او یک دیکتاتور است. آرکادیو، از سانتا سوفیا دلا پیه داد صاحب یک دختر به نام رمدیوس و دو پسر دو قلو به نام های خوزه آرکادیوی دوم و آئورلیانوی دوم می شود. از ازدواج آئورلیانوی دوم با فرناندا دل کارپیو دو دختر با نام های آمارانتا اورسولا و رناتا رمدیوس و یک پسر به اسم خوزه آرکادیو به وجود می آیند. رناتا رمدیوس از پسری به اسم مائوریسیا بابیلونیا، صاحب فرزندی به اسم آئورلیانو می شود. این آئورلیانو بزرگ می شود و با آمارانتا اورسولا، که خاله اوست، رابطه برقرار می کند و از او صاحب پسری به اسم آئورلیانو می شود که آخرین نسل از خانواده بوئندیاست و...

شاید نبوغ ماکز را در این هم بتوان دید: داستان یک تعداد حرام زاده که اسم های شان را از پدران شان ارث برده اند و اگر به قدرت برسند، دیکتاتور می شوند و یک روستا را به تباهی می کشانند؛ مدلی که به تمامی می توان در محیط داستان، آمریکای جنوبی و البته هر جا که دیکتاتورها حکومت کرده اند، نشانه های واقعی آن را دید «...زیرا نسل های محکوم به صد سال تنهایی، فرصت مجددی در روی زمین نداشتند.»

اطلاعات کتاب: مانند اکثر آثار مهم ادبیات جهان، صد سال تنهایی را هم موسسه انتشارات امیرکبیر منتشر کرد با ترجمه بهمن فرزانه. گرچه ترجمه های زیادی از این مهمترین رمان مارکز در بازار کتاب وجود دارد، اما بسیاری معتقدند ترجمه فرزانه همچنان بهترین ترجمه است. این اثر تا سال 1357 به 4 چاپ رسید.

فرزانه رمان را از روی نسخه فرانسوی ترجمه کرده بود اما پس از انقلاب، ترجمه کیومرث پارسایی از نسخه اسپانیایی (زبان اصلی) منتشر شد که با استقبال هم مواجه شد.





دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 دی 1391 03:46 ق.ظ



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو