سیاهی چسبناک شب

یکشنبه 27 مهر 1393 03:37 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

سیدمحمود حسینی‌زاد بیشتر به ترجمه شهره است تا نویسندگی. او تا کنون داستان‌های خارجی زیادی را به فارسی برگردانده که عمدتا آلمانی زبان بوده‌اند و از جمله: حمایت از هیچ اثر هارتموت لانگه، گذران روز از چند نویسنده، قاضی و جلادش، سوءظن و قول هر سه به قلم دورنمات (که در سری کتاب‌های جیبی نشر ماهی منتشر شده‌اند)، مثلا برادرم از اووه تیم، این‌سوی رودخانه ادر و آلیس به قلم یودیت هرمان، اگنس اثر پتر اشتام (که ناشرشان نشر افق بوده)، داستان‌هایی از برشت و کافکا و...

طبق یک قاعده کلی کمتر پیش می‌آید که مترجم آثار داستانی، به یک داستان‌سُرای موفق تبدیل شود و بتواند خود را از زیر سایه ترجمه‌هایش رها کند. اما حسینی‌زاد در مجموعه «سیاهی چسبناک شب» توانسته قصه‌هایی را روایت کند که «تقلبی» نیست؛ قصه‌هایی که گرچه ممکن بود به زبان دیگری هم تعریف شوند اما «هویت» دارند. به یک عبارت ساده، جهان داستان‌های کوتاه او، جهانی واقعی و باورپذیر است که با کمی اغماض می‌توان کاملا ایرانی‌اش دانست.

کتاب غیر از این خلاف قاعده، چند غافل‌گیری دیگر هم دارد. قبل از فهرست، صفحه‌ای آمده با عنوان بُلدشده «این چهار، پنج نفر،»:

1.      

مگه می‌شه؟ یه نفر هم پشت آدم باشده و هم کنار آدم؟

محبوبه هست.

یعنی؟

دستم رو می‌گیره. اگر هم از پشتم بره کنار، افتادم.

2.      

می‌دونی حسین، شب نشسته بودیم پای تلویزیون که تلفن زنگ زد.

گفتن رفتی.

محبوبه نیگام کرد. اون شب می‌خواست دوروبرم باشه که اگر ترکیدم،

جمعم کنه.

حسین این‌که می‌بینی چاره‌اش نیست، مرهم هم نیست. گاهی آدم ویرش

می‌گیره صورتش رو بگیره جلو آتیش. فکر می‌کنه هُرمش کمکش می‌کنه.

3.      

سینا قبولش نداشت.

کسرا و تارا چرا، سینا نه. خدا می‌داند چند بار از ترجمه‌ای، نوشته‌ای ایراد

گرفته بود و چند بار پسرش گفته بود: چرا خودت نکردی و نمی‌کنی؟ و او

هر بار با دلخوری خندیده بود و وقت را بهانه کرده بود.

4.      

همونی که به هم گفتی؟

-         آره به‌اش می‌گم رضا. جلو مردم آقا مهندس و معرفیش که می‌کنم

آقای مقدمیان.

5.     امید، درست. اجتماع هم درست. اما امید اجتماعی بودن دیگه از

اون حرفاست.

اما کارش رو بلده.

                                                                                    تهران 83-1382   

غافل‌گیری به همین داستان‌واره یا مقدمه یا معرفی یا همه و هیچ‌کدام ختم نمی‌شود. پشت جلد هم، نوعی معرفی محتوای کتاب است البته به سبک نویسنده-مترجم:

گاهی یک کلمه است،

گاهی یک لحظه،

که می‌تواند زندگیت را زیر و رو کند.

کلمه را نگوئی و لحظه را از دست بدهی، عمری حسرت به‌جا می‌ماند.

کدام‌یک از ما تجربه‌اش نکرده‌ایم و تجربه‌اش را نداشته‌ایم؟

کلمه‌ای که باید می‌گفتیم و نگفتیم. عکس‌العملی که باید نشان می‌دادیم و ندادیم.

سیاهی چسبناک شب از این لحظه‌ها و از این حسرت‌ها می‌گوید:

0 آشنایی باجوانی کتابفروش و خوش برخورد، نسیمی است در زندگی مردی پا به سن گذاشته و تنهامانده. نسیم که توفان می شود، مرد می‌ماند چه تصمیمی بگیرد.

0 دو نفر سال‌های سال به هم نگفته‌اند دوستت دارم، چون برای هردویشان تمام آن رابطه دوستت دارم بوده است. حالا که دیر شده، چه؟

0 دختری تمام آینده‌اش را بر دوستی و عشق با مرد جوانی بنا می‌کند، با وجود این عشق، نمی‌تواند از خطای کوچک مرد بگذرد. بار حسرت، بار ویرانگری است.

0 پسرکی به قصد کشت کتک خورده و تحقیرشده، مردی که نپرسیده می‌داند چه بر سر پسرک آمده است. هر دو باید جایی، چیزی می‌گفتند.

0 مردی ظاهرا در بهترین موقعیت اجتماعی، گاه اتومبیل را کنار جاده نگه می‌دارد تا یادی از گذشته را حال کند و بگرید.

0 مردی در باران، مقابل پنجره‌ای تاریک ایستاده و آرزو می‌کند برق رفته باشد، نه زن.

سیاهی چسبناک شب، هُرم یادها، آن وقت...، کتک خورده بود، کافه تریا، گریه می‌کرد و ردی سربی، هفت داستان مجموعه را تشکیل می‌دهند. غافل‌گیری اساسی در داستان پنجم رخ می‌دهد؛ آن‌جا که نویسنده به چیره‌دستی، از زبان یک بیچاره، زندگی تباه‌شده یک نسل را تعریف و در واقع «اعتراف» می‌کند.

نکته دیگر در باره این چند داستان کوتاه این‌که، نویسنده توانسته از زیر سایه ترجمه‌هایش بیرون بیاید، اما خنکای آن سایه را به قصه‌هایش تزریق کرده و چنین است که هر داستان را می‌توان به معانی مختلف تفسیر کرد؛ سوغاتی از فلسفه آلمانی!    

اطلاعات کتاب: سی‌ونهمین کتاب داستانی انتشارات کاروان، نخستین بار در سال 1383 منتشر شد و دو سال بعد، به چاپ دوم رسید. بهمن‌ماه 1386، کانون ادبیات ایران، جلسه‌ای با حضور حسن میرعابدینی منتقد و پژوهش‌گر، جواد جزینی داستان‌نویس و منتقد، محمدرضا گودرزی منتقد و داستان‌نویس و حسینی‌زاد برای نقد و بررسی کتاب تشکیل داد. فارغ از بحث‌های آن نشست، نفس برگزاری جلسه نقد و بررسی برای یک مجموعه داستان کم‌حجم، نشان از اهمیت آن داشت. بنابراین محتمل بود که کتاب به چاپ‌های سوم و چهارم برسد که البته با متوقف شدن فعالیت‌های ناشر، ممکن نشد.

نویسنده: سیدمحمود حسینی‌زاد

ناشر: کاروان

نوبت چاپ: دوم، 1385

شابک:  978-964-8497-17-6

قطع: رقعی

قیمت: 96 صفحه، 1400 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 01:36 ق.ظ

هجوم روس و اقدامات رؤسای دین برای حفظ ایران

شنبه 29 شهریور 1393 02:44 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: ناب و نایاب ،

استخدام مورگان شوستر امریکایی برای اصلاح مالیه ایرانٰ سخت‌گیری او بر اطرافیان شاه سابق یعنی محمدعلی میرزای مخلوع، تشکیل یک نیروی نظامی برای تصرف املاک غصبی شعاع‌السلطنه برادر شاه که تحت‌الحمایه روس‌ها بود، اولتیماتوم اول روسیه برای اخراج شوستر و عدم قبول آن از سوی مجلس شورای ملی، فشار بیشتر روس‌ها و اولتیماتوم دوم که علاوه بر اخراج شوستر، تامین مالی لشکرکشی روسیه به ایران و سلب اختیار از دولت در استخدام مستشار خارجی را می‌خواست، عدم پذیرش آن از سوی مجلس و طبیعتا دولت ایران و در نهایت هجوم ارتش تزاری به همسایه جنوبی، از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران است و یکی از جنایت‌بارترین صفحات روابط ایران و روسیه.

ارتش تزار، آذربایجان و گیلان را اشغال کرد، قوایی به سوی خراسان روانه ساخت و دولت را تهدید کرد که در صورت عدم ژذیرش درخواست‌هایش، تهران را هم به اشغال درخواهد آورد. برای نشان دادن جدی بودن تهدیدهایش، از قزوین راه پایتخت و آذربایجان را مسدود کرد و در شهرهای اشغالی، مخالفان را از دم تیغ گذراند.

در شرایطی که اوضاع داخلی ایران وخیم و شرایط به شدت متشنج بود، عده‌ای از روحانیون ایرانی ساکن عراق به زعامت آیت‌الله آخوند خراسانی تصمیم گرفتند در حرکتی مشترک، حمایت خود از دولت ایران را اعلام و دولت روس را به صدور حکم جهاد تهدید کنند؛ این کتاب شرحی است از همین تصمیم و فراز و فرود آن: «تجاوز نیروهای نظامی روسیه به خاک ایران در پی بحران ناشی از اولتیماتوم آن دولت مبنی بر عزل مورگان شوستر، در سراسر کشور موج وسیعی از مخالفت‌ها را برانگیخت. یکی از مهم‌ترین کانون‌های این مقاومت و مخالفت را روحانیت شیعی و ایرانی مستقر در عتبات تشکیل می‌داد. سیدحسن نظام‌الدین‌زاده که خود در این تلاش و تکاژو حضور داشت، از چگونگی شکل‌گیری، اوج و بالاخره افول این حرکت گسترده، شرحی به دست داده است وافی و مستند.» نویسنده گزارشی از حوادث عراق بیان کرده که شور و هیجان در آن موج می‌زند و به خوبی طرز تلقی علمای اسلام در آن مقطع از دین و دولت، حکومت مشروطه و مشروعه، دشمن، استعداد و توان مقابله با آن، سیاست‌ورزی، دیپلماسی و... را نشان می‌دهد.

یکی از خواندنی‌ترین فرازهای این کتاب، جایی است که نویسنده مخالفت سیدکاظم یزدی با این اقدام را توضیح می‌دهد. آیت‌الله یزدی از بزرگان حوزه نجف بود، دل خوشی از مشروطه‌خواهان نداشت و محمدعلی شاه را مناسب حکومت می‌دانست، بنابراین وقتی شاه معزول مورد حمایت روسیه بود، او نیز اقدام بر ضد آن کشور را صلاح نمی‌دانست. مهاجه شیخ‌العراقین به نمایندگی از آخوند خراسانی با پسر سیدکاظم یزدی، در نوع خود بی‌نظیر است:

«شیخ‌العراقین: در خدمت آقای حاضر، آمدیم نجف تا در بین دو نفر آقا که هر دو خود را جانشین و سجاده‌نشین پیغمبر و نایب امام می‌دانند، اصلاح کنیم، ممکن نمی‌شود و از ملاقات امتناع دارند. چگونه می‌شود بین داوود خان کرد معلوم‌الحال و بختیاری لر معلوم‌الحال که هرگز دعوی تدین و تقدس ندارند اصلاح کنیم...

آقازاده: بروید محمدعلی شاه را بیاورید، او خودش اصلاح می‌کند.

شیخ‌العراقین:بسیار خوب، ما با کمال امتنان حاضریم که محمدعلی شاه را آورده بر تخت بنشانیم لکن به شرط آن‌که او از دولت روس بخواهد که اولا اولتیماتوم خود را پس بگیرد و ثانیا توسط دولت عثمانی تلگرافی به والد شما بکند که ما حق مداخله در ایران نداریم و او التیماتوم خود را پس گرفتیم...

آقازاده: همین مطلب را شماها به او تلگراف کنید.

شیخ‌العراقین: خوب است این تلگراف را آقای والد بکند.

آقازاده: آقا نخواهد کرد. آقا چه کار دارد؟

شیخ‌العراقین: این مطلب را آقا اقتراح کرده؛ خوب است مباشرت نمایند.

: آقا ابدا نمی‌کنند.

شیخ‌العراقین: خیلی خوب، آقایان تلگاف می‌کنند، آقا هم مهر کنند.

: خیر، آقا مهر هم نخواهد کرد.

شیخ‌العراقین: پس اتفاق چگونه خواهد شد؟

: اتفاق نخواهد شد.

شیخ‌العراقین: پس ایران طعمه روسیان و اسلام از دست خواهد رفت.

: الان شش سال است [اشاره به ژیروزی مشروطه] ایران از دست رفته است...»

به این ترتیب آیت­الله سیدکاظم یزدی به عنوان یکی از مراجع بزرگ تقلید حاضر به همراهی با آخوندخراسانی نمی‌شود. آخوند هم در مقابل به یارانش دستور می‌دهد سیدکاظم را ندیده بگیرند و عزم سفر کنند. قرار می‌شود بعد از زیارت حضرت امیر در نجف، کاروان طلاب و روحانیون شیعه به سمت کاظمیه حرکت کند اما چند دقیقه بعد از اذان صبح همان روز، آخوندخراسانی دردی در قفسه سینه حس می­کند و چندی نمی‌گذرد که جان می‌دهد.

نظام‌الدین زاده شرحی کامل و گزارشی مستند از مراسم تشییع و تدفین و گرامی‌داشت آخوند ارائه می‌دهد و می‌گوید به مشورت، آقایان صلاح را در حرکت دیدند.

بزرگان شیعه خود را به کاظمین می رسانند اما تازه از این‌جا مشکل آغاز می‌شود؛ آیا باید واقعا حکم جهاد دهند؟ اگر نه، منظور از این حرکت چیست؟ دو دولت عثمانی و ایرانی نسبت به آن چه تصوری دارند؟ اصلا به صلاح است که حکم جهاد با روسیه بدهند؟ این دست ژرسش‌ها البته به صراحت جواب ندارد اما از لابه‌لای مذاکرات بین علما، تلگرافات ارسالی و دریافتی و وضعیت حاکم بر شهر که در کتاب آمده، می‌توان برای‌شان پاسخ یافت.

اطلاعات کتاب: چرایش مشخص نیست اما مصحح کتاب، نصرالله صالحی هیچ توضیحی درباره نسخه مورد استفاده خود، طریقه دست‌یابی، محل نگه‌داری و... ارائه نمی‌کند و تنها در یک پاورقی در مقدمه، توضیح داده که «طبع به مطبعة‌الاداب فی بغداد، سنه 1331» مبنای کار بوده است.

کتاب از محصولات نخست نشر و پژوهش شیرازه است که سال 1377 در 2هزار و 200 نسخه چاپ شد و البته دیگر تجدید چاپ نشد. کاوه بیات که در همه این سال‌ها دبیری مجموعه تاریخ معاصر ایران نشر شیرازه را عهده­دار بوده است هم در یادداشتی بر آن، اهمیت کتاب در درک شرایط آن روز کشور را یادآوری می‌کند.

کتاب 168 صفحه و کاغذ زرد دارد که یادآور بحران درآمدهای ارزی سال انتشار و در نتیجه کاهش ورود کاغذ مرغوب خارجی است. قیمت 800 تومان برای آن در نظر گرفته شده بود اما بعدتر، ناشر در قیمت تجدید نظر و آن را به بهای 5500 تومان عرضه کرد.

نویسنده: سیدحسن نظام‌الدین‌زاده

به کوشش: نصرالله صالحی

ناشر: شیرازه

نوبت چاپ: اول، 1377

شابک:  978-964-6578-13-6

قطع: رقعی

قیمت: 168 صفحه، 800 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 01:37 ق.ظ

جبهه ملی ایران

دوشنبه 24 شهریور 1393 05:50 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

یکی از مهم‌ترین دلایل پیروزی مبارزات مردم در جریان ملی شدن صنعت نفت، هم‌سو شدن عموم نهادهای جامعه مدنی بود؛ تقریبا از نیمه­های دهه 1320، نهادهایی در جامعه ایرانی شکل گرفت که در پایان این دهه، نقشی اساسی در حمایت از مصدق و دولت او ایفا کرد. روزنامه‌ها، احزاب و گروه های مذهبی به مرجعیت آیت‌الله کاشانی از جمله این نهادها بودند و البته هنر مصدق این بود که توانست این نهادهای ناهم‌گن و نا‌هم‌گون را هم‌جهت کند.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای مصدق برای بهره‌برداری از شرایط ایجاد شده در پس غوغای نفت، «جبهه ملی ایران» بود؛ تشکلی که در اعتراض به دخالت‌های گسترده دولت در انتخابات مجلس شانزدهم و تقریبا اتفاقی شکل گرفت اما طی سال‌های 1329 تا 1332، نقشی اساسی در حمایت از روی کار آمدن مصدق و بعد، برنامه‌های دولت او ایفا کرد.

کتاب «جبهه ملی ایران از پیدایش تا کودتای 28 مرداد» روایت کورش زعیم از تشکیل جبهه ملی و اقدامات بعدی آن است:  «دکتر مصدق از مردم دعوت کرد که روز 22 مهر 1328، بذای اعتراض جلوی کاخ شاه گرد هم آیند. دکتر مصدق در این فراخوان اعلام کرد: ما تصمیم گرفته‌ایم که روز جمعه 22 مهر دو ساعت قبل از ظهر در جلو سردر سنگی اعلی‌حضرت حاضر شویم. ای مردم در آن‌جا ما را تنها نگذارید... در ساعت  موعود، ده هزار نفر در خیابان کاخ برابر خانه دکتر مصدق گرد آمدند. دکتر مصدق ژیشاژیش جمعیت به سوی سردر سنگی (کاخ مرمر) حرکت کرد. در برابر خانه شاه، دکتر مصدق نامه‌ای را که خطاب بهشاه تهیه شده بود به افسر نگهبان داد و گفت که این، تظلم‌نامه مردم از جریان سوء انتخابات است، و خواست که اجازه دهند همه آن مردم و اگر امکان ندارد، عده‌ای که آن‌ها انتخاب می‌کنند، در دربار متحصن شوند. افسر نگهبان به مصدق می‌گوید چون هوا سرد و ایشان ضعیف است، بهتر است وارد کاخ شاه شده و منتظر شود تا ژاسخ عریضه داده شود... پس از این رویداد، عبدالحسین هژیر، وزیر دربار، به جلوی در کاخ می‌آید. وقتی به نزدیکی مصدق می‌رسد، مصدق با خشم یقه او را می‌گیرد و فریاد می‌کشد: عبدالحسن‌خان! تو شرف داری؟ از تو می‌ژرسم این انتخابات آزاد است؟ تو را به وجدانت، این انتخابات آزاد است؟ هژیر به اعتراض مصدق پاسخ نمی‌دهد؛ ولی درباره تحصن مذاکره می‌کند و در نتیجه، قرار می‌شود عده‌ای از میان جمعیت انتخاب و برای تحصن وارد کاخ شوند. اشخاصی که برگزیده شدند تا همراه دکتر مصدق در دربار بست بنشینند، عبارت بودند از: عبدالقدیر آزاد خراسانی، شمس‌الدین امیرعلایی، مظفر بقایی، سیدابوالحسن حائری‌زاده، ارسلان خلعتبری، عباس خلیلی، احمد زیرک‌زاده، کریم سنجابی، سیدعلی شایگان، حسن صدر، ابوالحسن عمیدی‌نوری، سیدحسین فاطمی، آیت‌الله سیدجعفر غروی، رضا کاویانی، یوسف مشار، سیدحسین مکی، احمد ملکی، سیدمحمدرضا جلالی نائینی، سیدمحمد نریمان...»

این بیست نفر، بعد از ناامیدی از دربار و اقدام موثر شاه، راهی خانه مصدق شدند و چند روز بعد، یکم آبان 1328، اعلامیه موجودیت «جبهه ملی ایران» را صادر کردند.

جبهه ملی از این به بعد یکی از نقش‌آفرینان اصلی صحنه آشوب‌زده سیاست در ایران بود و کوتاه زمانی پس از تشکیل، توانست اقلیت قدرتمندی در مجلس شانزدهم باشد. غوغای نفت بالا گرفت و جبهه ملی، با همراهی دیگر نهادهای جامعه مدنی، توانست قانون ملی شدن نفت را از تصویب مجلس بگذراند. چندی بعد، بزرگ جبهه ملی به نخست‌وزیری برگزیده شد و همان مشکل همیشگی رخ نمود؛ منتقدان تند و تیز دولت‌های قبل، حال خود دولت بودند...

نویسنده روایتی هم‌دلانه از اقدامات جبهه ملی اول دارد و کمتر به اشتباهات بزرگ و اساسی آن، از جمله خودداری از ارائه لیست نمایندگان مورد حمایت برای مجلس هفدهم، می‌پردازد. شاید به همین دلیل و عامدانه بوده که بیشتر از خود جبهه و اکسیون‌های سیاسی‌اش، مصدق و اقداماتش مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. با این حال کتاب زعیم، تاریخ‌نگاری نسبتا دقیقی از سه سال مهم در تاریخ معاصر ایران است که نشان می‌دهد چگونه، گروه‌های متفاوت و حتی متباین، اشتراک منافع یافتند و همین اشتراک منافع مقطعی، با مدیریت درست به یکی از درخشان‌ترین اقلام کارنامه این ملت بدل شد.       

اطلاعات کتاب: کتاب برای بار نخست، در اردیبهشت ماه سال 1378 و با تیراژ 3هزار نسخه منتشر شد. استقبال زیاد از کتاب آن را ظرف 15 ماه به چاپ دوم رساند و البته در این فاصله، نویسنده در برخی از فرازهای کتاب تجدید نظر کرد. غیر از پیش‌گفتار چاپ دوم،یادداشتی از سعید فاطمی، پیش‌گفتار اصلی، یادداشتی از علی اردلان، متن آخرین دفاع مصدق در دادگاه نظامی، چند قطعه عکس، فهرست منابع و نمایه، کتاب نوزده فصل دارد: 1- مجلس چهاردهم، 2- مجلس پانزدهم، 3- بحران نفت، 4- پیدایش جبهه ملی، 5- مجلس شانزدهم، 6- سازماندهی جبهه ملی ایران، 7- ترکیب جبهه ملی ایران، 8- مصدق در مجلس شورای ملی 9- جبهه ملی در کمیسیون نفت، 10- ملی شدن صنعت نفت، 11- نخستین دولت جبهه ملی، 12- نخست‌وزیری دکتر مصدق، 13- خلع ید، 14- مصدق و سازمان ملل متحد، 15- مجلس هفدهم، 16- فراکسیون نهضت ملی، 17- به سوی بحران، 18- کودتای 28 مرداد، 19- 28 مرداد 1332.  

نویسنده: کورش زعیم

ناشر: ایران مهر

نوبت چاپ: دوم، مرداد 1379

شابک:  978-964-92528-2-7

قطع: رقعی

قیمت: 368 صفحه، 2000 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 شهریور 1393 05:54 ب.ظ

نسیم بیداری 50

دوشنبه 3 شهریور 1393 04:31 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: مجله بازی ،

«برجای مانده» عنوانی است که سرویس سیاسی نسیم بیداری برای پرونده این شماره خود برگزیده است؛ پرونده‌ای که در آن عملکرد یک ساله دولت روحانی نقد شده است و البته نیم نگاهی هم به میراث دولت قبل دارد و بنابراین نام پرونده را می‌توان ایهامی دانست که هم برجای ماندن آثار دولت قبل را تذکر می‌دهد و هم برجای ماندن برخی سیاست‌های آن دوره را. گزارشی کوتاه از عملکرد دولت در حوزه سیاسی و دیپلماسی، یادداشتی از محمداسماعیل کوثری، گفت­وگو با حسین مرعشی با عنوان «بی اعتنایی به عقبه اجتماعی به ضرر دولت تمام می‌شود»، یادداشتی از دکتر حسین دهشیار درباره لزوم توجه به جایگاه کشور در عرصه بین‌الملل، گفت­وگو با سعید حجاریان درباره روحانی و احمدی‌نژاد با عنوان «وقت ترمیم کابینه است»، گفت­وگو با قدیری ابیانه به عنوان منتقد دولت یازدهم در حوزه سیاسی و فرهنگی، گزارشی از عملکرد دولت در حوزه اقتصاد، یادداشتی خواندنی از دکتر حسین راغفر درباره نتایج سیاست‌گذاری اشتباه در صنعت پتروشیمی، یادداشتی از دکتر مهدی تقوی، گفت­وگو با احمد خرم، وزیر اسبق راه درباره وضعیت فعلی اقتصاد ایران، نقدی از دکتر فرشاد مومنی به رویکردهای دولت در بسته خروج از رکود با عنوان «غافل از تولید، بی توجه به فقر»، گزارشی از گشایش‌های فرهنگی و مخالفت با آن در یک سال گذشته، مصاحبه با خانم منیژه حکمت و دکتر کوشکی و یادداشتی از محمدرضا تاجیک، مطالب بخش سیاسی را تشکیل می‌دهد.

«صلح و سیاست» عنوان بخش تاریخ است که به بررسی شخصیت و عملکرد الهیار صالح، از یاران دکتر مصدق و از رهبران جبهه ملی می‌پردازد. «صالح اصلاح‌طلب، نیاز مصدق انقلابی» تحلیلی است درباره صالح و نقشی که می‌توانست در آن مقطع مهم از تاریخ ایران بازی کند. گفت­وگو با عباس میلانی از مطالب خواندنی این پرونده است. در درباره صالح گفته است: «شریف بود، اما تنزه‌طلبی کرد»، یادداشتی از ابراهیم ذوالفقاری، گزارشی میدانی از کاشان زادگاه صالح، گفت­وگو با حسین شاه حسینی درباره اختلاف نظر صالح و مصدق، گفت­وگو با عبدالعلی ادیب برومند که گفته «مصدقی هستیم، اما حق با صالح بود»، مصاحبه با هاشم صباغیان و گزارشی از زندگی صالح مجموعه مطالب بخش تاریخ را تشکیل می‌دهد.

«سوغات جهنم» عنوان پرونده فرهنگ است که به بحث مهم خشونت و خشونت‌طلبی پرداخته. «تفکر، لازمه غلبه بر خشونت»، «در چیستی و چرایی خشونت سیاسی»، گفت­وگو با آیت‌الله موسوی بجنوردی با عنوان «دست به خشونت بردن، بدنام کردن دین است»، گفت­وگو با هادی خانیکی با عنوان «افراطیون، رسانه‌هایی برای ایجاد خشونت می‌خواهند»، «پرسشهایی برای تمام فصول» درباره تاثیر خشونت در سینما بر جامعه، گفت­وگو با مقصود فراستخواه، «جایگاه خشونت در ایران باستان» و یک گفت­گوی خواندنی و مفصل با یک روان‌پزشک، با عنوان «سهم خود را برای کاهش خشونت ادا کنیم» مطالب این بخش را تشکیل می‌دهد.

سرمقاله مدیرمسئول «مرثیه‌ای برای مردمان مظلوم و آواره فلسطین» است. ترجمه گزارشی درباره فضای مذاکرات وین شش هم از جمله مطالب خواندنی شماره مردادماه نسیم بیداری است.

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 شهریور 1393 11:26 ب.ظ

زن تسخیر شده

چهارشنبه 29 مرداد 1393 05:51 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

نویسنده نام‌دار، مترجم چیره‌دست، ناشر معتبر و طراح جلد معروف همه و همه مخاطب را به این نتیجه منطقی می‌رساند که با کتابی فوق‌العاده مواجه است که لذت کشف دنیاهای جدید را به کامش می‌نشاند. اما متاسفانه چنین نیست چون دنیای نویسنده آن‌قدر دور و شخصی و ناشناخته است که هیچ قرابتی با آن حس نمی‌شود. به بیانی دیگر برای لذت بردن از داستان‌های این مجموعه، مخاطب باید جامعه آمریکا را دقیق و با جزئیات بشناسد، محاورات روزمره و حساسیت‌های آن ملت را بداند، فضای فرهنگی و رسانه‌ای ایالات متحده را رصد کرده باشد و بداند در عصر داستان، جامعه امریکایی چه حال و هوایی داشته است. و حال سئوال این است که آیا داشتن چنین شرایطی برای فهم داستان، توقع زیادی از مخاطب نیست؟ این نکته، توجه مترجم را هم به خود جلب کرده؛ او در یادداشت ابتدایی کتاب آورده است: «بارتلمی با سبکی مونتاژوار عبارات و جملاتی از آگهی‌ها، ترانه‌ها و تکیه‌کلام‌هی روزمره مردم به کمک می‌گیرد و از دل این مضامین عاریتی، ساختارهایی نو و چشم‌اندازهایی بکر بیرون می‌کشد...» واضح است که مخاطب هم باید آن فضا و زمان را درک کرده باشد تا بتواند ارتباطی با داستان برقرار کند.

در خلال همین داستان‌های ناملموس هم البته می‌توان متوجه طنازی نویسنده، هجوش از زندگی مدرن امریکایی، متلک‌های سیاسی‌اش و تمسخر جلوه‌های زندگی مدرن شد، اما نه تا حدی که در آثار براتیگان و کورت ونه‌گات (که پشت جلد کتاب آنان را در ردیف بارتلمی قرار داده) به چشم می‌آید. پشت جلد نویسنده و اثرش را چنین معرفی کرده: «دونالد بارتلمی، نویسنده نام‌آور امریکایی، بازی‌گوشانه و با موشکافی خاص خود دنیای معاصر را به تصویر می‌کشد. در داستان‌های چندلایه بارتلمی، خواننده با نویسنده دانشمندی مواجه می‌شود که احاطه حیرت‌انگیزی بر تاریخ فلسفه، ادیان و اساطیر دارد. در آثار او اسطوره‌های کتاب مقدس و مضامین عشقی رقابتی پا به پا دارند و مضامینی چون اضمحلال، سرکوب و تردید با نگاهی نو روایت می‌شوند. هجو و طنزی که در آثار بارتلمی دیده می‌شود به قصد بازی با هرگونه اقتدار ادبی است: او نه فقط شخصیت‌های داستانی خود و مسائل مورد علاقه آنها را به هجو می‌کشد، بلکه سنت‌های ادبی را هم به سخره می‌گیرد. نگاه سوررئال و گروتسک‌وار بارتلمی به همراه انبوه بازی‌های زبانی‌اش او را به یک نویسنده پسامدرنیست منحصر به فرد بدل ساخته و در ردیف نوآوران بزرگی چون ریچارد براتیگان، جان بارت و کورت ونه‌گوت قرار می‌دهد.» شاید چنین باشد؛ اما مخاطب فارسی‌زبانی که از «صید قزل‌آلا در امریکا» یا «زمان لرزه» لذت می‌برد، کمتر می‌تواند با این مجموعه داستان ارتباط بگیرد و از خواندنش لذت ببرد. شاید مترجم همان میزان که تلاش و دقت داشته تا متنی روان تحویل مخاطب دهد، باید تلاش و دقت می‌کرد که داستان‌های منتخب‌اش، کمتر محمل محلی می‌داشت.

اطلاعات کتاب: طبق آن‌چه مترجم در یادداشت ابتدایی آورده، این مجموعه پس از «زندگی شهری» (بازتاب‌نگار، 1381) دومین مجموعه داستان از بارتلمی است که به فارسی ترجمه کرده است. کتاب وجود خارجی ندارد و گزیده‌ای است از 8 کتاب مختلف نویسنده به انتخاب مترجم. مجموعه شامل 14 داستان است؛ بعضی از ما دوستمان کلبی را تهدید کرده بودند، آغوش معرکه، زامبی‌ها، سلطان جاز، ظهور سرمایه‌داری، شهر کلیساها، نامه‌ای نوشتم...، جدایی‌ها، نوازنده پیانو، مرد شنی، اولین کار بدی که بچه کرد، رگبار طلا، زن تسخیر شده و هیأت اعزامی، که این آخری چند نقاشی است با یک خط توضیح.

و باز هم توضیحی از نویسنده که فهم علت ترجمه را سخت‌تر می‌کند! «حتی اگر دستاویز تازگی و غرابت همیشگی داستان‌های – امروز سی، چهل ساله – او را بپذیریم، به گمانم بازی‌های بارتلمی برای برخی از ما هنوزه زیاده غریب است. از سویی باید پذیرفت که سبک و سیاق این قبیل داستان‌ها برای خواننده عام انگلیسی زبان هم چندان مقبول نیست و شاید یکی از دلایل عنایت خوانندگان آمریکایی‌ها به آثار او بازیافتن مضامین زندگی روزمره خودشان در این داستان‌ها بوده است: تناقضی که همزمان پذیرش این داستان ها را برای خواننده غیر آمریکایی کمی دشوارتر می کند.»

نویسنده: دونالد بارتلمی

مترجم: شیوا مقانلو

ناشر: مرکز

نوبت چاپ: اول، 1385

شابک:  978-964-305-887-5

قطع: رقعی

قیمت: 136 صفحه، 1650 تومان

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 مرداد 1393 05:56 ب.ظ

اسنادی از قیام سی تیر 1331

یکشنبه 26 مرداد 1393 06:50 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

طبق سنن پارلمانی، با رسمیت یافتن دوره جدید پارلمان، نخست‌وزیر استعفا می‌کرد تا نمایندگان رای تمایل خود به وی یا کس دیگری را اعلام کنند؛ دکتر مصدق هم چنین کرد تا هم مجلس جدید هفدهم (که خود عهده‌دار برگزاری انتخاباتش بود) را محک بزند و هم به سنت معمول دولت‌ها عمل کند. پانزدهم تیر سال 1331، 52 نماینده مجلس شورای ملی برای تشکیل کابینه به محمد مصدق چراغ سبز نشان دادند. نمایندگان سنا اما از دادن رای تمایل خودداری کردند و آن را منوط به ارائه برنامه دولت. بنابراین مصدق از قبول نخست‌وزیری خودداری کرد و این اعتراض شدیداللحن آیت‌الله کاشانی را در پی داشت که او را همچنان شایسته‌ترین فرد برای مبارزه با امپریالیسم انگلستان می‌دانست. سیل نامه و تلگراف از شهرستان‌ها و راهپیمایی‌های پراکنده در تهران در حمایت از مصدق، باعث شد نیروهای ملی بار دیگر در معادلات قدرت دست بالا را داشته باشند و چنین شد که با وجود عدم تمایل سنا، محمدرضا پهلوی فرمان تشکیل کابینه را به نام مصدق نوشت.

پیرمرد اما حالا امتیاز می‌خواست؛ شرط گذاشت که اختیاراتش برای 6 ماه تصویب شود و وزارت جنگ را هم خودش اداره کند. این درخواست یعنی ورود به حیاط خلوت پهلوی دوم که روشن بود مورد موافقتش قرار نمی‌گیرد. با عدم پذیرش درخواست مصدق از سوی شاه، وی در نامه‌ای استعفای خود را اعلام کرد: «چون در نتیجه تجربیاتی که در دولت سابق به دست آمده، پیشرفت کار در این موقع حساس ایجاب می‌کند که پست وزارت جنگ را فدوی شخصا عهده‌دار شود و این کار مورد تصویب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است که دولت آینده را کسی تشکیل دهد که کاملا مورد اعتماد باشد و بتواند منویات شاهانه را اجرا کند. با وضع فعلی ممکن نیست مبارزاتی را که ملت ایران شروع کرده است، پیروزمندانه خاتمه دهد.» خیلی‌ها نفس راحتی کشیدند که شر مصدق کم شد. نمایندگان جلسه غیرعلنی تشکیل دادند و بعد از چندی مذاکره، احمد قوام را کاندیدای نخست‌وزیری کردند. محمدرضا هم بلافاصله فرمان را به نام او صادر کرد. قوام که باز سکه بختش برده بود، بیانیه‌ای تند و تیز نوشت که «کشتی‌بان را سیاستی دگر آمد» و هیچ شخصی از مجازات مخالفت با دولت مصون نیست و...

از پخش بیانیه قوام تا استعفایش 4 روز طول کشید؛ 4 روزی که کشور به تعطیلی کشانده شد، مردم تقریبا در همه شهرهای ایران به خیابان ریختند، له مصدق و علیه قوام شعار دادند، با مامورین درگیر شدند و کشته دادند. همان ایام تصور می‌شد از کشته‌های آن چند روز، پشته ساخته شده؛ خبر در شهر می‌پیچید و بر عصبانیت مردم می‌افزود. بعد از ظهر سی تیر، بعد از یک درگیری شدید در حوالی بازار پایتخت، احمد قوام استعفا کرد و باز محمد مصدق نخست‌وزیر شد.

«اسنادی از قیام سی تیر 1331» مجموعه‌ای از مکاتبات اداری درباره حوادث آن چند روز است؛ اسنادی که نشان می‌دهد فرمانداری‌های نظامی چه ارزیابی‌ای از اوضاع داشتند، چگونه با مردم مواجه می‌شدند و چه انتظاری از مرکز داشتند. اسنادی که به وضوح فراگیری اعتراضات در سراسر ایران را نشان می‌دهند؛ تبریز و همدان و کرمانشاه و رشت. آبادان و خرمشهر و کرمان و اصفهان و ارومیه و اهواز و حتی شهرهای کوچک. بخش دیگری از اسناد، مربوط به بعد از استقرار مجدد مصدق است شامل گزارش کمیته تشکیل شده در مجلس برای رسیدگی به درخواست مجروحین، یافتن مجرمین، مجازات آمرین و... از خلال این نامه‌ها و مکاتبات می‌توان هم حس تعاون ملی را ردگیری کرد و هم روحیه سوءاستفاده از بزنگاه‌ها را. هزاران تومان برای دلجویی از آسیب‌دیدگان جمع شد و سیل درخواست‌ها، کمیته را دچار سردرگمی می‌کرد. باید ثابت می‌شد که صفرعلی و حسن و حسین واقعا در اعتراض به قوام دچار آسیب شده‌اند و این کار ساده‌ای نبود. بخش دیگری از اسناد، مربوط به نخستین سالگرد حادثه است که چند روز پیش از سرنگونی دولت مصدق برگزار می‌شد. اینجا هم واقعیت‌های تاریخی جالبی به چشم می‌آید و از جمله آن‌که حزب توده میدان‌دار بزرگداشت شهدا شده بود! بخش چهارم اسناد هم رونوشت گزارشات سفارت‌خانه‌های ایران در مورد ماجراست و چند ترجمه از گزارش‌های خبری رسانه‌های کشورهایی چون امریکا، انگلستان، اردن، هند، ترکیه، یوگوسلاوی و...

اطلاعات کتاب: از محصولات مرکز اسناد ریاست جمهوری است که در دوره اصلاحات تاسیس شد. مهندس میرحسین موسوی، احمد مسجدجامعه و هادی خانیکی اعضای شورای نظارت و یعقوب آژند، هاشم آقاجری، عطاالله حسنی، عبدالرسول خیراندیش و غلامحسین زرگری‌نژاد اعضای شورای علمی‌اش بودند. کتاب شامل 128 سند است که از دفتر ثبت نخست‌وزیری استخراج شده است. محتوای سندها هم از نیم صفحه تا چندین صفحه را پر می‌کند. چند قطعه تصویر، نمونه‌ای از اصل اسناد و فهرست اعلام از دیگر بخشهای کتاب هستند.

نویسنده: ------------------------

ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد

نوبت چاپ: اول، 1382

شابک: 978-964-422-407-8                        

قطع: وزیری

قیمت: 490 صفحه، 3000 تومان

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 26 مرداد 1393 06:55 ب.ظ

نسیم بیداری 49

یکشنبه 29 تیر 1393 06:39 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی

صدمین سالگرد آغاز نهضت جنگل، بهانه­ ای شده برای تحریریه نسیم بیداری که جلد و پرونده تاریخ شماره تیر ماه خود را به میرزاکوچک و نهضت جنگل اختصاص دهند. در معرفی این بخش آمده است: «100 سال پیش در چنین روزهایی، میرزاکوچک­ خان، نهضت خود را آغاز کرد؛ نهضتی که می­ خواست ایران را از یوغ استبداد و چنگال استعمار نجات دهد. عده زیادی همراه میرزا شدند و به جنگل پناه بردند تا برای 7 سال، «جنگلی­ ها» یکی از مهم­ترین نیروهای سیاسی مستقل، نه در ناحیه گیلان که در کل کشور باشند. میرزا و یارانش گرچه عمدتا در جنگ بودند اما زمانی که فرصتی می­ یافتند، عمران و آبادی را در دستور داشتند و چنین است که «حشمت­ رود» همچنان شالی ­های گیلان را سیراب می ­کند.

میرزا ابتدا همه توش و توانش را صرف مبارزه با روس ­ها کرد. پس از انقلاب در روسیه و برچیده شدن بساط تزار، متوجه انگلیسی ­ها شد و آنان هم متوجه میرزا شدند؛ جنگی درگرفت که گرچه به پیروزی انگلیسی­ ها انجامید اما برای نخستین بار در ایران، مزه گلوله را به آنان چشاند. مدتی بعد، بلشویک­ های روس، متوجه جنگلی­ های انقلابی شدند و خود را به رهبران نهضت نزدیک کردند. میرزا هم که متوجه شده بود مشکل روس و انگلیس، با بودن شاهان مرعوب قاجار حل نمی­ شود، از ایده جمهوری انقلابیون روس استقبال کرد و در کنار آنان قرار گرفت. اما نه منافع روسیه شورایی و نه تجارب انگلستان، اجازه نداد ایده جمهوری از مرزهای گیلان فراتر رود؛ میرزا عامل سرمایه ­داری خوانده و از شورای رهبری برکنار شد! چندی بعد نمایندگان سیاسی روسیه در تهران با دولت مرکزی به توافق رسیدند و گیلان را تخلیه کردند. انگلیسی ­ها هم که تا این زمان سیدضیاء طباطبایی را بر تخت دولت نشانده ­اند و این همه یعنی قربانی­ شدن نهضت جنگل...

میرزا گرچه به نام کوچک بود اما به گواه دوست و دشمن، بزرگ­ مرام بود و این البته به معنای بی ­اشتباه بودنش نیست. آن­چه در پی می ­آید نگاهی دارد به تلاش­ های او و یارانش، علت مهم بودنش و چگونگی قربانی شدنش.» گزارشی از فراز و فرود جنبش جنگل با عنوان «میرزا یونس بر سر قلاب انقلابیون قلابی»، مصاحبه با برزویه دهگان، مصحح کتاب «شوروی و جنبش جنگل»، تقویم تطبیقی جنبش جنگل، گفتگو با دکتر شاپور رواسانی، خاطراتی از ابوالقاسم کسمایی، سیدمحمد کمره ای و سرتیپ درخشانی، مصاحبه با محمدحسن اصغرنیا، سندپژوه و مدیر مرکز بازشناسی نهضت جنگل، گزارشی از سفر به زادگاه میرزا و حرف های ضدونقیض مردم درباره خیانت یارانش به او و مصاحبه با مهدی غنی از جمله مطالب این بخش است.

قبل از بخش تاریخ، بخش سیاسی قرار دارد که بر خلاف چند شماره گذشته، مطالب منطقه­ای و بین­المللی را مورد توجه قرار داده است؛ عنوان مجموعه مطالب بخش سیاسی، «نفیر شوم داعش» است که به بررسی دلایل شکلگیری و رشد این گروه تکفیری تروریستی می پردازد. جالب این است که اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان، اذعان داشته اند که داعش بر روی گسل های اقتصادی، فرهنگی و قومیتی منطقه ای شکل گرفته و بنابراین تا آن تعارضات حل نشنود، امکان کنترل داعش هم وجود نخواهد داشت. «دام داعش» به قلم سیدمهدی طباطبایی«داعش زایش می­کند» در گفتگو با ابراهیم متقی، گزارشی با عنوان «تروریست های ریشه دار»، گفتگو با محمدعلی سبحانی که گفته «داعش کنترل می شود، تمام نمی شود»، یادداشتی از حجت الله جودکی با عنوان «گفتمان تقریب و گفتمان تکفیر»، گفتگو با نماینده اقلیم کردستان در ایران با عنوان «خطر تجزیه عراق جدی است» و یادداشتی از دکتر حسین دهشیار مطالب این بخش را تشکیل می دهد.

اندیشه این شماره به «پدر روشنفکری دینی» یعنی سیدجمال الدین اسدآبادی اختصاص یافته است؛ گزارشی از عمده ترین نقدها به سیدجمال، یادداشتی از اکبر ثبوت با عنوان «سیدجمال الدین اسدابادی و تجددگرایان مسلمان در شبه قاره»، گفتگو با موسی نجفی و احمد موثقی، دو  تاریخدان و پژوهشگر از دو طیف تقریبا مخالف، مصاحبه ای غیرحضوری با سیدهادی خسروشاهی که گفته است «کسانی که اهل تاریخ نیستند، در معقولات دخالت نکنند» و گفتگو با ابوالفضل شکوری از جمله مطالب بخش اندیشه شماره 49 نسیم بیداری است.

بخش فرهنگ با رویکردی جدید، این شماره را به بررسی بلای دروغ نشسته است؛ اینکه چرا دروغ می گوییم و این صفت ناپسند کم کم به یکی از شناسه های حیات جمعی ما بدل شده است. «مفهوم دروغ در منابع اوستایی»، گفت و گو با ابوالقاسم فنایی که گفته است «اخلاق سنتی ما نیازمند بازسازی است تا کارآمد شود»، یادداشتی از حسن قاضی مردای با عنوان «گندم نمایی و جو فروشی» و گفتگو با منوچهر صانعی دره بیدی، از مهم ترین مطالب بخش تازه فرهنگ است.

در بخش ابتدای مجله، گفتگویی مهم با دو فرزند آیت اللهِ شهید دکتر بهشتی آمده که فرازهای جالبی دارد. دکتر محمدرضا و دکتر علیرضا بهشتی، در یک گفتگوی صریح به ابهامات عملکرد پدرشان در جریان تصویب قانون اساسی در مجلس خبرگان پاسخ گفته اند. تحمیل عقیده، تناقاضات ذاتی قانون اساسی، اصل ولایت فقیه و ریاست جمهوری زنان از جمله مباحث مطرح شده در این گفتگوی 3 ساعته است. مدیرمسئول نسیم بیداری هم در سرمقاله خود، 12 دلواپسی واقعی مردم در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را تشریح کرده و گفته، همه باید دلواپس باشند و شرایط کشور، دلواپسی فرقه ای! برنمی دارد.





دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 تیر 1393 05:02 ب.ظ

روزها بر رئیس‌جمهور چگونه می‌گذرد

پنجشنبه 19 تیر 1393 08:47 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: ناب و نایاب ،

ابوالحسن بنی‌صدر، یکی از جذاب‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران است که گرچه دورانش خیلی از زمان حاضر دور نیست، پر است از ابهام و سئوالات بی‌پاسخ. روحانی‌زاده بود و درس‌آموخته غرب؛ اقتصاد خوانده بود و در کوران انقلاب، «اقتصاد توحیدی»اش منتشر شد. از همراهان امام خمینی در پاریس بود و با پیروزی انقلاب، به سرعت جزء کادرهای رهبری شد و عضو شورای انقلاب. سخنرانی‌هایش شلوغ می‌شد و او هم پر شور سخن می‌گفت. از تیرماه 58 روزنامه منتشر کرد با عنوان «انقلاب اسلامی» که نشان می‌داد، ابوالحسن حواس‌جمع‌تر از سایر انقلابیون است.

بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهور ایران شد؛ پس از شکست دادن تعداد زیادی رقیب و از جمله از میدان به در کردن جلال فارسی گزینه نخست حزب جمهوری اسلامی و بعد، پیروزی بر حسن حبیبی کاندیدای جانشین فارسی. اما مجلس شورای اسلامی به کاندیداهای مورد حمایت حزب جمهوری رسید و اکبر هاشمی‌رفسنجانی بر صندلی ریاست آن تکیه زد و داستان اختلاف رئیس‌جمهور و مجلس آغاز شد؛ داستانی که راوی اصلی‌اش، روزنامه‌های دو طرف بودند: انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی.

رئیس‌جمهور بنی‌صدر، پس از مسئولیت نه تنها روزنامه را رها نکرد که ستونی ثابت برای خود تدارک دید با عنوان «کارنامه رئیس‌جمهور». این ستونی بود که خوانندگان در اغلب روزهای هفته می‌دیدند و می‌توانستند دریابند نخستین رئیس منتخبشان بر جمهوری، چه می‌کند؟ کجا می‌رود؟ مواضعش چیست و... البته رقبای سیاسی هم به دقت «ستون ابوالحسن» را تحت نظر داشتند؛ چه آن‌که در لابه‌لای آن، هم مواضع سیاسی رئیس‌جمهور مشخص می‌شد و هم متلک‌هایش. مطالب این ستون بود که هر از چندی اعتراض نمایندگان مجلس را برمی‌انگیخت و کشور را ملتهب می‌کرد. اما بنی‌صدر فقط به کارنامه روزانه بسنده نمی‌کرد و تدارک چاپ مجموعه مقالاتش به عنوان کتاب را هم دید. عنوان انتخاب شده برای کتاب هم از زرنگی (تیزهوشی یا فرصت‌طلبی بسته به نوع نگاه مخاطب) او حکایت داشت. بنی‌صدر نام کتابش را گذاشته بود «روزها بر رئیس‌جمهور چگونه می‌گذرد» که هنوز هم جذاب به نظر می‌آید چه برسد به 35 سال پیش که تازه ملت ایران با مفهومی به نام رئیس‌جمهوری آشنا می‌شدند.

برای مردمی که حوصله خواندن تاریخ نداشتند (و ندارند) جذاب بود که بدانند چرا کارها یک‌شبه درست نشده و ببینند که رئیس‌جمهورشان نوشته: «...اعضای سابق شورای انقلاب که دیگر عمر آن پایان پذیرفته، آمدند. چند تن از آنها نیامده بودند. درباره مسائل مختلف گفتگو کردیم. یکی از آن مسایل ترکیب کابیت=نه و اظهار نظر نسبت به این وزیران بود. و من هم توضیحاتی درباره روش کارم به آنها دادم. گفتم یک وقتی هست که انسان دولتی را تشکیل می‌دهد کاملا موافق و هماهنگ با خود، با برنامه‌های خود و یک وقت هست، متناسب با شرایط موجود دولتی را می‌پذیرد که امور کشور معطل و تعطیل نمامد و احتمالا اگر آزمایش دیگری ممکن است، به نتیجه بیانجامد. البته در حدودی که نتایج آزمایش از حد کنترل و مهار بیرون نرود و خرابی به بار نیاورد. و با وضعی که ما فعلا داریم، حالت دوم صادق است.» (11شهریور 59) یا «نزدیک سه بعدازظهر به من گفتند که نقش تخریبی رادیو روشن‌تر می‌شود و برنامه این است که شما را با میدان خالی روبرو کنند. از روز پیش از این روز، شایعه رواج پیدا کرده بود که در روز هفده شهریور زدوخورد خواهد شد؛ به صورت شدید بین مجاهدین خلق و فدائیان خلق و مخالفین بنی‌صدر، برخورد و زدوخورد خواهد شد و این شایعه را با منتهای رذالت درست کرده بودند. یعنی مردم دیگر با رئیس‌جمهور نیستند و موافقین او خلاصه میشوند در مجاهدین خلق و فدائیان خلق؛ همان مطلبی که ئر آن نوار کذایی بود. [اشاره به نوار لو رفته سخنرانی دکتر آیت، از اعضای حزب جمهوری و از مخالفان سرسخت بنی‌صدر] در نتیجه با یک تیر دو نشان می‌زنند: هم مردم را رم دهند و هم اینکه آنها از بیم زدوخورد و مفت کشته و زخمی شدن، به میدان نیایند...» (17 شهریور 59) و یا «[ضمن گزارش سفر به مناطق عملیاتی جنوب] به هر رو از آنجا که بازگشتم، هم امید من و هم اعتماد من و کارایی و توانایی فرزندان کشور اسلامی ایران صدچندان شئه بود. آنها سئوالهایی داشتند، یکی این بود که چرا رادیوتلویزیون نقش ستون پنجم را بازی می کند. چرا اصرار هست که نقش رئیس‌جمهور را کوچک جلوه دهند یا نادیده بیانگارند. حتی بیانات و مصاحبه‌ها را به ترتیبی پخش می کنند که آشکار است که زورکی است...» (6 مهر59) و چنین بود که نخستین رئیس‌جمهور هر روز تعداد بیشتری از نیروهای سیاسی شریک در قدرت را از دست می‌داد. این بازی البته تا خرداد سال بعد ادامه یافت اما آن زمان، ستون کارنامه ابوالحسن بنی‌صدر، دیگر چندان خواننده نداشت یا اگر هم داشت، توانی برای برانگیختن حمایت آنان وجود نداشت و این به کار نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران خاتمه داد.

اطلاعات کتاب: «سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی» از نخستین نهادهای فرهنگی تاسیس شده پس از انقلاب بود که وظیفه تولید محتوای اسلامی و انقلابی را بر عهده داشت. بعدها بنگاه ترجمه و نشر کتاب و چند موسسه انتشاراتی دولتی و نیمه دولتی دوره پهلوی در این سازمان ادغام شدند و همگی، تحت عنوان انتشارات علمی و فرهنگی به فعالیت پرداختند. همین سازمان، نوشته‌های رئیس‌جمهور در روزنامه انقلاب اسلامی را در دو جلد منتشر کرد. جلد دوم، حاوی یادداشتهای یکم شهریور تا بیست و پنجم مهر سال 59، در آذرماه همان سال و در شمارگان عجیب 15 هزار نسخه، منتشر شد.

نویسنده: سیدابوالحسن بنی‌صدر

ناشر: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی

نوبت چاپ: اول، 1359

شابک: -

قطع: رقعی

قیمت: 232 صفحه، 15 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 تیر 1393 08:49 ب.ظ

رجال عصر مشروطیت

یکشنبه 15 تیر 1393 06:33 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

از پیروزی مشروطه تا برآمدن رضاخان میرپنج، ایران چند سال عجیب و غریب را پشت سر گذاشت؛ سال‌هایی که هیچ چیز سرجای خود نبود و دولت‌های روس و انگلیس، تقریبا هر کاری که دوست داشتند انجام می‌دادند. روس‌ها در اعتراض به استخدام و اقدامات مورگان شوستر امریکایی به عنوان خزانه‌دار کل و مسئول سامان دادن اوضاع اقتصاد، اولتیماتومی به دولت ایران دادند که شوستر را برکنار کند، هزینه لشکرکشی آنان را که برای نشان دادن جدی بودنشان تا تبریز آمده بودند، بپردازد، رسما از دولت روسیه عذر بخواهد و بدون اجازه روس و انگلیس، مستشار خارجی امضا نکند. اولتیماتوم در آخرین روزهای عمر مجلس سوم به ایران داده شد. مجلس ابتدا با اولتیماتوم مخالفت کرد و بعد منحل شد. نیروهای روسیه هم پیش‌روی در خاک ایران را آغاز کردند.

در این شرایط عده‌ای از چهرهای‌ آزادی‌خواه که می‌دانستند از دولت ایران کاری برنمی‌آید، راهی غرب کشور شدند و به ریاست نظام‌السلطنه مافی، یک حکومت ملی تشکیل دادند. به زودی و با آزارهای روس و انگلیس عده بیشتری از ملیون از پایتخت مهاجرت کردند. یک عده به همدان و کرمانشاه رفتند و یک عده هم عازم برلن شدند که مشهورترین‌شان تقی‌زاده بود. کمیته برلن به فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی گرایش داشت و بنابراین، دست به کار تهیه جزوه‌ای درباره رجال و معاریف و مبارزان ایران شد؛ کار بر عهده سیدابوالحسن علوی گذاشته شد. این سیدحسن، برادر بزرگ بزرگ علوی داستان‌نویس است و فرزند میرزامحمد صراف از نمایندگان دور اول مجلس شورای ملی..

علوی شروع کرد به جمع‌آوری اطلاعات از وضعیت زندگی و عقاید سیاسی فعالان سیاسی و حاصل شد جزوه «رجال صدر مشروطیت». او از همکاران سیدحسن تقی‌زاده هم بود که آن زمان در برلن اقامت داشت و مجله کاوه را منتشر می‌کرد. جزوه نزد تقی‌زاده ماند تا دهه‌ها بعد؛ وقتی او مجموعه اسناد و دست‌خط‌هایش را به حبیب یغمایی سپرد. چند سال گذشت تا یغمایی جزوه علوی را در میان اسناد امانتی یافت و آن را به تدریج در ماه‌نامه یغما منتشر کرد. آن‌طور که ایرج افشار آورده: «از نحوه بیان نویسنده این‌طور برمی‌آید که این سرگذشت‌ها را مخصوصا برای اطلاع آلمان‌ها تهیه می‌کرده‌اند تا ترجمه آن در اختیار سیاسیون آلمان قرار گیرد و آلمان‌ها از روی آن بتوانند رجال ایرانی را بشناسند و مسلم است که اطلاعات مربوط به شرح احوال رجال را از افواه مطلعین مختلف و ایرانیان مقیم آلمان گرفته‌اند.»

جزوه شرح حالی است از 162 نفر از سیاسیون ایران، برخی خیلی مختصر و برخی بلندتر و با تفصیل بیشتر. گرچه تلاش شده تصویری بی‌طرفانه و غیرمغرضانه از افراد ارائه شود، اما در برخی موارد نویسنده احساسات مثبت یا منفی خود را پنهان دارد. مثلا در معرفی میرزاابراهیم خان حکیم‌الملک (ابراهیم حکیمی بعدی که چند دوره نخست وزیر شد) می‌نویسد: «... حکیم‌الملک بسیار درست و با فکر و معارف‌پرور است. پدرش از درجه اول اطبای ولیعهدی مظفرالدین شاه و در فن طب قدیم، شخص اول عصر خود در آذربایجان بوده است.» اما درباره محمدعلی امین‌السلطنه می‌گوید: «از نوکرهای قدیمی ناصرالدین شاه و صندوق‌دار در سال‌های متمادی بود. سن او [در 1336 قمری] بیش از شصت و پنج سال است و تا بحال نمی‌تواند چند گلمه فارسی بخواند...» درباره حسن وثوق‌الدوله هم آورده است: «در سال 1335 به ریاست وزرا منصوب گردید و بعد از ده سال منفصل شد و حالیه که سال 1336 است، در طهران بی‌شغل است. از اشخاص با هوش و فعال نمره اول ایران است. کمالات عربی و فارسی او قابل تمجید است.»

اما ورای این قضاوت شخصی کم‌رنگ، ویژگی سرگذشت‌های علوی این است که احوال معاصران خود را گزارش کرده و بنابراین قضاوت‌هایش هم، حتی اگر با حب و بغض همراه باشد، نزدیک است به قضاوت مردم نخبه درباره عملکرد افراد نام‌آور. برای نمونه، یکی از جالب‌ترین سرگذشت‌های کتاب مربوط به حاجی شیخ فضل‌الله نوری است: «از شگردهای نمره اول حاجی میرزا حسن شیرازی معروف بود. در یایتخت مرجع امور شرعی بود. سن او بین شصت و هفتاد بود. در اوایل طلوع مشروطیت با آقاسیدعبدالله بهبهانی و سایر احرار همراه بود. بعدها با تحریکات محمدعلی میرزا شاه مخلوع و ضدیت شخصی با آقا سیدعبدالله رسما علم مخالفت بلند کرد و ظاهرا و باطنا صدمه زیادی به افکار عامه زد. در موقعی که محمدعلی میرزا مجلس شورای ملی را به توپ بست و احرار هریک به طرفی متواری و فراری گردیدند، شیخ فضل‌الله تقریبا شخص اول ایران و دربار شاه مخلوع بود و بر خلاف احکام علمای نجف، اقدامات در شکست مشروطه و تقویت استبداد می‌کرد. تا پس از فتح طهران در سال 1327، به موجب حکم هیات مدیره در میدان توپخانه واقعه در طهران در روز شنبه نهم محرم‌الحرام 1327 به دار آویخته شد.»

اطلاعات کتاب: یغمایی در آذر 62 یادداشتی می‌نویسد و ایرج افشار را مخیر می‌کند که جزوه چاپ شده در مجله یغما را هر طور که صلاح می‌داند، تجدید چاپ کند. افشار توضیحی درباره برنامه خود می‌دهد و پس از تایید یغمایی، شروع می‌کند به بازخوانی و اصلاح، جمع‌آوری عکس و تهیه فهرست اعلام برای نام‌ها و جاها. مجموعه مشابه دیگری، باز به قلم علوی و این بار، شرح حال نسبتا مفصل 11 نفر دیگر از اهالی سیاسی هم به دست افشار می‌رسد و او تصمیم می‌گیرد با تجمیع دو دست‌نوشته، آن را در قالب یک کتاب منتشر کند؛ حاصل کار برای نخستین بار در سال 1363 و تحت عنوان «رجال عصر مشروطیت» منتشر شد. افشار گفته است که چون از دیگرانی هم که پس از مشروطه فعالیت داشتند، نامی در شرح احوال آمده، نام کتاب را بجای صدر مشروطه از واژه عصر مشروطه استفاده کرده است.

در پیش‌سخن که به قلم یغمایی است، مشخصات متن اولیه چنین معرفی شده: «اوراق کتاب رجال صدر مشروطیت، قطعاتی است مقوائی که به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده و به نظر می‌رسد که بعد بعضی از قطعات را به عمد برداشته‌اند زیرا از رجالی معروف که به مشروطیت ایران خدماتی شایسته کرده‌اند، نامی نیست و نمی‌توان تصور کرد که مولف از بیان احوال ایشان غفلت کرده باشد. اوراق غالبا به خط یک نفر کاتب است و بعضی هم به خطی دیگر. در بالای غالب اوراق، با مداد نوشته شده «ترجمه شد» که معلوم میشود به زبانی دیگر (ظاهرا آلمانی) ترجمه شده.»

نویسنده: سیدابوالحسن نجفی

به کوشش: حبیب یغمایی، ایرج افشار

ناشر: اساطیر

نوبت چاپ: دوم، 1385

شابک: 1-070-331-964-978

قطع: وزیری

قیمت: 180 صفحه، 5700 تومان

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 06:18 ق.ظ

خواب خوب بهشت

چهارشنبه 28 خرداد 1393 08:00 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

بر خلاف تصور اغلب ما، که عموما ساخته فیلم‌های امریکایی است، اینجا نه از دزدی و هفت‌تیر خبری هست، نه از آدم‌ربایی و تعقیب و گریز، نه جنون سرعت و نه فراورده‌های های‌تکنولوژی؛ اینجا داستان‌هایی از «زندگی» نقل شده با همه تلخ و شیرین و بالاپایین‌اش، و همین است که داستان‌های شپارد را بیش از حد تصور، «دل‌نشین» می‌کند.

موضوع داستان‌ها «رابطه» است؛ رابطه آدم‌ها با همدیگر و با خودشان، اما مگر چقدر رابطه آدم با خودش و دیگران را می‌توان دراماتیزه کرد و حول و حوشش قصه‌پردازی؟ نویسنده با همین مجموعه 13 داستانی‌اش پاسخ می‌دهد که تا بی‌نهایت... داستان را می‌توان نه فقط از دو دوست و هم‌خانه قدیمی که سایه زنی بر سرشان است ساخت که می‌شود از گربه‌ها یا پرنده‌ای زخمی در میان جاده هم روایتی سر هم کرد که خواننده را تکان دهد. این توان را شاید بتوان ناشی از سرک کشیدن شپارد به همه حوزه‌های هنر دانست: «برای نوشتنِ نمایش‌نامه کودکِ مدفون جایزه پولیتزر را برده، برای نوشتنِ فیلم‌نامه پاریس-تگزاس جایزه نخلِ طلایی را برده و برای بازی در فیلمِ چیزهای خوب، نامزدِ جایزه اسکارِ بهترین بازیگری شده است. ریچارد فورد، از بزرگترین داستان نویسان امروز دنیا، داستان‌های این مجموعه را غیرقابل پیش‌بینی و هوشمندانه می‌داند و می‌گوید خواننده با خواندن آنها لذت نابی را تجربه می‌کند. دور و بر خیال‌پردازی نگرد؛ این را سام شپارد شصت و چند ساله می‌گوید. نویسنده‌ای که بعد از چهار دهه فعالیتِ هنری، همچنان می‌نویسد و ناتوانیِ آدم‌ها در فهمیدنِ حرفِ همدیگر از دغدغه‌های همیشگیِ اوست.»

شپارد حتی وقتی به سراغ یک موضوع به شدت سیاسی، فروریختن دیوار برلین به مثابه پایان جنگ سرد، می‌رود توجه دارد که وجه انسانی قضیه را ببیند؛ برود سراغ یادها و خاطرات و زندگانی نسلی (نسل‌هایی) که با آن گره خورده بود. نویسنده زیاده‌گویی نمی‌کند و بنابراین داستانش ممکن است در دو صفحه هم روایت شود (داستان یازدهم). اما جایی که بسط و شرح لازم است، از توصیف جزئیات ابایی ندارد و داستان را طولانی تعریف می‌کند (داستان دهم). همه این‌ها یعنی همان که فورد گفته: لذت ناب خواندن...

اطلاعات کتاب: از سری کتاب‌های جیبی نشر ماهی است که در سال 1388 با چیره‌دستی امیرمهدی حقیقت، در اختیار مخاطبان فارسی زبان قرار گرفت. 13 داستان دارد: سئوال بی‌جا، کولینگا؛ نیمه راه، یک تکه از دیوار برلین، چشم‌هایی که باز و بسته می‌شود، گربه‌های بتی، زندگی با الگو، سود شرکت، دری رو به زنان، Concepcion، پروست نبود، تشنج، خواب خوب بهشت، درخت‌ها همه لخت‌اند.

بعد از فهرست، صفحه تقدیم قرار دارد که کمی عجیب است؛ بالای صفحه نوشته شده «برای جسیکا» و در ادامه، با سپاس فراوان از جس، جان، ویم، تی بون، دن، هانا، شورا و واکر. حقیقت هم دو نام افزوده و نوشته: و سپاس فراوان مترجم از حامد و علی!

طراح جلد مانند اغلب آثار نشر ماهی حسین سجادی است که مدیریت هنری انتشارات را هم بر عهده دارد. او عکسی از جسیکا لانگ را برای طراحی انتخاب کرده است. غیر از این باید به نقل قولی از پیتر هانتکه (نویسنده معاصر آلمان) اشاره کرد که در آغاز کتاب آمده است: می‌گویند آدم‌های رستگار «بهشت آسمانی را خواهند دید.» آرزوی من این است که تا ابد زمین را ببینم.

نویسنده: سام شپارد

مترجم: امیرمهدی حقیقت

ناشر: ماهی

نوبت چاپ: اول، 1388

شابک: 978-964-209-067-9

قطع: جیبی

قیمت: 168 صفحه، 2500 تومان

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 01:52 ق.ظ

نسیم بیداری 48

شنبه 17 خرداد 1393 10:38 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: مجله بازی ،

کسانی که اسم خود را «دلواپس» گذاشته اند، سال های قبل کجا بودند و چرا نگران نمی شدند؟ چرا ماجرای مک فارلین به یک معمای بدشکل در تاریخ معاصر ایران بدل شده است؟ دکتر علی شریعتی به مرگ طبیعی دنیا را وداع گفت و یا مورد سوءقصد قرار گرفت؟ این سه سئوالی است که به ترتیب در بخش های سیاست، تاریخ و اندیشه نسیم بیداری خرداد مطرح و تا حد ممکن به آن پاسخ داده شده است.

عنوان پرونده بخش سیاست، «دل واپس گرایان» است؛ گزارشی از دو هفته آغازین زندگی این جریان سیاسی «نواصولگرا»، گزیده ای از سخنان آنان در نخستین همایش بزرگشان در محل سفارت سابق امریکا، گفتگو با اسماعیل کوثری که گفته است: «نگرانیم چون چیزی تغییر نکرده»، گفتگو با بیژن نوباوه که معتقد است: «نباید فضای نقد را ببندیم»، گزارشی با عنوان «دلدادگان دیروز، دلواپسان امروز» با موضوع بررسی مواضع چهره های مطرح دلواپس در دوره احمدی نژاد، گفتگویی خواندنی با محمدصادق کوشکی از چهره های نزدیک به انصارحزب الله با عنوان «کلید روحانی در قفل شکسته است»، گفتگو با کاظم جلالی، یادداشتی از محسن غرویان، گفتگو با حمیدرضا جلایی پور که گفته است: «دلواپس منافع اند» و یادداشتی از مسعود پزشکیان مطالب این بخش را تشکیل می دهد.

پرونده تاریخ، معمای مک فارلین نام دارد و همان طور از اسمش پیدا در بیست و هشتمین سال افشای سفر محرمانه فرستاده ویژه رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت ایالات متحده به تهران، به بررسی ابعاد دیگری از این ماجرا می پردازد. در بخشی از یادداشت نخست این پرونده با عنوان «مغلوط، مبهم» می خوانیم: «تحلیل­ های غلط غیر از همه مقاصد سیاسی، یک علت دیگر هم دارد؛ بازیگران اصلی داستان در ایران هیچ­ وقت به انبوه سئوالات در این باره پاسخ نداده­ اند. واقعیت آن است که غیر از آیت­ الله هاشمی­ رفسنجانی، هیچ­ کس دیگری به صراحت یا کنایه از دخیل بودنش در ماجرا خبر نداده است. تنها و تنها آیت­ الله است که در این باره حرف می­ زند، آن هم در قالب خاطرات روزانه سال­ های 1364 و 65. آن­چه تا کنون در این­ باره رسما منتشر شده، محدود است به دو کتاب روزنوشت خاطرات او و کتاب دیگری که آن را هم فرزند آیت­ الله نوشته است. این سه کتاب، همه ادبیات رسما تولیدشده در کشور درباره تماس با آمریکا، مبادله اسلحه با گروگان­ های غربی در لبنان، سفر مک­ فارلین به تهران و در نهایت افشای ماجرا است. از لابه­ لای همین منابع محدود، چندین و چند نام را می­ توان یافت که در بطن قضیه بوده­ اند؛ غلامرضا آقازاده معاون اجرایی نخست­ وزیر، محمدعلی هادی­ نجف­ آبادی نایب رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس دوم و عضو تیم مذاکره­ کننده با مک­ فارلین در تهران، فریدون وردی­ نژاد عضو تیم مذاکره­ کننده با مک­ فارلین در تهران، محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران، علی هاشمی بهرمانی برادرزاده آیت­ الله و عامل ارتباطی دوم، محسن کنگرلو مشاور امنیتی نخست­ وزیر و... اما جز محسن کنگرلو، هیچ­ کدام دیگر تا کنون در این باره لب به سخن نگشوده­ اند. سیاست سکوت مطلع­ ترین افراد البته فقط مبتنی بر شواهد و قرائن نیست و پرونده پیش رو، آزمون عملی ان برای ما بود؛ غیر از غلامرضا آقازاده به سراغ همه مطلعان داستان رفتیم و دست خالی برگشتیم. یکی گرفتاری را بهانه کرد و دیگری، به مصلحت نبودن سخن گفتن در این باره را. یکی بی­ حوصلگی را مانع حرف زدنش عنوان کرد و دیگری، نداشتن حرفی تازه را...» در فراز پایانی یادداشت هم آمده است: «امروز که دستگاه دیپلماسی ایران در حال پوست­ اندازی است و بار دیگر به مصاف دیپلمات­ های کهنه­ کار غربی می­ رود، روایت درست آن تجربه، با همه موفقیت­ ها و شکست­ هایش، کمک شایانی به شناخت نقاط و ضعف مذاکره­ کنندگان ایرانی خواهد بود. آیت­ الله هاشمی می­ داند که اصرار بر سکوت، فقط به مذاق کسانی خوش می­ آید که چالش را بر آرامش مرجح می­ دانند.» نگاهی به اشارات هاشمی در خاطراتش به ماجرای مک فارلین، گفتگو با محسن کنگرلو مشاور امنیتی مهندس موسوی نخست وزیر وقت و مذاکره کننده ارشد ایران، گفتگو با صادق زیباکلام با موضوع تحلیل علل تلاش های امریکا برای تماس با ایران، گفتگو با جلال الدین فارسی یک از 8 نماینده ای که از وزیر خارجه در مورد سفر مک فارلین سئوال کردند اما با عتاب امام خمینی مواجه شدند، گفتگو با محمدرضا واعظ مهدوی از نیروهای خط امام و گزارشی از روایت آمریکایی ماجرا که توسط دانشگاه براون ایالات متحده تهیه شده مطالب این پرونده را تشکیل می دهد.

کنگرلو در این مصاحبه در پاسخ به دلایل اعزام مک فارلین به تهران می گوید: «می­ خواستند حالا که دست به این ریسک بزرگ زده­ اند، همه مسائل را حل کنند و به روابط عادی با ایران دست بیابند. می­ خواستند درباره جنگ و آینده منطقه با ما حرف بزنند و به نظرات مشترک برسند. می دانید که اگر موفق می­ شدند، شاید برای چند دوره حضور خود در کاخ­ سفید را تضمین می­ کردند. این­ها فقط دودرصد در انتخابات پیش رو که حدود 6 ماه بعد برگزار می­ شد، کم داشتند و می­ خواستند آن را جبران کنند و بر محبوبیت خود بیفزایند. درعین­ حال حواسشان به کشورهای متحدشان مثل عربستان و ترکیه هم بود. حتی به ما اعلام کردند که حاضریم درباره آینده عراق بدون صدام، با مشارکت ترکیه و عربستان بحث کنیم. تقریبا مثل همین شکلی که الان در عراق پیاده شده­ است.»

بخش اندیشه، سعی دارد از معمای مرگ شریعتی رمزگشایی کند؛ ایده این رمزگشایی متعلق به سارا شریعتی است که 4 سال پیش در سفری به انگلستان، به بیمارستان ساوت همپتون رفته و تلاش کرده به پرونده پزشکی پدر دست بیابد. تلاش هایش کم نتیجه بوده اما همان نتایج اندک هم، احتمال مرگ غیرطبیعی شریعتی را زیاد می کند.

سه روایت از هجرت شریعتی با عنوان «مسئله این است: مرگ یا شهادت؟»، روایت های جدید عبدالکریم سروش  و ابراهیم یزدی از وفات شریعتی، روایت احسان از مرگ پدر، گفتگو با دکتر پزشکیان و دکتر فرهودی با موضوع مدارک پزشکی مربوط به شریعتی، گفتگو با صادق طباطبایی و عنایت اتحاد، گزارشی از پیگیری های صورت گرفته از بیمارستان ساوت همپتون و مقاله ای با عنوان «مرگ شریعتی و انقلاب» مطالب این پرونده را تشکیل می دهد. غیر از جلد مجله که به شریعتی اختصاص یافته، مدیرمسئول مجله نیز یادداشت خود را به راز مانایی شریعتی اختصاص داده است. سیدمهدی طباطبایی 4 ویژگی «معلم شهید» را عامل اصلی موفقیت او می ­داند: شریعتی دلیر بود، شریعتی زمان شناس بود، شریعتی دردآشنا بود و شریعتی به عقاید مردم سرزمین خویش وفادار بود.

متن مذاکرات قانون اساسی، گفتگویی با معصومه ابتکار در مورد نسبت امنیت ملی و شرایط زیست محیطی، یادی از مرحوم مهندس عزت الله سحابی در گفتگو با حجت الاسلام دعایی از دیگر مطالب شماره خردادماه نسیم بیداری است.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: شنبه 17 خرداد 1393 10:54 ب.ظ

اسناد امیرمؤید سوادکوهی

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 07:59 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

در سال‌های پرآشوب پس از انقلاب مشروطه، تشخیص سره از ناسره بسیار مشکل بود؛ در هم‌ریزی سیاسی و اجتماعی سبب شده بود مردم، فعالان سیاسی، روشنفکران و نخبگان، طبقات برتر و حکومتیان نتوانند مرزبندی مشخصی با یکدیگر و با مخالفان داشته باشند. چنین بود که برخی چهره‌های ملی، در عین مخالفت با دخالت بیگانگان، به شدت از نهاد سلطنت (حتی اگر سلطان محمدعلی شاه مستبد بود) حمایت می‌کردند یا در تقابل با نظم جدید قرار  می‌گرفتند و چنین است که قضاوت درست درباره این چهره‌ها و کارنامه‌شان بدون بررسی زمانه‌شان، ممکن نیست.

محمداسماعیل خان باوند مشهور به امیر مؤید سوادکوهی از جمله افرادی است که در سال‌های پس از مشروطه، در عرصه سیاسی و نظامی ایران نقش‌آفرینی می‌کند و البته مانند بسیاری از مردان آن روزگار، کارنامه ای به ظاهر متناقض دارد. امیر مؤید از جمله خوانین بلوک علی‌آباد بود و از شیرگاه تا حوالی ساری را زیر نفوذ داشت. دانش‌آموخته دارالفنون بود و درجه سرهنگی و حمایل مخصوص را از ناصرالدین شاه به یادگار داشت. پس از مشروطه به حمایت از محمدعلی شاه پرداخت و در زمره محافظه‌کارانی قرار گرفت که حفظ تاج و تخت قاجار برایشان مهم بود. با شروع جنگ جهانی اول و اشغال ایران، به یک مخالف تمام‌عیار دخالت خارجیان در امور داخلی ایران و به ویژه تحرکات روسیه در شمال کشور بدل شد. او امیرتومان مازندران بود و مخالفتش با روس‌ها، می‌توانست آنان را به زحمت بیاندازد. آن‌گونه که از اسناد برمی‌آید، وزرای ایرانی این دوره نگران ناراحتی روس‌ها (و به احتمال زیاد انگلیسی‌ها) بودند و بارها در مکاتبه با امیر مؤید، او را ترغیب به جلب رضایت اشغال‌کنندگان خاک ایران می‌کردند و البته چنین پاسخ‌هایی می‌شنیدند: «خاطر مقدس مستحضر است که اساسا بنده و امثال بنده معمول و معقول نیست که با مامورین سیاسی خارجه طرح الفت و دوستی بنمائیم، به جهت اینکه امورات سیاسی مختص دولت است و لاغیر. بعلاوه رضایت مامورین اجنبی منوط به خیانت بنده و امثال بنده نسبت به مملکت و ملت است...» (ص 66) یا «... با اینکه مکررا، کتبا و تلگرافا، عرض نموده بودم که اساسا دوستی بنده با مامورین دولتی روس، مخالف عظمت دولت و سیاست مملکتی است. از این نقطه نظر چندین مرتیه استدعا نمودم که اجازه مرحمت شود که به سوادکوه، خانه خود رفته مشغول امورات رعیتی شوم.... استدعا می نمایم چون توافق نظر بنده با مامورین دولت روس غیرممکن است و بدون جلب نظر آنها هم خدمت دولت در مازندران هر روز اسباب تصدیع خاطر اولیای امور است، به این مناسبت بنده از مداخله در امور قشونی استعفا نموده برای دعاگویی و رسیدگی به امورات رعیتی به سوادکوه خواهم رفت.» (ص 77)

امیرمؤید در سال 1293 به نمایندگی مردم مازندران در مجلس سوم انتخاب شد اما یک سال بعد کار وکالت را رها کرد و به شمال ایران رفت تا با ارتش روسیه بجنگد. بعد از دو سال زد و خورد به تهران بازگشت. چندی بعد، و با افشای قرارداد وثوق، سر به مخالفت با قرارداد برداشت و به یکی از مهمترین مخالفان وثوق‌الدوله بدل شد. با مرحوم مدرس دوستی داشت و از یاری‌کنندگان دولت در تبعید ایران در کرمانشاه بود. بعد از مدتی هم با میرزاکوچک جنگلی دمخور بود و حکومت بارها ترس خود از ملحق شدن نیروهای امیرمؤید به میرزاکوچک را اعلام کرده بود.

این اسناد نشان می‌دهد چگونه تصورات از افراد می می‌تواند اشتباه باشد؛ نیرویی به غایت ملیگرا، می تواند محافظه کار هم باشد. خان یک بلوک بزرگ، می تواند به فکر آسایش رعیت خود هم باشد. یک چهره نزدیک به حکومت می تواند علاوه بر مذاکره و تعارف و دوستی با بزرگان، تسلیم خواست غیرمنطقی آنان هم نشود و... اسناد امیرمؤید، مؤید آن است که این مرز و بوم با تلاش و مجاهدت چهره‌هایی حفظ شده که «ایران» را دوست داشتند.

اطلاعات کتاب: کتاب شامل بیش از 450 سند است که محمد ترکمان آن را از لابلای آرشیو ملی ایران، اسناد مرکز بررسیهای تاریخی و مجموعه شخصی نوادگان امیرمؤید استخراج و تصحیح کرده‌است. مصحح مقدمه‌ای هم بر کتاب نوشته که در آن ضمن تجلیل از شخصیت امیرمؤید، بیشتر به نقد سیاست استعماری روس و انگلیس می‌پردازد و بنابراین خواننده از فهمیدن سرنوشت امیرمؤید و فرزندانش محروم می‌شود. البته ترکمان وعده داده که مجلدات دیگری از اسناد امیرمؤید را تهیه و منتشر کند که تا 15 سال بعد، هنوز این وعده محقق نشده است. تصاویری از خاندان باوند و نمونه اسناد در انتهای کتاب و روزشمار تحولات زندگی امیرمؤید در ابتدا، بخشی از تلاش مصحح برای ارائه کاری شسته‌رفته است.

نویسنده: -

به کوشش: محمد ترکمان

ناشر: نی

نوبت چاپ: اول، 1378

شابک:  X-438-312-964-978

قطع: وزیری

قیمت: 440 صفحه، 2000 تومان

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 06:13 ق.ظ

روزنامه سفر عتبات و مکّه

دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 08:03 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

114 سال پیش، مظفرالدین شاه قاجار تصمیم گرفت یکی از همسران پدرش را به سفر حج بفرستد. سکینه سلطان اصفهانی که به وقارالدوله ملقب شده بود، مورد عنایت ملوکانه قرار گرفت و عازم حج شد. او دستی بر قلم داشت و تصمیم گرفت خاطرات روزانه‌اش را بنویسد؛ نتیجه شده است سفرنامه‌ای خواندنی و جذاب به قلم زنی از خاندان سلطنتی قاجار در ایران سال‌های پس از مشروطه. وقارالدوله دهم مهر 1278 شمسی (سه‌شنبه 26 جمادی‌الاولی سنه 1318 تنکوزئیل) عازم سفر می‌شود و 18 ماه بعد به دارالخلافه بازمی‌گردد. در این 18 ماه او چیزهایی را دیده که شاید برای بقیه چندان اهمیت نداشته، از جمله در منازل مختلف یاد همسر «شهیدش» ناصرالدین شاه می‌افتد: «خلاصه، صبح چهار ساعت از دسته گذشته، منزل فرسنج رسیدیم. دیدم همان صحرا، همان رودخانه. اما آن سال که اینجا آمدم کجا به امشب کجا! آن شب، سفر عراق لب همین رودخانه سراپرده زده بودند. یادم آمد و دادم آمد. خدا رضای کرمانی را همنشین عمر سعد بکند که وجود نابود کرد. گریه زیادی کردم.»

وقارالدوله به‌خوبی حس زنانه‌اش را بر قلم جاری کرده: «هرچه می‌خواهم وصف نمایم زیارت گنبد مطهر [حضرت امیر در نجف] را، عقلم نمی‌رسد که چه بنویسم. عاقلان کتاب‌ها نوشته‌اند. من بی‌عقل ضعیفه ناقص عقل چه عرض کنم که شایسته این بزرگوار باشد. زن چه عقل دارند که من باشم. عدم عقل من همین جا شهادت می‌دهد که امروز صبح از ترس باران مثل باران گریه می‌کردم و...» و جاهایی هم فراتر از سطح زنان و مردان آن روز ظاهر می‌شود: «اهل این ده از دست میرزا فتح‌الله خان که برادر ناظر است و این ده سپرده به اوست، زیاد ناله داشتند. اگرچه رسم مردم این شده که از هیچ‌کس رضایت ندارند. پیغام زیادی هم به من دادند که سرکار علیه همدم السلطنه بگویم.» 

وقارالدوله این ایام همسر میرزااسماعیل خان معتصم‌الملک است اما کمتر از او یادی می‌کند و البته هرجا نامش را می‌آورد، با احترام است. در کاروان برادرش هم هست که مراقب اوست و کارهایش را پیش می‌برد. سفر از راه لبنان و حلب انجام گرفته و برای همین طولانی شده است. اقامت دو ماهه در عتبات در رفت و برگشت هم به مدت سفر افزوده. البته او در مدت اقامت در کربلا از نوشتن دست کشیده و بنابراین اتفاقات حدود دو ماه از سفرش چندان روشن نیست.

جالب است که نویسنده به مخارج سفر توجه نشان داده و هر جا چیزی خریده و یا مبلغی داده، چه به عنوان مزد و انعام و چه به عنوان عوارض، آن را یادداشت کرده:

-         در منزل جیرود: مرغ بزرگ دانه‌ای یک قران، نان یک من یک قران

-         در منزل قلعه مهدی خان: نان یک من یک ریال، گوشت یک چارک 3 عباسی

-         در منزل فرسنج: نان یک من یک ریال، ذغال یک من 10 شاهی، هیزم یک من 300 دینار

-         هزینه ایاب و ذهاب از مسیر حلب: 2 قاطر، یک حمله‌دار و یک عکام 300 تومان

باز از نکات جالب سفرنامه، توجه وقارالدوله به زرق و برق شهرها و واحه‌هاست؛ او بیروت و پرت سعید و کربلا و نجف و... را خوب توصیف می‌کند و مزایای هر کدام از شهرها را به قلم می‌آورد. توجه به ظاهر زنان، دقت در وضعیت بازار و خرید سوغات، از دیگر نکاتی است که نظر «یکی از حرم‌های شاه شهید نورالله مضجع» را جلب کرده است.

نویسنده به تمامی شبیه شوی سابقش بوده و علاوه بر نوشتن، طبع شعر هم داشته:

اجل بده تو امانم به سوی مکه رسم//ادای حج بنمایم که هست ایمانم
پس از طواف و زیارت خدا مرا برسان//به آستان آن خاتم رسولانم
ز
یارت نبی و فاطمه و چهار امام//نصیب و قسمت من کن به حق قرانم
پس از زیارت ایشان به سوی شام روم//به نزد حضرت زینب تصدقش جانم

اطلاعات کتاب: مصححان کتاب که هر دو از نامداران این عرصه‌اند، با کمال تعجب هیچ اطلاعاتی از نسخه خطی سفرنامه وقارالدوله به دست نداده‌اند و بنابراین مشخص نیست این دفتر به قلم خود وقارالدوله بوده یا او گفته و کسی نوشته، خط و کتابت و جنس کاغذ چه بوده و... فقط گفته شده اصل نوشته در مجموعه‌ای شخصی نگهداری می‌شود. نقیصه دیگر کتاب، نداشتن نقشه سفر است. مصححان می‌توانستند نقشه‌ای از مسیر طی شده تهیه کنند تا منازل و شهرهای مورد اشاره، برای مخاطب ملموس‌تر باشد.

اما از محاسن کتاب باید به کاغذ مرغوب و خاص آن اشاره کرد که حال و هوایی قدیمی به متن داده است. صحافی کتاب هم کم اشکال است و در انتهایش فهرست راهنمایی هم تهیه شده.

روزنامه سفر عتبات و مکه سکینه سلطان نخستین بار در بهار 89 و توسط نشر علم منتشر شد.

 نویسنده: سکینه سلطان وقارالدوله اصفهانی کچک

به کوشش: رسول جعفریان، کیانوش کیانی هفت‌لنگ

ناشر: علم

نوبت چاپ: اول، 1389

شابک:  978-964-224-172-9

قطع: وزیری

قیمت: 170 صفحه، 7500 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 01:53 ق.ظ

نامه‌ها و یادداشت‌های کاظم حسیبی

یکشنبه 31 فروردین 1393 06:27 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

کاظم حسیبی از چهره‌های روسفید ایران در پیش‌گاه تاریخ معاصر ایران است؛ تکنوکراتی مسلط به امور نفت، به معنای تمام کلمه ملی و به همان قوت، مذهبی و البته روشن‌فکر. از دانش‌آموختگان دارالفنون بود که در نخستین آزمون اعزام محصل به خارج از کشور قبول شد و به فرانسه رفت. در پلی‌تکتیک مشهور پاریس مشغول به تحصیل شد و بعد دوره مهندسی معدن را در مدرسه عالی معدن این شهر گذراند و در سال 1327، 20 سال بعد از روزی که به پاریس رفته بود، استاد دانشکده فنی تهران شد.

آن روزها کمتر دانشمندی بود که نسبت به اوضاع کشور بی‌تفاوت باشد. حسیبی نقش برجسته‌ای در تأسیس کانون مهندسین ایران داشت؛ این کانون هسته اولیه حزب ایران را تشکیل می­ داد که چند سال بعد، از بازیگران اصلی نهضت ملی شدن صنعت نفت بود. حسیبی در جریان امضای قرارداد الحاقی در مجلس پانزدهم، وظیفه تهیه مستندات برای حسین مکی را به عهده گرفت و همین سبب شد که علاوه بر تصویب نشدن لایحه، او به یکی از مطلع­ ترین ایرانیان درباره دقایق و جزئیات صنعت نفت بدل شود.

با این پیشینه، دکتر مصدق او را به مشاورت خود برگزید و از این­جا بود که زندگی حسیبی با نفت گره خورد. بودند کسان دیگری هم که چون حسیبی برای ملی شدن نفت و حل مشکلات بعد از آن جوش می ­زدنند اما در امتحان نهایی، نمره قبولی نیاوردند و مصدق را رها کردند. اما حسیبی تا آخر ماند و روز 28 مرداد، با کمک چند نفر دیگر، جان مصدق را نجات داد.

این کتاب شامل بیش از 35 نامه و یادداشت است که حسیبی بعد از کودتا نوشته، برخی به اشخاص، برخی خطاب ملت ایران و برخی برای روزنامه و مجلات. در همه این نامه ­ها، هم حس تأسف موج می ­زند و هم حرص خوردن از کمی اطلاع و بی­ سوادی کسانی که بعد از سقوط دولت ملی، زبان برای نکوهش مصدق دراز کرده بودند. این حس در نامه­ هایی که او به علی امینی، حسین مکی، جعفر شریف­ امامی و محمد درخشش نوشته و سه نامه ­اش به آیت­الله کاشانی مشهودتر است. چند نامه دیگر هم در این کتاب وجود دارد که افراد یا حزب ایران به حسیبی نوشته ­اند.  

از خواندنی­ ترین یادداشت ­های مجموعه هم می­ توان به گزارشی اشاره کرد که حسیبی از جزئیات حمله به خانه مصدق در بعدازظهر 28 مرداد، تهیه و آن را خطاب به ملت ایران منتشر کرده است: «مصدق در روز 28 مرداد از ساعت 4 که قوای نظامی رسما به طرف خانه او هجوم آورده بودند، به فرماندهان محافظ خانه دستور صریح داده بود که از تیراندازی به طرف قوای نظامی خودداری کنند و فقط از نزدیک شدن اراذل و اوباش به خانه او جلوگیری شود و این دستور حتی با آویختن بیرق سفید در قسمت­ های مختلف خانه دکتر مصدق، به نظر قوای نظامی که حمله می­ کرده­ اند رسیده است و [پارچه] سفیدی که برای این امر به کار رفته است از قطعات ملافه روپوشی دکتر مصدق بوده است. وقتی که آویختن ملافه و بیرق سفید هم مانع تیراندازی قوای مهاجم نشد، برای جلوگیری از قتل نفس قوای نظامی مدافع منزل، دکتر مصدق دستور داد که سربازان مدافع داخل عمارت، همه اسلحه­ های خود را به خارج پرتاب کنند و افراد هم با فریاد زنده باد شاه، عدم دشمنی و اختلاف خود ا با قوای مهاجم اعلام کنند. با وجود این اقدام، همچنان تیراندازی با مسلسل و تفنگ و توپ به طرف منزل مصدق تا ساعت 7، یعنی ساعت ورود مهاجمین غیرنظامی که با تشویق قوای مهاجم به منزل دکتر مصدق هدایت می­ شدند، ادامه داشت. قصد اساسی مهاجمین خراب کردن خانه بر سر دکتر مصدق و 10 نفری که در اتاق او تا دم آخر بودند، بود... هر چه آقایان مهندس رضوی و دکتر شایگان از دکتر مصدق خواهش می­ کردند که قبل از وخیم شدن اوضاع خانه خود را ترک کنند و به محل امنی انتقال یابد، دکتر مصدق از قبول پیشنهاد خودداری کرده، اظهار می­ دارد که آقایان آزادند و حتی خواهش می ­کنم که همه بروند و جان خود را نجات دهند. ولی من باید روی همین تختخواب که کمر به خدمت ملت ایران بسته ­ام، بمانم تا کشته شوم. البته هیچ ­یک از ده نفری که با او تا دم آخر ماندند، حاضر به جداشدن از پیشوای محبوب ملت ایران نشده و آن­ها هم با نهایت متانت و بردباری همچنان در اطراف تخت خواب دکتر مصدق در انتظار مرگ نشسته بودند و حال آن­ که گلوله­ های مسلسل دیوارهای محافظ اطاق را از طرف محوطه به منزل سوراخ­ سوراخ کرده و [دکترمصدق و همراهانش] مرگ مهیب و نزدیک را به چشم خود می­ دیدند...»

اطلاعات کتاب: از محصولات نشر جوان­مرگ شده گام­ نو است که در تا چندی قبل با مدیریت علیرضا رجایی به انتشار کتاب می­ پرداخت. کتاب «نامه‌ها و یادداشت‌های مهندس کاظم حسیبی» با توضیح تکمیلی «مشاور ارشد دکتر مصدق در امور نفت»، حاصل جستجوها و تلاش­ های امیر طیرانی است که پیش از این هم کتاب­ هایی در حوزه تاریخ منتشر کرده بود. طیرانی مقدمه خواندنی‌ای نوشته و ضمن مختصر توضیحی درباره زندگی حسیبی، شرح دستگیری او پس از حدود یک سال و نیم اختفا را نقل کرده است. از نکات جالب مقدمه، خبری است درباره وجود خاطرات روزانه حسیبی از سال 32 تا 63 و وعده انتشار آن که البته تا کنون جامه عمل نپوشیده است.

کتاب سه بخش دارد؛ بخش اول نفت و کنسرسیوم، بخش دوم تحولات بعد از کودتا و بخش سوم، ضمائم شامل چند گزارش و متن سخنرانی حسیبی در اولین سالگرد واقعه سی تیر. غیر از این، چند قطعه عکس و نمایه.  

 نویسنده: کاظم حسیبی

ناشر: گام ­نو

نوبت چاپ: اول، 1390

شابک:  978-964-7387-57-1

قطع: رقعی

قیمت: 212 صفحه، 4500 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 01:55 ق.ظ

بنیان‌های نهادی اقتصاد آزاد

سه شنبه 26 فروردین 1393 05:16 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: کتاب های تازه ،

الزامات «اقتصاد آزاد» چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ آیا اساسا «آزادی» در اقتصاد معنایی دارد یا نه؟ اگر دارد، چیست و اگر نه، چرا این همه بر آن تاکید می‌شود؟ چرا در ایران هر گاه از اقتصاد آزاد و توجه به بازار حرف زده شده، قیمت ها بیشتر دستخوش تغییر شده و اقتصاد، بیشتر شاهد هرج و مرج بوده است. دولت چه نقشی در اداره اقتصاد دارد؟ در جامعه ای مثل ایران با ساختارهای موجود سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، می توان دولت را از نقش آفرینی در عرصه اقتصاد بازداشت؟ آیا این ممانعت مطلوب است؟ چرا موسساتی با کارکرد مشابه در ایران و اروپا، دو نتیجه متفاوت می‌آفرینند؟ تفاوت بانک در ایران و مصر و ونزوئلا با بانک ژاپن و آلمان و کانادا چه تفاوتی دارد و... این سئوالات دیگر فقط متعلق به دانشجویان اقتصاد نیست. حالا هم جامعه شناسان، هم دیپلمات ها، هم کارشناسان علوم سیاسی و هم مردم عادی، چنین سئوالاتی را از خود یا از دیگران می پرسند و اتفاقا هر چه بیشتر می‌کوشند، نه تنها پاسخی درخور پیدا نمی‌کنند که بر ابهاماتشان افزوده می‌شود.

واقعیت آن است که دانش اقتصاد در ایران هنوز خیلی نحیف است و جالب اینکه با همه نحیفی، مظلوم هم هست؛ دم دست ترین مثال برای اثبات مظلومیت اقتصاد، اینکه هر کسی با هر سطح دانش و تجربه ای به خود اجازه می‌دهد درباره اقتصاد داد سخن بدهد و نسخه بپیچد و راه حل ارائه کند.

اما واقعا می‌توان به سئوالات بالا پاسخ داد؟ «بنیان‌های نهادی اقتصاد آزاد» تلاشی است برای پاسخی بومی به این سئوالات. نویسنده کوشیده با تدقیق مفاهیمی چون بازار، رقابت، دانش و فناوری، حقوق مالکیت و تبیین چگونگی عملکرد اقتصادها در طول زمان، شروط لازم برای دست یافتن به اقتصاد آزاد را بیان کند. چارچوب نظری نویسنده، نهادگرایی است که یک دستگاه نظری به نسبت جوان تلقی می‌شود.

یوسفی در ابتدا از بازار آزاد ابهام زدایی می کند و می گوید اقتصاد آزاد به معنای عملکرد بی حساب و کتاب عاملین اقتصادی نیست. در ادامه مبانی اقتصاد آزاد و قانون اساسی بازار را  می‌شکافد و بر نقش مهم «حاکمیت قانون» تاکید می‌کند. نقش و کار نهادها، توسعه آن‌ها و تاثیرشان بر آزادی اقتصادی، شیوه های اصلاحات اقتصادی، نسبت دموکراسی و اقتصاد آزاد، تاثیر بازار آزاد بر عدالت اجتماعی، نسبت اخلاق و اقتصاد و رابطه امنیت و آزادی از دیگر مواردی است که مورد توجه او قرار می‌گیرد.

نکته مهم کتاب این است که نویسنده استدلال‌های خود را از نظریات اقتصاددانانی استخراج می‌کند که در تقسیم بندی های رایج، لیبرال یا نئوکلاسیک خوانده می‌شوند و بر این اساس، مخالف دخالت­دادن عوامل غیراقتصادی در تحلیل عملکرد اقتصادی. با این حال یوسفی نشان داده که توجه به نهادها، (یعنی نرم‌افزارهای حاکم بر یک جامعه اعم از قوانین نوشته و نانوشته، رسوم و عادات، جهان‌بینی و ایدئولوژی و...) از اصول تفکرات خدایان اندیشه اقتصادی از جمله اسمیت، هایک، کینز و... بوده است: «بازار یك متغیر مستقل نیست بلكه متغیری وابسته است كه به وسیله سطح توسعه كشورها و نهادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تغییر می‌کند. به عبارت دیگر بازار ابزاری وابسته به جامعه است و بیرون از جامعه و یا مستقل از ویژگی‌های اجتماعی جامعه وجود خارجی ندارد. بازار خود در چارچوب نهادهای حقوقی و اخلاقی درگیر است و رقابت در بازار آن گونه که هایک می‌نویسد رقابت برای جلب رضایت دیگران و کسب اعتبار در جامعه است.»

یکی دیگر از مهمترین ویژگی‌های کتاب، این است که نه تنها مخالفتی با بازار آزاد ندارد، بلکه آن را یک دستاورد مهم بشری تلقی می‌کند که در صورت کارکرد درست، متضمن خوشبختی و افزایش سطح رفاه آحاد جامعه است. در واقع نویسنده نشان داده که انتقادها و مخالفت‌ها، بیشتر معطوف به عملکرد کارگزاران اقتصادی است و نه نفس «رقابت» و «آزادی»: «عده‌ای معتقدند بازار آزاد یا اقتصاد آزاد منجر به نابرابری، فقر و قانون جنگل می‌شود و عده‌ای دیگر چنین معضلاتی را به گستره فعالیت دولت نسبت می‌دهند و هر گروه سعی در بیرون کردن گروه دیگر دارند. متأسفانه این نگاه در ایران نیز رخنه کرده و موجب سردرگمی‌های زیادی بین روشنفکران شده است. برای روشن شدن مطلب سعی می‌شود ابتدا ضمن معرفی اقتصاد آزاد، با تحلیل علمی به دفاع از آن بپردازیم و سپس توضیح دهیم که اقتصاد آزاد نیاز به نهادهای لازم و پیش‌زمینه‌هایی در جهت حمایت از حقوق مالکیت دارد و برقراری آن تنها هنگامی امکان‌پذیر است که دولت نقش مهم و کلیدی در این زمینه ایفا نماید.» 

اطلاعات کتاب: این نخستین کتاب مستقل نشر نهادگرا، وابسته به مؤسسه غیرانتفاعی مطالعات دین و اقتصاد محسوب می شود اما چندمین تالیف نویسنده است. دکتر محمدقلی یوسفی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی است. کتاب قبلی یوسفی با عنوان «استراتژی های رشد و توسعه اقتصادی» در سال 1388 توسط نشر نی منتشر شده بود.

نویسنده برای تدوین کتاب حاضر از حدود 450 منبع بهره برده که غالب آن، از منابع اصلی رشته اقتصاد محسوب می شوند. کتاب مشتمل بر یک پیشگفتار و 11 فصل است.

 نویسنده: محمدقلی یوسفی

ناشر: نهادگرا

نوبت چاپ: اول، زمستان 1392

شابک:  978-600-92263-3-7

قطع: وزیری

قیمت: 272 صفحه، 15000 تومان

 

 

 

 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 01:34 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو