معاصر چیست؟

شنبه 24 تیر 1391 05:06 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

جزوه های جذاب *

شادی یافتن دوستی عزیز، با حضور سرزده بر سر كلاسش كامل شد؛ استاد نظم معمول كلاس ها را به هم زده بود و دور میزی بزرگ درباره موضوع درس با دانشجویانش بحث می كرد. از سر لطف و برای آن كه ربطی به حضار پیدا كنم، جزوه ای را نشانم داد كه مورد بحث بود؛ «معاصر چیست؟» در نگاه اول، به نظر از همین جزوات پیش پا افتاده ای می آمد كه اواخر ترم دست به دست می گردند و اجاره انتشارات دانشكده ها را مقرون به صرفه می كنند. این جزوه جیبی، نشان ناشری معتبر را هم بر پیشانی داشت و شناسنامه و فیپا و شابك و غیره كه می شد آن را به حساب تقلب های رایج گذاشت و تهیه كننده جزوه را تحسین كرد كه برای فروش، چه ذوق ها كه به خرج نداده. اما مقدمه شورانگیز امید مهرگان، نه تنها این جزوه، كه همه كتاب-های كوچك و جزوات را در نظر مهم می كند و شور خواندن به مخاطب می دهد: «از انقلاب كبیر فرانسه و انقلاب های 1848 و كمون پاریس گرفته تا انقلاب های ایران، جزوه ها یكی از مهم ترین رسانه ها برای پخش ایده ها بوده اند... آن چه از رونق افتاده نه فقط فرم جزوه ها بلكه مضامین، سبك نوشتن و ایده هایی است كه روزگاری به نحوی معنادار عمدتا در قالب این فرم به بیان درمی امدند. لاجرم، روآوردن به این فرم به شیوه ای هر قدر هم صوری و تصنعی، ادای دینی است به شیوه ای از تفكر كه امروزه از مدافتاده، عبث و غیربهداشتی تلقی می شود...»

جزوه «معاصر چیست؟» ترجمه ای است از درس-گفتار جورجو آگامبن، فیلسوف ایتالیایی كه چند سالی هست به ایرانیان معرفی و چندین مقاله و کتابش منتشر شده است. آگامبن هسته مركزی بحث خود را پاسخ به این پرسش قرار داده كه «ما با چه چیزی و چه كسی معاصریم؟» او برای پاسخ به این پرسش، به نوشته ای از نیچه و شعری از اسیپ ماندلشتام اشاره و با سلسله استدلال هایی نتیجه می گیرد: «معاصر کسی است که نگاهش را به زمان خود می دوزد، اما نه برای مشاهده روشنایی-ها، بلکه برای درک تمامی تاری ها و تیرگی های آن.» جان کلام نویسنده این است که آدم معاصر در عصر انفجار اطلاعات، خود را گم نمی کند، منفعل نیست، از انبوه داده ها مناسب ترین ها را انتخاب می کند و خلاصه آن که مسخ پیشرفت های تاریخی نمی شود: «معاصر کسی است که شعاع های تاریکی برآمده از زمانه اش را تمام رخ ببیند.» اما معاصربودن، به سادگی هم میسر نمی شود. فیلسوف ایتالیایی بر تاریکی ها تاکید می کند و سپس با اشاره به پدیده «مد»، نظریه اش درباره انسان معاصر را بسط می دهد. مفهوم زمان و بعد ازل و ابد، کهن و جدید، گذشته و حال و آینده، دیروز و امروز و... تضادهایی است که آگامبن از دل آن نظریه خود را تبیین می کند: «معاصر فقط آن کسی نیست که با مشاهده تاری و تیرگی حال حاضر، گرد نوری دست نیافتنی چرخ می زند، بلکه علاوه بر ان کسی است که با دوپاره کردن و دست کاری و افزودن چیزی در زمان، قادر می شود در موقعیت تغییر شکل دهی و مرتبط ساختن آن با دیگر زمان ها قرار گیرد؛ در جایگاه خواندن تاریخ به طرزی ویرایش نشده و احضار آن بر پایه نوعی ضرورت...»

به این جزوه می توان ایراد ترجمه گرفت و از صقیل بودن بعضی واژه ها یا غریب بودن برخی دیگر، مانند «تکین» احتمالا به جای یگانه، حرف زد اما در کل، باید آن را تلاشی موفق برای نشر نظریاتی دانست که مهم اند اما در قالب کتاب نمی گنجند. از این دست جزوات، چند عنوان دیگر هم منتشر شده است، از جمله «فاشیسم، دولت، ضدانقلاب» كه شامل دومقاله از كارل كورش است و «طبقه سوم چیست؟» به قلم آبه سی یز.

نویسنده: جورجو آگامبن

مترجم: امیر كیانپور

ناشر: گام نو

شابك: 9-43-6917-964-978

قطع: جیبی

قیمت: 1200تومان

 

*هفته نامه نگاه پنجشنبه، شماره 15، صفحه 92




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

قیدار

یکشنبه 18 تیر 1391 03:44 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

نگاهی به رمان قیدار

خیلی مردی، ولی...

اشتیاق، هیجان، لذت، مدارا، سردرگمی؛ این همه حس هایی است كه با خواندن رمان جدید رضا امیرخانی، قیدار، تجربه خواهید كرد. اشتیاق خواندن داستانی از نویسنده «من او» و «بی وتن» بعد از 6 سال. هیجان از شروع نامتعارف داستان با فصلی تحریك كننده؛ «مرسدس كوپه ی كروك آلبالویی متالیك» و ادبیاتی شوق آور؛ «به ارواح خاك آقام می خواهم ت... نقل لوطی گری نیست. نه تاریخ ت برام مهم است، نه جغرافی ت؛ نه به پشت و روی سجل ت كاری دارم، نه زیر و روی حرف مردم...». لذت از پیش روی آرام داستان و عمق گرفتن شخصیت ها و بازی گرفتن كارگردان از كلمات. مدارا با یكنواخت شدن داستان از جایی به بعد و سردرگمی از نفهمیدن سرنوشت شخصیت اصلی داستان و اصرار نویسنده به غیب كردن او.

رمان «قیدار» چند ویژگی مهم دارد كه آن را شاخص می كند؛ در این برهوت مردانگی و قحط فتوت، از مرام و مردی و مردانگی و جوان مردی می گوید. آدمی را تصویر می كند كه فقط به حرمت «رفاقت» پای رفیق اش می ایستد، آدمی كه  معتقد است اما اعتقادش را به اطرافیان حقنه نمی كند، آدمی كه به دیگران مجال می دهد برای اشتباه و برای جبران، آدمی كه رگ گردنش برای بی غیرتی و نامردی باد می كند، آدمی كه با قوی سخت می گیرد و با ضعیف آسان... «قیدارخان» واجد همه مردانگی هاست و آن طور كه رمان تصویر می كند، محبوب اطرافیانش. او آن قدر دوست داشتنی هست كه همه را جَلد خودش كند و هر كس، از هر كجا كه رانده و مانده شود، به او پناه بیاورد.

ویژگی دیگر رمان، زبانی است كه امیرخانی به آن دست پیدا كرده. او توانسته متناسب با زمان و مكانی كه اتفاقات در آن جریان دارد، ادبیات آدم هایش را بیافریند و مهم این كه زبان خاص داستان، فقط استفاده از چند لغت و تكیه كلام راننده ها یا گاراژدارها نیست. شكل محاوره، نحوه استفاده از كلمات و نوع جمله بندی در كنار تكیه كلام ها و واژه سازی ها، زبان اثر را هم خاص و هم باورپذیر كرده است. ادبیاتی كه مختص لوطی هاست اما بر خلاف تصور نه تنها بددهان و چاروادار نیست كه وزانت هم دارد: «هان! داش صفدر، از لیلاند زیرابروبرداشته رسیده ای به اینترناش ناشِ پهلوان ها! ترقیات كرده ای برای خودت... به قول خودت پیرزن هم تو گاراژ سوار لیلاند نمی شد اخری ها، اما دانسر اول اینتركنتینانتال می پرد روی ركاب اینترنشنال! حال ش را می بری؟» یا «...به همان تار سبیل اگر اهل ش بودید، خود جمیله را خركش از شكوفه نو می آوردم كف گاراژ عربی برقصد، بل كه سرحال بیایید...» یا «...می دهم روغن سوخته هر ده تاتان را سر چال عوض كنند پوسته دوخته ها، یاتاقان-سوخته ها!».

نكته مهم دیگری كه درباره این كار باید به آن اشاره كرد، گرچه ویژگی مشترك همه كارهای امیرخانی است، روراستی او با مخاطبش است. امیرخانی ابایی ندارد كه نویسنده ای مذهبی با علقه به مبانی انقلاب شناخته شود؛ پس از سید باطن داری می گوید كه پای سیدی دیگر ایستادگی می كند و چوب می خورد یا قیداری كه «از احدی به شیر و ترازو شكایت نكرده است» یا هم اویی كه حاضر است گازوئیل دلاری بخرد اما از گازوئیل بی صاحب پسر استفاده نكند. این ها اما دل آزار نمی شود و خواننده را پس نمی زند چون با باور و اعتقاد نوشته شده و شاهدش این كه برخی نگفتنی ها را هم می گوید: «حتما گفته بود كه این آخوند از آن آخوندها نیست كه با وجوهات آبستن شود!» و همین كه نویسنده، باورهایش را به مخاطب تحمیل نمی-كند یا خود را موظف نمی داند كه چند شعار اخلاقی و مذهبی در لابه لای كارش بگنجاند، جای تحسین دارد.

جمع همه این وی‍ژگی ها، می توانست یكی از شاخص ترین رمان های فارسی چند سال اخیر را بیافریند اما چنین نشده چون داستان از مهم ترین نقطه قوتش ضربه خورده؛ جایی كه به نظر می رسد قیدارخان خالقش را هم مجذوب خودش كرده است. ما با آدمی طرفیم كه خیلی مرد و لوطی منش و بزرگوار است ولی انتظار داریم جایی كم بیاورد، اشتباهی كند، خطایی مرتكب شود یا مانند هر انسان دیگری، چرتكه بیاندازد و حداقل حساب سود و زیان گاراژش را نگه دارد. اما نویسنده نخواسته رستمش را به جنگ افراسیاب بفرستد، ناچار او را رها كرده است با این توجیه كه: «فرمود خوش نامی قدم اول است... از خوش نامی به بدنامی رسیدن، قدم بعدی بود... قدم آخر، گم نامی است... طوبا للغرباء».

خواننده ای كه چند صباحی با قیدار زندگی كرده؛ كنجكاو بوده كه بداند خان با شهلا چه می كند، لحظه به لحظه ساخت لنگرگاه را دنبال كرده، نگران سرنوشت صفدر و فری و شلتون بوده، منتظر است ببیند عاقبت كار قیدار و شاه رخ به كجا می-كشد و... باید «فهمش بیجك بگیرد» از نقل های مختلف درباره قیدار كه كجاست و چه می كند؟ خبرهایش را اما از حوالی جاسك و اطراف صوفیه و قلهك و آبادان روزهای جنگ می شنود. قیدار گم شده است و خواننده باید حدس بزند و باقی داستان را خود بسازد یا حس كند نویسنده باید روزی به سئوالاتش پاسخ دهد.

***

امیرخانی حق دارد! در این قحط مردانگی و برهوت فتوت، سخت است پیدا كردن امثال قیدار و حال كه را پیدا كرده، نباید از دستش بدهد؛ قیدار باید گم می شد تا شاید روزی دوباره پیدا شود. نویسنده ای كه فراستش را دارد كه «جانستان كابلستان»-اش بشود پاسخ به درخواست های مكرر و بی جا برای موضع گیری درباره مسائل انتخابات 88، حتما مترصد فرصتی است كه «قیدارخان» را جانی دوباره بدهد. باید منتظر ماند... 

نویسنده: رضا امیرخانی

ناشر: افق

شابك: 4-832-369-964-978

قطع: رقعی

قیمت: 296 صفحه، 9000 تومان

 

*منتشر شده در هفته نامه نگاه پنجشنبه، شماره 14، صفحه 112




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

24 شماره 29

سه شنبه 13 تیر 1391 06:57 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: مجله بازی ،

منتقدان سینمای ایران از شرایط حاکم بر آن بیش از هر زمان دیگری شاکی اند. این را می شود از ب بسم الله تا ن پایان این شماره ماهنامه سینمایی 24 فهمید. سردبیر مجله، در سرمقاله اش با اشاره به فشارهای وارد آمده بر سینما در ماه های اخیر، به صورت غیرمستقیم می گوید «مورچه چیه که کله پاچه داشته باشد!» معززی نیا معتقد است سینمایی با این تعداد مخاطب، اساسا نمی تواند بر وضعیت اجتماعی کشور تاثیری بگذارد که برخی سازمان ها تا این حد به آن فشار بیاورند.

در ادامه هم، چه در بخش «چهره‌های ماه»، چه در بخش «روی پرده» و چه در بخش «بازیگر ماه» می توان شاکی بودن منتقدان را متوجه شد تا جایی که در معرفی یکی از فیلم های روی پرده، این تعبیر به کار رفته که «باید در باره چه فیلم هایی حرف بزنیم!» احتمالا بر همین اساس است که گزارش این شماره با عنوان «حال سینما خوب است؟» درباره اوضاع این روزهای سینمای ایران تهیه شده و از افت شدید مخاطب، شکست تجاری فیلم ها، ضعیف بودن اکثر آثار اکران شده و افت محسوس کیفیت سینما می گوید.

گفت‌وگوی سروش صحت با رضا عطاران درباره فیلم «خوابم می آد» را باید خواندنی ترین مطلب بخش سینمای ایران دانست که مخاطب را کمی به آینده سینما امیدوار می کند.

24 این شماره هر چه در بخش داخلی تلخ است، بخش خارجی شیرینی دارد؛ گزارشی خواندنی و نسبتا کامل از شصت‌وپنجمین جشنواره فیلم کن به همراه حواشی آن، معرفی فیلم های روی پرده و فیلم هایی که ارزش دیدن دارند، عمده مطالب این بخش را تشکیل می دهند. جلد هم بعد از مدت ها (از شماره 4) به یک سینماگر خارجی اختصاص یافته؛ میشل هانکه برنده نخل طلای کن که این را هم باید واکنشی به مرگ تدریجی سینمای ایران دانست.

در بخش تلویزیون این شماره، سریال «پشت کوه های بلند» و برنامه «شادونه در سرزمین دونه‌ها» و... مورد بررسی قرار گرفته. در بخش کارگاه این شماره «مهران احمدی» بازیگر این روزها پر کار سینما و تلویزیون از نحوه ورودش به سینما می گوید. در همین بخش «رابرت مک‌کی» در مصاحبه ای درباره شیوه های نوشتن فیلم نامه سخن گفته.

در بخش نوستالوژی هم مسعود ثابتی و روبرت صافاریان درباره فیلم مکالمه یادداشت­هایی نوشته اند.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 تیر 1391 07:31 ب.ظ

روشنفکران ایران در قرن بیستم

یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 02:04 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

آیا گزارش تاریخی کفایت می کند؟*

چندی پیش کتاب روشن فکران ایرانی و غرب نوشته مهرزاد بروجردی را در این صفحه معرفی کردم. بلافاصله کتاب دیگری در همین موضوع به دستم رسید، که به لحاظ ساختاری شباهت عجیبی با کتاب پیش گفته داشت.

علی قیصری استاد 52 ساله دانشگاه آکسفورد، دغدغه های خود پیرامون روشن فکری و جایگاه آن در ایران را در کتابی تحت عنوان «روشن فکران ایران در قرن بیستم» به رشته تحریر در آورده است.

وی می نویسد: فکر نگارش کتاب حاضره یعنی ترسیم گرایش های عمده ایدئولوژیک در میان روشن فکران ایران، به ویژه گرایش های موجود در میان اپوزوسیون سیاسی، اساساً به سال های پیش از انقلاب باز می گردد. وقوع انقلاب و نقش روشن فکران در تدوین اولیه اهداف آن موجب یافتن این ایدئولوژی ها شد و ضرورت تجزیه و تحلیل آنها را بیش از پیش آشکار ساخت.

نویسنده با این هدف، روشن فکری مدرن در ایران، روشن فکران در دوره مشروطه، روشن فکران و ناسیونالیسم دولتی، سیاست و ادبیات، انتقاد از غرب گرایی و جدال بر سر تجدد را بررسی می کند.

دکتر قیصری سعی زیادی نموده که بر بار علمی نوشته خود بیافزاید و روشن فکری در ایران را تبیین نماید.

اما مطالعه دو کتاب در زمینه روشن فکری ایرانی، این سؤال را برایم پدید آورده که آیا گزارش تاریخی کافی است و مشکلات دامنگیر جامعه روشن فکر ایران با گزارش های تاریخی حل می شود؟

نویسندگان کتاب ها هر دو از استاتید مهاجر در دانشگاه های معتبر غرب اند. با این حال کتاب-های شان در بهترین حالت، یک گزارش کامل از وضعیت فرهیختگان وطنی است. واقعیت آن است که جامعه روشن فکری ایران (و البته شاید همه جامعه ایران) دچار بیماری مزمن عدم شناخت است.

مدرنیته را نشناخته، مدرن شدیم. سکولاریته را نشناخته، سکولار شدیم و بعضی از ما فکر کردیم باید لائیک شد تا مسلمان بهتری بود!

بعدها که بیشتر فکر کردیم، دیدیم مشکل مان این است که مشکل را نمی شناسیم که خود موفقیت بزرگی بود. با این حال در شناخت مشکل هم، جامعه روشن فکری به بیراهه رفت.

دهه بیست و سی، کافه ها و پاتوق های فرهنگی، جبهه جنگ نحله های روشن فکری بود که هر یک دیگری را باعث ناکامی مشروطه یا از خود بیگانگی مردم و یا عدم آبادانی ایران می دانست. بحث حتی فراتر رفت و دوستان یکدیگر را به سواد هم قبول نداشتند و ...

شاید یکی از مهم ترین دلایل سرخوردگی مردم از روشن فکران و انزوای آنان در ایام تأثیرگذار پیش و پس از کودتا را بتوان همین زد و خوردهای بی دلیل و بی بدیل دانست. این سرخوردگی البته ویژگی دیگری هم داشت؛ ماندگار شد و تا همین امروز مرزبندی های نامربوط آن باقی ماند.

امروز اما اوضاع متفاوت است. روشن فکری عمر صد ساله دارد و تجربه یک انقلاب تمام عیار را پشت سر گذاشته است. حال دیگر بهتر و راحت تر می توان با روح اندیشه های حاکم بر جهان اول آشنا شد و در این شرایط گزارش نویسی کافی نیست.

به عبارت دیگر با گذشت 27 سال از یک انقلاب اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با تمام مختصات یک انقلاب و یا به رسمیت شناخته شدن روشن فکران (با هر صفت و ویژگی) به عنوان یک طبقه تأثیرگذار، پذیرفته نیست که به گزارش وضعیت گذشته اکتفا کنیم و این البته به معنای بی ارزشی چنین گزارش هایی نیست. حال دیگر طبقه روشن فکر به این حد از شناخت از خود و جامعه اش رسیده که برای حل مشکلات تئوری پردازی کند.

محمد قیصری در کتاب خود، سیدفخرالدین شامان، سیداحمد فرید، احسان نراقی، جلال آل احمد و علی شریعتی را به عنوان نمایندگان جریان های مختلف روشن فکری معرفی می کند و از این جهت نیز به کتاب «روشن فکران ایران و غرب» شباهت می یابد.

شباهت به حدی است که این فرضیه را طرح می کند که اساتید ایرانی ساکن غرب، در بررسی جریان های روشن فکری و نحوه مواجهه آنان با مدرنیته و غرب (زادگاه مدرنیسم، رمانیسم، منورالفکران، استعمار، امپریالیسم و یک دو جین مفاهیم دیگر) از متدولوژی مشترکی بهره می گیرند. با تمام این اوصاف، تلاش محمد قیصری و هر ایرانی دیگری برای شناخت بیشتر و بهتر جامعه فکری ایران قابل ستایش است.

روشن فکران ایران در قرن بیستم، با ترجمه محمد دهقانی توسط نشر هرمس و با قیمت 2100 تومان به چاپ رسیده است.


*عصر اقتصاد، پنج شنبه، 11 خرداد 1385




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 فروردین 1392 02:26 ق.ظ

نسیم بیداری 26

یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 03:51 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: مجله بازی ،

«مهم ترین درس ماندلا برای همه اصلاح طلبان واقعی در جهان این است که تنها رسیدن به اهداف، اتخاذ شیوه های مدنی است. خشونت اگر هم در لحظه ای موفق شود، هیچ گاه نمی تواند زندگی مطمئن و آرامش بخشی را در درازمدت برای مردم تامین کند. اصولا خشونت ابزار دست کسانی است که فاقد منطق هستند. خشونت مهم ترین ابزار دست مستبدان است و کسانی که با شیوه های خشونت آمیز حتی با استبداد و استعمار هم مبارزه می کنند اگر هم پیروز شوند، خشونت جدیدی را جایگزین خشونت قدیم خواهند کرد» این بخشی از گفت و گوی سیدمحمدخاتمی با آخرین شماره ماهنامه نسیم بیداری است که در پرونده ای با عنوان «سودای صلح و سیاست» به بازخوانی تجربه ماندلا در مبارزه با استبداد پرداخته. در این پرونده غیر از مصاحبه با خاتمی، گفت و گویی اختصاصی با خانم امینه کاچالیا، هم رزم و مشاور ماندلا، برگ هایی از خاطرات منتشر نشده هاشمی رفسنجانی از دیدار با او، یادداشت هایی از هادی خانیکی، جاوید قربان اوغلی، محسن پاک آئین و احمد بخشی و گفت و گو با علی اکبر عبدالرشیدی مترجم کتاب «پندارها و گفتارهای نلسون ماندلا» به چشم می خورد.

بخش سیاسی نسیم بیداری به دو موضوع اختصاص یافته؛ «حکمت و مصلحت» درباره جایگاه و عملکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام و «بن بست بست نشینی» درباره وضعیت کشور پس از استعفای احتمالی رئیس جمهور. در بخش اول مجید انصاری، داوود فیرحی، مسعود پزشکیان و احمد ناطق نوری نظرات خود درباره مجمع را بیان کرده اند. علی اکبر جوانفکر، مشاور رئیس جمهور هم با انتقاد از مدیریت این نهاد، گفته: «بهتر است هاشمی بازنشسته شود.»

در پرونده دیگر بخش سیاسی این را می خوانیم: گفت و گو با محمود آخوندی، گفت و گو با سید محمد هاشمی،گفت و گو با سید محمدرضا خاتمی، گزارشی از قوانین اساسی چند کشور درباره شرایط فقدان رئیس جمهور و...

بخش جدید اندیشه در این شماره، به بررسی وضعیت توسعه کشور و نسبت ما با این مفهوم پرداخته است. دکتر حسن سبحانی به نمایندگی از معتقدین به توسعه اسلامی، مهدی نصیری به عنوان نماینده مخالفان مفهوم توسعه، مسعود نیلی و موسی غنی نژاد به عنوان طرفداران نظریات نئوکلاسیکی توسعه و حسین راغفر، فرشاد مومنی، محمد ستاری فر، محمدقلی یوسفی و محمود متوسلی به عنوان هواداران نظریه توسعه نهادگرا به بیان دیدگاه های خود درباره توسعه در ایران پرداخته اند. در یادداشتی با عنوان «سمند ما و سوناتای آنها» می خوانیم: «سمند، خودروی ملی ایرانیان است اما بعید است که سوناتا چنین ادعایی در کره داشته باشد. دو محصول صنعتی؛ یکی در جنوب غرب آسیا تولید می شود و یکی در جنوب شرق آسیا. دو کارخانه ای که تقریبا هم سالند اما امروز دیگر هم اندازه و هم تراز نیستند. هیوندای، سوناتا و آزارا و سانتافته و جنسیس تولید می کند و به ما می فروشد. ایران خودرو دیگر پیکان تولید نمی کند؛ با اتاق پژو 405، چندین و چند نوع خودرو تولید می کند و اتاق سمند را به چند نام می فروشد. 206 و گراندویتارا هم دارد اما جمع امکانات همه محصولاتش به اندازه یکی از محصولات هیوندای نیست... این نمونه خوبی است برای آنکه نسبت خود را با توسعه بسنجیم و بفهمیم کجا جهان ایستاده ایم. ایران خودرو آینه تمام نمای اندیشه توسعه در ایران است.»

مانند همه شماره های دیگر، پایان بخش نسیم بیداری، بخش نامه ماه است که وقایع مهم اسفند 1358 و فروردین و اردیبهشت 1359 را مرور کرده. این شماره، با 1000 تومان افزایش، 4000 تومان قیمت دارد.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

دشت بان

شنبه 9 اردیبهشت 1391 04:05 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

احمد دهقان وقتی از «روزهای آخر» می گفت، احتمالا گمان نمی کرد حدود ده دوازده سال بعد، یکی از نویسندگان مطرح ادبیات دفاع مقدس باشد؛ اما چنین شد و کارش از خاطره نویسی به داستان گویی کشید. داستانی هایی از متن جنگ و بعدتر از حاشیه جنگ. دشتبان، از آخرین کارهای دهقان است که در حاشیه می گذرد. روایت روزهایی که همه گمان می کردند «صدای توپ و تیر» حاشیه های سیاست است و زودگذر. نه «ناصر» و نه «پدر» و نه «پدربزرگ» باور نمی کنند جنگ بشود مهمترین موضوع زندگی شان و حتی منتظر روزهایی اند که بتوانند پرچین ریخته باغ را درست کنند. اما این انتظار به سر نمی آید و واقعیت کم کم رخ نشان می دهد؛ هم برای ناصر، راوی نوجوان داستان و هم برای پدر و پدربزرگش. همین واقعیت هاست که ناصر را ظرف چند هفته از یک کودک شوخ و شنگِ بازیگوش به جوانی بالغ بدل می کند که حالا ترس و شجاعت و عشق و نفرت و آوارگی و مبارزه و هزار مفهوم دیگر را زندگی کرده و می شناسد.

پدر، دشتبان است و همان روزی خبر «پیدا شدن سرو کله گزارها» را می دهد که یکی دو ساهت بعدش، هواپیماهای عراق، قصر شیرین را بمباران می کنند. داستان از همین روز شروع می شود؛ روزی که در اوج شادی و سرخوشی، ناصر و خواهر کوچکش گلنار ترس و سردرگمی  را تجربه می کنند. حال پدر، که زنی باردار  دارد، باید خانواده را به جایی ببرد تا آب ها از آسیاب بیافتد و در خلال همین کوچ اجباری است که خانواده ناصر را بهتر می شناسیم. آنان به غاری می رسند که کمابیش امن است؛ حال پدر می رود برای کمک به مردم و ناصر شروع می شود «مرد خانه». اینجاست که نویسنده شخصیت های داستانش را می پروراند. پدربزرگ باید با حکایت هایش از قدیم، ناصر را پرورش دهد، مادر باید احساسات و عواطف او را پوشش دهد و خواهر باید بهانه ای باشد برای غیرت نشان دادن پسر.

دهقان هوشمندانه فراز و فرودهای داستان را تقسیم کرده و نمی گذارد خواننده خسته شود یا «آه و ناله» دلزده اش کند. به این ترتیب، داستان یک قله ندارد؛ مثل زندگی بالا و پایین دارد و تلخ و شیرین. گرچه تلخی هایش کمی غلیظ تر است و شیرینی هایش کم رمق تر از زندگی بدون جنگ.

اطلاعات کتاب:دشتبان گرچه عنوان رمان نوجوان را دارد، اما غیر از همین راوی نوجوانش، هیچ دلیل دیگری وجود ندارد که آن را متعلق به نوجوانان بدانیم، مگر آن که سادگی داستان، دلیل این دسته بندی باشد. کتاب از محصولات انتشارات نیستان و جزء متون فاخر این ناشر است که برای نخستین بار در سال 88 منتشر شد و ظرف یک سال به چاپ دوم رسید. از دهقان در همین سال رمان دیگری با نام «پرسه در خاک غریبه» توسط نیستان منتشر شد.

نویسنده: احمد دهقان

ناشر: نیستان

قطع: رقعی

شابك: 0-499-337-964-978

قیمت: 244 صفحه، 4200 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

روشنفکران ایرانی و غرب

سه شنبه 29 فروردین 1391 04:04 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

حدیث مکرر رسالت ناتمام روشنفکران*

روشنفکری، چیستی، عمل و مصداق آن در ایران، عمری به اندازه جدال سنت-مدرنیته دارد. زمزمه های تجددطلبی که برخاست مفهومی به نام منورالفکر هم زاییده شد. مفهومی که نه به تمامی اما معرف طبقه ای از اجتماع بود که کمی با دنیای خارج آشنا بودند، از حضور دیگران در سرزمین شان سرخورده، از شکست در جنگ ها تحقیر شده و از پیشرفت همان دیگران در بهت یا وحشت.

اگر این تعریف ماکس وبر از روشنفکران را بپذیریم که «به علت ویژگی شان دسترسی خاصی به دست آوردهای معینی دارند که ارزش های فرهنگی تلقی می شود و بنابراین رهبری یک جامعه فرهنگی را به دست می آورند». آن گاه کمتر روشنفکر ایرانی را می توانیم با آن مطابقت دهیم. چه آن که روشنفکر ایرانی هیچ گاه به دلیل این ویژگی فرهمندی و کاریزمای رهبری نیافتند.

با تمام این اوصاف بحث از روشنفکری نزدیک به صد سال از چالش برانگیزترین مباحث اجتماعی و فرهنگی ایران بوده است. تا آنجا که روشنفکر پژوهی از مرزهای ایران فراتر می رود و پای دیگران را به این حوزه می کشاند. روشنفکران ایرانی و غرب عنوان کتابی از مهرزاد بروجردی است که در آن سرگذشت نافرجام بومیگرایی (عنوان فرعی کتاب) مورد مطالعه قرار گرفته.

نویسنده در ابتدا روند «دیگرباش» یافتن در فرهنگ های مختلف را بررسی می کند. سپس نشان می دهد دولت چگونه به یک «دیگری» برای روشنفکران و سپس تمام مردم تبدیل شد. بحران مشروعیت، کجا دامن گیر رژیم پهلوی شد و هر یک از نحله های فکری چه نقشی در تعمیق نفرت مردم از دولت ایفا کردند. در فصل دیگری دشن غرب تولد مفهوم غرب زدگی مورد اشاره قرار گرفته است. نویسنده در این فصل آرا و نظرات سیدفخرالدین شادمان، احمد فردید و جلال آل احمد را بررسی کرده است.

وی نسل جلال را (نسلی که بحث رسالت روشنفکری با آن به اوج رسید) چنین معرفی می کند: «این نسلی بود که از حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، جنگ سرد، استالین زدایی، جنگ ویتنام، شورش های دانشجویی و نیز دیکتاتوری های بومی، وابستگی اقتصادی و قیام های ملی در تب و تاب بود. آل احمد به نسلی تعلق داشت که از غرب الهام می گرفت و در همان حال آن را دشمن سیاسی خود می دانست، نسلی که نسبت به غرب حالت بیگانه هراسی داشت و با این همه از اندیشه های متفکران برجسته آن وام می گرفت، نسلی که از مذهب و سنت گرایی می رمید و با وجود این به سوی آنها کشیده می شد...»

بروجردی در فصل چهارم خرده فرهنگ مذهبی را مورد توجه قرار داده است. روشنفکران مذهبی غیرروحانی عنوان فصل بعدی کتاب است. در این فصل نویسنده از مشهد به عنوان نمونه کوچکی از زندگی مذهبی ایران یاد می کند. بررسی و آرا و نظرات شریعتی پدر و پسر، مجاهدین خلق و سید حسین نصر دیگر مطالب این فصل کتاب هستند.

نویسنده در فصلی با عنوان بومی گرایی دانشگاهی، فضای حاکم بر دانشگاه ها را مورد بررسی قرار می دهد. می نویسد: «دهه های 1340 و 50 را از بسیاری جنبه ها می توان نقطه عطفی در تاریخ فکری ایران دانست. در این فاصله زمانی سازمان های چریکی مخفی تازه-ای پا به صحنه سیاسی نهادند و رهیافت جدیدی را به مبارزه سیاسی رواج دادند. همچنین با پیدایش سبک های زیبای تازه و نویسندگان نوآور گام های بلندی در زمینه ادبیات برداشته شد. همگام با افزایش شمار نویسندگان و روشنفکران، کتاب خوانی و انتشارات نیز گسترش یافت. ترجمه آثار خارجی نیز رونق گرفت و در نتیجه بر شمار خوانندگان فرهیخته افزوده شد. مراکز و نهادهای علوم اجتماعی مدرن بر پا شد و سبک تازه ای از نثر فلسفی و جامعه شناسانه شکل گرفت. سرانجام آن که بازگشت بسیاری از استادان جوان از خارج معیارهای دانشگاهی را بهبود بخشید» احسان نراقی، حمید عنایت و داریوش شایگان دانش ورانی هستند که بروجردی در این فصل آرا و نظرات آنان را منعکس کرده است. در 2 فصل آخر نیز موقعیت روشنفکران در دوره پس از انقلاب بررسی شده است.

مهم ترین ویژگی کتاب روشنفکران ایرانی و غرب را باید نگاه دقیق و منصفانه مؤلف دانست. مهرزاد بروجردی در پژوهش خود بر خلاف موارد مشابه به دام افراط یا تفریط نمی-افتد.

نویسنده نه آنجا که از روشنفکران مذهبی سخن می گوید، آنان را به سخره می گیرد و نه آنجا که از دوران پهلوی می نویسد از بیان کاستی ها فرو می گذارد. جالب آن که نویسنده علیرغم سکونت در خارج از ایران بر فضاهای حاکم بر حلقه های فکری داخلی مسلط است.

به عنوان مثال آورده است: «من بر این عقیده ام که به رغم موانع و محدودیت های کنونی در دهه های 1360 و 1370 فلسفه سیاسی و فقه در ایران به راستی بارور شده است، بحث-هایی که اکنون در ایران صورت می گیرد، نه تنها جدل های بی ثمر و جزئی نیست، بلکه از نظر فلسفی پرورده، از نظر فکری توان مند، از نظر اجتماعی مطرح و از جنبه سیاسی مدرن است.

چکیده مطالب کتاب را می توان در نتیجه گیری نویسنده یافت: «ارزیابی ترازنامه روشنفکری در ایران نشان می دهد که در سده معاصر روشنفکران ایران گذشته از باورهای مختلف ایدئولوژیک خود، کلیت تمدن غرب را به عنوان یک فرهنگ مرجع برای تعیین هویت و شناخت خود پذیرفته اند. سنگینی وزنه غرب جان فرهنگ مرجع بر روان  روشنفکری ایرانی آنجا هویدا می گردد که مبانی نگرش، معیارهای ارزیابی و تفاوت های ارزشی خود این روشنفکران را وارسیم. چه در هنگامه مشروطیت که مدنیت غرب ناقوس بیداری و تجدد را به صدا درآورد و چه آنگاه که چالش  غرب در چهره غرب زدگی و بازگشت به خویش زمینه شکل گیری نهضت فکری اسلامی را سبب گردید، روشنفکران ما جنگ فلسفی خود را بر ضد غرب با سلاح هایی که از همان دشمن عاریت گرفته بودند انجام دادند و دریغا آن گاه که می خواستیم اولین قدم های جدی را برای دور شدن از تفکر اروپامحور غرب برداریم به دام بومی گرایی افتادیم. نتیجه آن شد که «واکنش بر ضد» و نه «کنش به خاطر» به صورت نشانه ثابت گفتمان هویت در میان روشنفکران ما در آمد...»

مطالعه کتاب مهرزاد بروجردی این افسوس را در پی دارد که دستآوردهای روشنفکری ایرانی هیچ گاه به انباشت علم منجر نشده است. به عبارت دیگر روشنفکران این مرز و بوم بیش از آن که به همکاری یا تعامل با یکدیگر بپردازند، بر تقسیم بندی ها تأکید داشته ­اند.

این امر سبب شده هیچ گاه ارتباط روشنفکران با قاطبه مردم ارتباطی ارگانیک نباشد. کتاب ارزشمند روشنفکران ایرانی و غرب توسط جمشید شیرازی ترجمه شده و نشر و پژوهش فرزان روز چاپ چهارم کتاب را در شمارگان 2200 نسخه و با قیمت 3200 تومان روانه بازار نشر کرده است.

*عصر اقتصاد، پنج شنبه، 14 اردیبهشت 1385




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

کتاب بی نام اعترافات

سه شنبه 22 فروردین 1391 07:35 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

یک رمان کامل؛ یک داستان اصلی، یک داستان فرعی و چندین و چند خرده داستان که با هم چفت شده اند و لذت خواندن رمان را به خواننده می چشانند. کتاب بی نام اعترافات یک داستان خوش خوان و در عین حال سخت است و تنیدن خرده روایت ها در هم، آن را پیچیده کرده. اما کشف این پیچیدگی ها و ربط تکه های داستان به هم نیز بخشی از لذت خوانش است. داستان را پسری آغاز می کند که تازه پدر از دست داده. می گوید: «ماجرا این است که پدرم هرچه یک عمر هتک خود را پاره کرد مادرم هیچ‌وقت آرمان‌ها و نوشته‌هایش را به‌رسمیّت نشناخت» این پدر حال مرده است که ماترکش، بانویی چهل ساله است و خانه ای و 500، 600 صفحه دست نوشته و یک خودنویس آلمانی صدفی. این دوتای آخری را بانو به پسر داده که آن را سامان دهد و حال روایت پسر از قصه های پدر، می شود خط اصلی داستان... «مردی که هرچه یک عمر هتک خود را» می شود ترجیع بند راوی، تا نشانه ای باشد برای خواننده که بداند کدام قصه را دارد می خواند. قصه اصلی، داستان زندگی قاسم است. یتیم 14 ساله ای که ناگاه از دنیای کودکی به دنیای بزرگان پرتاب و نان آور خانه شده است. قاسم کم سن و تجربه را عموی مذهبی و شوهرخواهر کمونیست و دایی جانی و دوستان مختلف احاطه کرده اند و برخورد با هر کدام، تجربه ای برای اوست؛ از نخستین تجربه جنسی گرفته تا نخستین مواجهه با مامورین حکومت و نخستین برخورد عاشقانه و نخستین نانی که او بر سر سفره مادر و برادر و خواهر کوچکترش می گذارد. داستان اما به سرانجام نمی رسد چون «بانوی چهل ساله»، همان مادر راوی، از شیوه میراث خواری پسرش راضی نیست و خود قلم به دست می گیرد تا «طفلک قاسم» را سر و سامانی دهد.

اما فقط شیوه روایت غفارزادگان نیست که رمانش را متفاوت کرده؛ بستر سیاسی اجتماعی داستان هم برای خواننده ملموس است و می تواند اتفاقاتی که در این جغرافیا افتاده را درک کند. فقر و نداری، رسوخ اندیشه های چپ، واکنش های اجتماعی مذهبی ها، تعزیه و مخالفت رژیم قبل با آن، بی مسئولیتی حکومت در قبال آدم­ها، انحطاط اخلاقی و بعدتر هم موشک باران و سیگار سهمیه ای و پنیر کوپنی.

در مجموع غفارزادگان توانسته کاری خلق کند که هم شیوه روایت منحصر به فردی دارد، هم زبان خاصی و هم فضای آشنایی. ویژگی هایی که باعث شده کتاب بی نام اعترافات، در این سال ها که به نظر می رسد چشمه ذوق نویسندگان ایرانی خشکیده است، به دل بنشیند و جای تجعب است که در میان جوایز بخش خصوصی، این کار کمتر دیده شد و تنها توانست جایزه بهترین کتاب متفاوت سال را کسب کند.

اطلاعات کتاب: کارنامه غفارزادگان 52ساله، تقریبا پروپیمان است؛ بیش از 20 کتاب برای کودک و نوجوان و بیش از 10 کتاب برای بزرگسالان دارد. کتاب بی نام اعترافات را باید نخستین رمان او دانست که در سال 88 و از سوی نشر روزنه منتشر شد. چاپ اول کتاب در قطع پالتویی و با طرح جلدی از صدرالدین بهشتی منتشر شد و گرچه حجیم به نظر می آمد اما وزن کمی داشت و راحت خوانده می شد، با این حال نویسنده چاپ دوم کتاب را به انتشارات افراز سپرد. چندی پس از انتشار این رمان، نویسنده مجموعه داستانی با نام «ایستادن زیر دکل برق فشار قوی» منتشر کرد.

نویسنده: داوود غفارزادگان

ناشر: روزنه

قطع: پالتویی

شابك: 6-290-334-964-978

قیمت: 348 صفحه، 5800 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

قرن گم شده

پنجشنبه 17 فروردین 1391 09:32 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

از مسلمات دوران مدرن، در هم تنیدگی مباحث اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است؛ حیات جامعه را نمی توان جز با توجه به تمام این شئون تحلیل کرد و مشکلات آن را دریافت و برای آن راه حل ارائه داد. در دنیای پسامدرن جامعه شناسان به تاریخ توجه نشان می دهند، اقتصاددانان به جامعه، علمای سیاست به فرهنگ و... اما جامعه ایران را نه می توان مدرن خواند و نه سنتی و در چنین شرایطی سخن گفتن از الزامات دنیای پسامدرن شاید به شوخی بیشتر شبیه باشد. جدال طولانی سنت-مدرنیسم و تلاش برای توسعه به سود هیچکدام از طرفین تمام نشده و همین باعث شده خود را جامعه ای در حال گذار بخوانیم؛ گذاری که بیش از 100 سال به طول انجامیده بدون آن که حتی افقی روشن از آینده ترسیم کند.

بی شک یکی از مهمترین دلایل این شرایط، وضعیت ایران و ایرانیان در مواجهه شان با دنیای متحول است؛ ایرانیان وقتی از پیشرفت های دنیا آگاه شدند که کشورشان ویران، حکامشان بی فکر و بزرگانشان علیل بودند. کتاب «قرن گمشده» با بررسی وضع «اقتصاد و جامعه ایران در قرن نوزدهم» به خوبی نشان می دهد که امواج مدرنسیم در چه شرایطی ایران را درنوردید و چگونه نهادهای ناکارای اقتصادی یا اجتماعی را ویران کرد بدون آن که جایگزینی برایشان معرفی کند: «از سه شاخه حکومت آسیایی، فقط شاخه های اداره غارت در داخل [مالیه] و غارت در داخل و خارج [جنگ] فعال بودند که پیامد این جنگ و گریز پیوسته غفلت از اداره رفاه عامه و صدمه زدن به عمده ترین اداره حکومتی بود... تا موقعی که جهان بیرون از ما، همچون خود ما با همان شیوه های قدیمی و طبیعی می زیست، پیامدهای این شیوه حکومت فاجعه آمیز نبود. شوربختی تاریخی ما از آنجا تشدید شد که از تحولات سرنوشت سازی که از نیمه دوم قرن هجدهم در جهان در جریان بود، بی خبر ماندیم. مسئله دیگر به گمان من این بود که حتی در قرن بیستم نیز درک نکردیک که بازآفرینی حکومت خودکامه غیرمسئول و غیرپاسخگو حلال مشکلات ما نیست.»

مدعای اصلی دکتر احمد سیف در این کتاب این است که در سراسر قرن نوزدهم، شیوه تولید (که عمدتا کشاورزی بود) مانند شیوه حکومت داری هیچگونه تحولی را تجربه نکرد که حاصل آن در بعد سیاسی، بازتولید مکرر حکومت خودکامه و در بعد اقتصادی، تحلیل رفتن بنیه تولید، ورشکستگی و به تبع آن فقر و قحطی بوده است.

وی در فصل نخست، تحولات سیاسی، اجتماعی ایران در اواخر قرن هجدهم میلادی و در فصل دوم این تحولات در قرن نوزدهم را بررسی می کند با تاکید بر این نکته که «نه اندیشه اقتصادی ما در 1900 با 1800 و یا حتی 1700 تفاوت دارد و نه شیوه حکومت بر ما در این فاصله تغییر کرده است.» نویسنده با استفاده از اسناد و مدارک پارلمان بریتانیا و گزارشات کنسول های این کشور در سراسر ایران، نشان می دهد که بیماری هایی نظیر وبا، طاعون و مالاریا چگونه به جمعیت ایران آسیب زد، تلاش برای تامین نقدینگی دولت چگونه به بخش کشاورزی فشار وارد کرد و یا صنعت نساجی ایران چرا و چگونه در مواجهه با مصنوعات انگلیس و روسیه ورشکست شد و از بین رفت. مواردی که رد پای آن در اقتصاد ایران را می توان تا همین امروز هم دنبال کرد: «به اواخر قرن نوزدهم که می رسیم، اقتصاد ایران در وجه کلی اقتصادی است تکبخشی -کشاورزی- که در کنار آن البته یک بخش دلالی رو به رشد نیز دارد» یا «توسعه نیافتگی اقتصاد به این معنا بود که تقاضای داخلی برای محصولات معادن وجود نداشت و در نتیجه بخش معدن از همان ابتدا باید توسعه ای وابسته می داشت، یعنی هر آنچه تولید می شد، باید برای بازارهای بیرونی تولید می شد» و...

کتاب گرچه هیچ اشاره مستقیمی به ساختار سیاسی کشور در زمان مورد مطالعه ندارد، اما به روشنی نشان می دهد نتایج بی توجهی حاکمیت به امور معمول رعایا (سلامت مردم، مالیات ستانی قاعده مند، حاکمیت نسبی قانون، تامین امنیت راه ها و دارایی اشخاص و...) زمینه را برای فجایع انسانی نظیر قحطی و اپیدمی، کوچ اجباری به خارج از مشور، سوءاستفاده خارجی و در نهایت از بین رفتن بنیه اقتصادی ایران آماده می کند.

اطلاعات کتاب: قرن گمشده، سومین کتاب نویسنده درباره اقتصاد و جامعه ایران در قرن نوزدهم است که در سال 1387 منتشر شد. نخستین کتاب وی با این موضوع، «اقتصاد ایران در قرن نوزدهم» بود که در سال 73 توسط نشر چشمه منتشر شد اما تا کنون تجدید چاپ نشده است.

قرن گمشده شامل 13 فصل است: 1- قرن گمشده(حکومت و مردم ایران در قرن نوزدهم) 2- ایران در قرن گمشده (یک گزارش) 3- جمعیت و کشاورزی ایران در قرن نوزدهم 4- جمعیت خاورمیانه در قرن نوزدهم 5- پاسخی به یک انتقاد 6- تاثیرات طاعون 1877 بر اقتصاد گیلان 7- بازهم درباره جمعیت ایران 8- فناوری تولید کشاورزی ایران در قرن نوزدهم 9- نگاهی به تغییرات فناوری تولید کشاورزی ایران 10- صنایع دستی ایران (نساجی) 11- صنایع دستی ایران (تولید و تجارت قند و شکر) 12- معادن و اقتصاد ایران در قرن گمشده و 13-تجارت خارجی ایران در قرن گمشده.

همان طور که گفته شد، نویسنده از آرشیو اسناد وزارت خارجه انگلستان، شامل گزارش های سفرا و کنسول ها از مناطق مختلف، متن مذاکرات با وزارتخانه و همچنین آمار و ارقام صادرات و واردات استفاده بسیاری برده است که به درک بهتر تحولات اقتصادی و اجتماعی آن دوره کمک می کند. شاید تنها اشکال کتاب را بتوان ارجاع نویسنده به نسخه دست نویس برخی از آثارش دانست که عملا فایده ای برای مخاطب ندارد.

نویسنده: احمد سیف

ناشر: نی

قطع: رقعی

شابك: 9-982-312-964-978

قیمت: 344 صفحه، 4600 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 03:19 ب.ظ

نسیم بیداری 25

چهارشنبه 24 اسفند 1390 03:43 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی

شماره اسفندماه ماهنامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری با عنوان «رازهای سرزمین من» و با تصاویر 88 شخصیت عمدتا سیاسی تاثیرگذار در سده اخیر منتشر شده است. در این شماره که به نوعی ویژه نامه نوروزی این مجله نیز محسوب می شود، غیر از بخش خبری پیشخوان، همه دیگر بخش های ثابت مجله حذف و پرونده ای تاریخی، جایگزین آن شده است که به بازخوانی حال و هوای ایرانیان در نوروز 100 سال اخیر می پردازد.  در مقدمه این پرونده آمده است: «اگر روزی بنا بر گشودن زبان سرزمین ها و برملاشدن اسرار نهفته باشد، بی تردید ایران حرف های فراوانی برای بازگویی و رازهای بی شماری برای رونمایی خواهدداشت. سرزمینی که در گردش چرخ گردون، روزهایی بسیار دیگرگون و متفاوت را به خود دیده است. آزادی مردمانش به نسیم بیدارگر اسلام را دیده است و تاراج ذخایرش زیر سمّ ستور مغولان را، بیداد شاهان و سلاطین را دیده است و دادخواهی مردمان دلاورش را. خون هایی که در انقلاب مشروطه، سرازیر شد را در خود نهفته و سایه سروقامتانی را به خاطرش سپرده که در هشت سال مقاومت و پایداری، جان بر سر برقراری اش باختند.

ایران، سرزمین پر رمز و رازی است، سرزمین همیشه چهارفصل. سرزمین دلاورمردان و شیرزنانی که اگر فارس یا ترک، لر یا کرد، بختیاری و بلوچ، ترکمن و عرب اند، یکدل اند و یکرنگ، که ایرانی اند.

اوراق پیش رو، روایت احوال ایرانیان است در صد نوروز گذشته. تلخ و شیرین، خوب و بد، سیاه و سپید، همه و همه احوالاتی است که بر مردمان این سرزمین رفته است. رازهای مکشوف این سرزمین از صد نوروز پیشین است. رازهای سرزمین جاودانمان، رازها و روزهای ایران.» با این مقدمه، بررسی اوضاع و احوال ایران و ایرانیان از شب عید سال 1291 آغاز و تا سال 1390 ادامه می یابد. عناوین انتخاب شده برای این صد سال چنین است:

1291 عید سیاه روسی، 1292 احمدشاه و تالار آینه، 1293 قحطی غیرت، 1294 عفریت جنگ بر آسمان ایران، 1295 قشون روس در اصفهان، 1296 سایه ترور در تهران، 1297 در آرزوی دمپخت، 1298پایان سایه تزارها، 1299 پس لرزه های قرارداد ۱۹۱۹، 1300 عید کودتا، 1301 بهار سیاه، 1302 عیدی برای غسل تعمید، 1303 بلوای جمهوریت، 1304 ایرانیان شناسنامه دار می شوند، 1305 عید رضا برای رضا، 1306 از تعطیلی عدلیه تا حمله به حرم، 1307 اعزام محصل به اروپا، 1308 ایران در  لباس جدید، 1309 موج جدید اصلاحات، 1310 پلیس وحشت، 1311 تبدیل قِران به ریال، 1312 خداحافظ دارسی خداحافظ تیمور، 1313 ترس از اصغر قاتل!  1314 مرگ فرهنگ تولد دانشگاه، 1315 شدیم شبیه خارجی ها! 1316 شاه 60 سالۀ شادمان، 1317 رؤیای پیشرفت؟! 1318 همه فدای قانون قانون فدای یکی! 1319 تهران نیم میلیونی، 1320 ستاره پروین در مُغاک، 1321 نخستین نوروز بی دیکتاتور، 1322 سال سهیلی، 1323 مردم ایران سلام، 1324 بهای دموکراسی، 1325 تولد جنگ سرد در تبریز! 1326 رقابت اعلیحضرت و حضرت اشرف، 1327 بلیت بخت آزمایی، 1328 از مهناز تا شهناز، 1329 سال نو دولت نو،1330و سرانجام  نفت ملی شد، 1331 ولی افتاد مشکلها، 1332 نوروز بی رنگ، 1333 به سیاهی نفت، 1334تعطیلات زمستانه آقای شاه، 1335 عراق موی دماغ، 1336پیش به سوی ابتذال، 1337 جعبه جادو جنگ جاسوس، 1338 ابتهاج و اقبال و دیوار کوتاه سازمان برنامه، 1339 اوضاع بر وفق مراد است،1340رؤیای آزادی و اقبال امینی،1341روز نوی کشاورزان، 1342 عید اعتراض، 1343 سلام نوروزی دلچسب، 1344 شاه خوش شانس، 1345 عید با طعم محاکمه، 1346 عید بدون مصدق، 1347 عید گرانی و سرما، 1348 اولین اعتراف تلخ اعلیحضرت، 1349 هشدار استاد، 1350بهار آمد گل و نسرین نیاورد، 1351کارت پستال نخست وزیر، 1352 ایران در جمع فولاد سازان، 1353 جنگِ ننگِ ظفّار، 1354 کت آقا پرویز و کارت حزب رستاخیز، 1355 تغییر مبدأ تاریخ کشور، 1356 تلگراف کارتر به زاهدی، 1357 قول فرح به ملت، 1358 اولین نوروز بی تاج و تخت، 1359 سالی که از بهارش پیدا نبود،1360 آغاز یک پایان، 1361 حسن آقا و دشت عباس، 1362 بهار بیم و امید،1363 بهار ایستادگی، 1364 ملتی که نمی ترسید، 1365 شکوه والفجر هشت، 1366 بهار اعترافات و معماهای حل نشدنی، 1367 زندگی در سایه بمباران، 1368 عزل قائم مقام رهبری، 1369 سال برخوردهای قاطع، 1370 از «سراب»ما تا«سراب» کویتی ها، 1371 فتنه گرها علیه هاشمی، 1372 ویدئو آزاد شد، 1373 داخلی آرام خارجی ملتهب، 1374 خاموشی مخزن الاسرار نظام، 1375 زنان و دوچرخه، 1376 عید شیرین جناح راست، 1377 بازداشت شهرداران و  ردصلاحیت بهزاد، 1378سال احیای شوراها، 1379 عیدی که روزنامه ها تعطیل نشدند، 138 عبوراز خاتمی، 1381 دیپلماسی خاتمی و شکاف بین اروپا و آمریکا، 1382 زیر سایه جنگ، 1383 گلایه از تدارکات چی خواستن رئیس جمهور، 1384  عید انتخاباتی، 1385 سال احمدی نژاد، 1386 فرار بزرگ، 1387 دروغ های سیزدۀ راستِ راست، 1388 طوفان در راه، 1389 بلوای یارانه ها،1390    انقلاب های عربی.

 این شماره نسیم بیداری 148 صفحه و 4هزار تومان قیمت دارد.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 03:20 ب.ظ

بگذریم

سه شنبه 2 اسفند 1390 10:31 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

تنهایی، درد مشترک*

تسلط بر فضاسازی مهم ترین ویژگی داستان های خانم علیپور در اولین مجموعه داستانش است.

نویسنده توانسته در خلق فضاهای مورد نظر با استفاده از عناصر درونی داستان، موفق عمل می کند. به عبارت دیگر آگاهی نویسنده از وضعیت جامعه، شناخت وی از فضاهای مردانه و زنانه و آشنایی با آدم های این جامعه به علاوه انتخاب زبان و زاویه دید مناسب، مجموعه داستانی جذاب را پیش روی خواننده قرار می دهد.

چنین است که در داستان «جرثقیل» فضای سنگین و پر از دلهره مراسم اعدام یک جوان به خوبی تصویر می شود.

بهره گیری از نوعی ادبیات که نسبت به دیگر زنان معاصر، می توان آن را خشن تر و مردانه تر خواند، ادبیاتی که در عین خشونت از تفاخر تهی نشده و به ادبیات وحشی دچار نمی-شود، از شاخصه های مجموعه داستان «بگذریم» است و به زبان روایت، داستان ها را از مجموعه های مشابه که در سال های اخیر بسیار عرضه شده اند، متمایز می کند.

«... دری به چارچوبش خورد و شیشه های لقی در قاب فلزی لغزیدند. صدای دو لبه و خش-دار، صدای دستگاه رنگ پاش را قطع کرد:

- تو صبر کن، دارم براش. چلغوز میرزا و ...

- خیال بد نکن، حالا یه گهی خورده...

- پسر رنگ بیار ببینم، با یه تیکه پارچه کهنه.

- بی معرفتی نکنی ها، ندا بده حتماً...

- چاکرتم. 50 تومن بده، هفتاد چوب برات فاکتور می زنم. بعدش باز بگو یار جفا کرد... (از داستان چرنگ سوخته)»

آن چه آمد، گوشه ای از شنیده های زنی زندانی است از محیط بیرون (که ظاهراً کارگاه صافکاری و نقاشی است).

نویسنده در خلق فضای زندان و حالو هوای زندانی و هم زمان، روایت داستانی در بیرون و استفاده از زبانی که در شأن آن آدم هاست، به شدت موفق است و همان گونه که گفته شد این موفقیت البته نشان از آشنایی مؤلف با چنین فضاهایی دارد.

این شناخت، داستان «بگذریم» را به لحاظ زبان، زاویه و فضای روایت بسیار شاخص می کند و بهترین داستان مجموعه را رقم می زند. تقدیم داستان ها به نام های آشنایی نظیر بهرام صادقی، شهریار مندنی پور یا حسین آبکنار، نشان دیگری از آشنایی نویسنده با ادبیات معاصر است.

آن چه تک تک داستان های علیپور را به یکدیگر مربوط می کند (بر خلاف برخی داستان-نویسان معاصر) نه اصرار بر شیوه روایت خاص و نه تأکید بر به کار بردن کلمات معین و قابل تعأویل است، بلکه داستان ها را نوعی حس درونی به یکدیگر مربوط می سازد: «حس تنهایی».

در تک تک 9 داستان، حتی در داستان هایی که شخصیت ها چند نفرند، تنهایی نوع بشر حس می شود. آدم های داستان از طبقه ای خاص نیستند، اما به هر دلیل تنهایند و این تنهایی، یا به دلیل شرایط محیطی است (دیوانه خانه- زندان) یا به دلیل شرایط محاطی (طلاق، بیماری و ...).

به هر حال مجموعه داستان «بگذریم...» را می توان مجموعه داستانی موفق دانست. مجموعه ای که یک اتفاق در ادبیات معاصر نیست، اما نوید نویسنده ای را می دهد که جامعه را و ادبیات را خوب شناخته و شاید بی علت نباشد که ناشر در ذیل نام کتاب از «جهان تازه داستان» استفاده کرده است.

قصه و غصه، پله ها، شاه ماهی، از میان هاشورها، چرنگ سوخته، ترس جای دیگر است، ورق های بی نقش، جرثقیل و بگذریم، نام 9 داستان بهناز علیپور گسکری است. مجموعه داستان «بگذریم...» جایزه ادب مهرگان در بخش داستان کوتاه را از آن خود کرده است.

این کتاب را نشر چشمه با تیراژ 1500 نسخه و قیمت 1250 تومان روانه بازار نشر نموده است.


*عصر اقتصاد، پنج شنبه 26 آبان 1384




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 03:21 ب.ظ

متولد ماه جغد

پنجشنبه 20 بهمن 1390 05:48 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: معرفی و مرور ،

یک­ راست بروید سراغ داستان سوم مجموعه؛ متولد ماه جغد را بخوانید و لذت ببرید از شیوه پردازش یکی از مسائلی که همه می دانیم هست، اما هیچکس نه جسارت بیانش را دارد و نه اراده حلش را؛ آدم های دوجنسیتی. نویسنده در این داستان تمهید هوشمندانه ای بکار گرفته تا مسئله اش را بیان کند بدون آن که اسیر تیغ سانسور (چه بیرونی و چه درونی) شود. داستان، تکه مصاحبه هایی است با کسانی که بهرام سعیدی را می شناخته اند؛ دوست و همسایه و همکلاس و از زبان این تکه پاره ها، می فهمیم به سر تک فرزند پسر ماشالاخان چه آمده.  

اگر روال انتخاب نام برای مجموعه داستان ها، برگزیدن نام بهترین اثر برای کل کارهاست، حتما این انتخاب، انتخاب بجا و درستی بوده است، یعنی گرچه داستان های دیگر هم خواندنی اند، اما نه به اندازه داستان متولد ماه جغد.  

8 داستان این کتاب همه در یک سطح نیستند؛ یکی دو داستان عالی، یکی دو داستان خوب و بقیه متوسط اند، اما همه تجربه های نخستین نویسنده اند و بنابراین باید لب به تحسین او باز کرد که در داستان هایش گرفتار لوس بازی های معمول این روزها نمی شود، در دام زیاده گویی نمی افتد، دچار خودبزرگ بینی نمی شود و به سانتی مانتالیسم بی منطق راه نمی دهد. و اگر همین روال را ادمه دهد، احتمالا نام آزاده محسنی را بیشتر خواهیم شنید.

اطلاعات کتاب: این مجموعه را، که احتمالا معدودی از ناشران حاضرند ریسک انتشارش را بپذیرند، نشر ققنوس در سال 88 منتشر کرد. بر اساس اطلاعات مندرج در پشت جلد، متولد ماه جغد، هشتاد و ششمین داستان ایرانی نشر ققنوس است و در دسته بندی دیگر، این اثر رمان چهل و یکم ناشر عنوان شده است. البته این بی دقتی در دسته بندی کتاب های ققنوس سابقه دارد.

کتاب شامل 8 داستان کوتاه است: یكی از این دوشنبه‌ها بود، به سلامت بانو، متولد ماه جغد، اولین ثانیه صبح پرید، ژله توت‌فرنگی، برادر بار دارد، زخمه بر ساز شنی و راحله خیس بود.

نویسنده: آزاده محسنی

ناشر: ققنوس

قطع: رقعی

شابك: ۹۶۴-۳۱۱-۸۲۱-۱-978

قیمت: 96 صفحه، ۲۰۰۰ تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 03:22 ب.ظ

نسیم بیداری 24

سه شنبه 18 بهمن 1390 02:29 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: مجله بازی ،

شماره بهمن ماهنامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری، در واکنش به التهاب بازار سکه و ارز، به بررسی شباهت سیاست های اقتصادی محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی پرداخته است. در مقدمه این پرونده، با عنوان «چگونه عدالت تعدیل شد؟!» آمده است: «با پایان جنگ تحمیلی و آغاز دهه دوم عمر جمهوری اسلامی، نگاه ها معطوف مدیرانی شد که می خواستند طرحی نو دراندازند و ایران را بسازند. مدیران تازه که نمی خواستند هیچ نشانی از دهه اول داشته باشند، تصمیم گرفتند حرف های جدید بزنند؛ از توسعه و پیشرفت گفتند و آینده ای را ترسیم کردند که «سوئیس» خواهیم شد. گام اول برای تحقق این آرزوها، تغییر مبانی برنامه اول توسعه بود بدون روشنگری درباره اهدافش. رئیس جمهور وقت و کابینه اش در سایه حمایت بی سابقه سیاسی برنامه ای را به اجرا گذاشتند که قرار بود برای ایران و ایرانیان توسعه و رفاه بیاورد. گفته می شد که به زودی در اعداد کشورهای توسعه یافته قرار می گیریم. گفته می شد که تا چندی دیگر دولت تنها ناظر اقتصاد خواهد بود و بخش خصوصی آن را اداره خواهد کرد. گفته می شد که بیکاری و تورم ریشه کن خواهد شد و... تا جایی که می توان مانور تجمل هم داد. مردم اول خوشبینانه وعده را می شنیدند و ذوق می کردند و مخالفین و هشداردهندگان را دشمنان پیغمبر می خواندند، کمی بعد اما ساکت بودند و به وعده ها زهرخند می-زدند و بعدتر که سفره هایشان کوچک شد، به اعتراض دست زدند. این گونه بود که سیاست های تعدیل جای خود را به تثبیت داد، بدون آن که وعده ها تحقق یابد. اصولگرایان اما با شعار تثبیت به قدرت بازگشتند و در کارزار رقابت برای تصاحب صندلی ریاست جمهور، بخت آنی از همه سپیدتر بود که بیشتر به سیاست های تعدیل و مجریانش تاخت. محمود احمدی نژاد ابایی نداشت که بگوید مبانی برنامه های توسعه در ایران غربی است یا مسئولین طبقات فرودست را فراموش کرده اند. او از له شدن مردم زیر چرخ های توسعه گله مند بود و وعده اصلاح دولت را می داد. احمدی نژاد اسم رمز بازکردن فقل های قدرت را به نیکی آموخته بود و می دانست تلخی تعدیل چگونه در کام مردم نشسته است و دیده بود چگونه حمله به هاشمی رفسنجانی، اصلاح طلبان را به مجلس ششم فرستاد. این گونه بود که «باندهای قدرت و ثروت» را تهدید می کرد تا مردم را تحریک کند. اسم رمز جواب داد و «مردی از جنس مردم» با وعده عدالت شد سکان دار اجرا. قرار شد همه مردم طعم عدالت را بچشند، از امکانات به تساوی بهره بگیرند و دیگر طبقات اقتصادی فرودست و فرادست نداشته باشیم. عدالت اما روی دیگر سکه تعدیل بود؛ احمدی نژاد هم وقتی دید خزانه اش تکافوی وعده ها را نمی کند سرنا را از سمت دیگرش نواخت و فرمان آزادسازی قیمت ها را صادر کرد. دیروز تعدیل و امروز عدالت، هر دو کام مردم را تلخ کرده است و طرفه حکایتی است که این هر دو را دو سر جناح های سیاسی به ما چشانده اند. بازنده هم ایران و ایرانی است که می بیند چگونه رقبا به تاخت پیش می روند و حسرت می خورد که چرا از تاریخ درس نمی گیریم...»

پرونده با گزارشی از مهرداد خدیر آغاز می­شود: «جست‌و‌جوی کفایت، خیانت و حیثیت و ردپای سیاست در التهابات اخیر اقتصادی» و با یادداشتی از صادق زیباکلام و محمدرضا خباز ادامه می یابد. زیباکلام با مقایسه بحران در غرب و در ایران، شیوه های کنترل قیمت در کشور را مضحک می داند. در گزارش دیگری با عنوان «تصادف دو خط موازی در زمین اقتصاد» نویسنده نشان داده است علی رغم آن که فضای سیاسی کشور در 8 سال گذشته تحت تاثیر دو قطبی هاشمی-احمدی بوده، اما این دو با تکرار یک سیاست اقتصادی، در واقع دو روی یک سکه اند. در جدولی که در متن این گزارش آمده، نوسان نرخ سکه بهارآزادی از سال 60 تا 90 درج شده است؛ از 3500 تومان تا 1000000 تومان!

از جمله مطالب دیگر پرونده سیاست این شماره، مصاحبه با یکی از منتقدین سیاست های اقتصادی دولت است. دکتر فرشاد مومنی، با بیان اینکه «تعدیل را به نام عدالت اجرا کردند» تجربه اجرای برنامه تعدیل اقتصادی در ایران دهه 70 و دهه 90 را با هم مقایسه می کند.

در بخش فرهنگی، پرونده ای مفصل به سینمای ایران اختصاص یافته است با عنوان «از فیلم سوزی تا فیلم سازی» در باره کارگردانان نسل انقلاب و شامل: یادداشتی درباره فردمحوری در سینمای ایران، یادداشتی درباره پرچمداران سینمای انقلاب، گفت و گو با محمدمهدی عسگرپور، مرور مهمترین وقایع سینمایی دهه 60، گفت و گو با بهروز افخمی، نگاهی گذرا به سینما و تفکرات مجید مجیدی، گفت و گو با جمال شورجه،سینمای محسن مخملباف از ابتدا تاکنون، گفت و گو با مرضیه برومند، گفت و گو با فریدون جیرانی، دهه 70 و سینمای ایران در یک نگاه، نگاهی به سینمای رسول ملاقلی پور،گفت و گو با پوران درخشنده، نگاهی به آثار ابراهیم حاتمی کیا، گفت و گو با فرزاد مؤتمن،گفت و گو با حمید نعمت الله، سینمای ایران در دهه 80 ، گفت و گو با مهدی نادری، گفت و گو با عبدالرضا کاهانی، مروری بر کارنامه کاری کمال تبریزی،گفت و گو با همایون اسعدیان،درباره رضا میرکریمی، گفت و گو با آرش معیریان، نگاهی به دنیای فیلمسازی اصغر فرهادی و معرفی 100 سینماگر برجسته پس از انقلاب.

در مقدمه پرونده فرهنگ می خوانیم: «وقتی آتش انقلاب شعله ور شد، همه نمادهای سلطنت و بعدتر همه نمادهای غربی باید می سوخت؛ اول مشروب فروشی ها و کاباره­های لاله زار دچار حریق شد و بعد سینماها. اما همان روزها آتش گرفتن سینما رکس آبادان، شد بنزینی بر خشم انقلابی مردم تا بالاخره دودمان ظلم سوخت.

بنیان گذار فقید جمهوری اسلامی، همان روز که از استقلال و آزادی گفت، سینمای بدون فحشا را هم مباح و مجاز و بعدتر لازم دانست. بدین ترتیب بذر نهالی کاشته شد که امروز تناور، میوه  های فراوانی داده است؛ سینمایی بومی، شریف و نجیب که بیش از همه دیگران، انسان ایرانی را به جهانیان معرفی کرده و سفیر فرهنگی شایسته جمهوری اسلامی بوده است.

این همه اما رایگان و راحت به دست نیامد؛ هنوز که هنوز است هستند عده ای که دوست دارند این سینما را بسوزانند تا به قول خودشان راه را بر فساد ببندند. آن  چه تا کنون مانع اینان شده، نه حمایت دولت که ظهور و حضور عده ای بود که هم گفتمان جمهوری اسلامی را فهم کردند و هم ذات هنر را. این عده هرجا موجودیت سینما به خطر افتاد، سینه سپر ساختند و بی پرهیز از کلیت آن دفاع کردند.

این پرونده جریان پرفراز و نشیب فیلمسازی پس از انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار می  دهد، اما چون از واقعیت ها سخن می گوید لاجرم نیم نگاهی هم به فیلمسوزان دارد.»




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 03:22 ب.ظ

بعد از انقلاب

شنبه 15 بهمن 1390 07:23 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی

نقشه سیاسی جهان در قرن بیستم، تحت تاثیر انقلاب­های متعدد در کشورهای مختلف تغییر کرد؛ انقلاب هایی که با هدف تغییر وضع موجود و رسیدن به نقطه مطلوب صورت می گرفت، اما پس از آن واقعیت ها عیان می شد و انقلابیون، تازه فاصله آرمان و ایده آل را با حقیقت حکومت داری و واقعیت های جهان درک می کردند. و به این ترتیب عده ای سرخورده می شدند، عده ای پشیمان و عده ای دیگر در فکر تجدیدنظر. طوفان انقلاب در سده پیش تقریبا همه نقاط جهان را درنوردید؛ از آمریکای جنوبی تا اروپا و از آفریقا تا شرق آسیا. اغلب این حرکات هم ملهم از ایده «انقلاب کارگر جهان» و «اتحاد پرولتاریا» مارکس بود که وعده می داد همه با هم «برادر و برابر» خواهند بود و حق و حقوق زحمتکشان و کارگران و طبقات فرودست دیگر پایمال نخواهد شد.

این کتاب، گزارشی است از مشهورترین نویسندگان جهان که تجارب خود را از انقلاب در کشورشان باز می گویند. «پاریس یا پراگ» نوشته کوندرا، «معجزه ها» نوشته یوزف اشکفورتسکی و «کودکی در ترژین» نوشته ایوان کلیما روایت انقلاب در جمهوری چک است. نادین گوردیمر «سفر غایی» در آفریقا را تعریف می کند. آمیتاو گوش با «در کامبوج» سومت می با «مزرعه پشت دهکده» از کامبوج و حاکمیت خمرهای سرخ می گویند. گابریل گارسیا مارکز، شهیرترین نویسنده آمریکای لاتین در «معمای بی پایان» داستانی از روزهای آخر زندگی بیتمن، رهبر گروه چریکی M19 در کلمبیا را تعریف کرده است. ترزا پامیس در قالب «نامه هایی به پدرم، که حالا مرده است» از روزهای انقلاب در اسپانیا می گوید. در «پایین آمدن از کوه ها» تجربه رینالدو آرناس از انقلاب در کوبا را می خوانیم و در «انقلاب دیگر چین»، ارویل شل از دوران مائو در چین سخن می گوید. «بزرگراه برادری و وحدت» از دید میخاییل ایگناتیف تجربه انقلاب در بالکان را بررسی می کند. تیموتی گارتن اش «یادداشت هایی از آلمان شرقی» را نوشته است و ریشارد کاپوشینسکی لهستانی «برف در غنا» را و در آخرین قسمت، پاتریک مارنهام از تلاشش برای مصاحبه با ایدی امین، رئیس جمهور اوگاندا، سخن می گوید؛ قطعه هایی از پازل هزار تکه تاریخ و سیاست در قرن بیستم که عاقبت آرمان ها و ایده آل های نسلی را روایت می کند که دل به وعده عدالت سپرده بودند.

اطلاعات کتاب: این کتاب در واقع چاپ دوم کتابی است با عنوان «روایت انقلاب» که نشر و پژوهش فرزان روز در سال 80 و با همین ترجمه منتشر کرده بود. این کتاب فاقد مقدمه است و بنابراین نمی توان متوجه شد دلیل تغییر ناشر چه بوده، مقالات از چه منبعی انتخاب شده اند یا در چاپ جدید، ترجمه بازبینی شده است یا نه.

در انتهای کتاب، خلاصه ای از زندگی و آثار نویسندگان مقالات آورده شده، همراه با این توضیحات تعجب آور: «متاسفانه از نویسندگان زیر اطلاعات کاملی به دست نیامد؛ لذا از درج هرگونه توضیحی درباره آن ها خودداری شده است: سومت لی، ترزا پامیس، میخاییل ایگناتیف، پاتریک مارنهام». غیر از این باید از ترجمه بسیار روان و کاغذ مرغوب کتاب یاد کرد.

مترجم: فروغ پوریاوری

ناشر: مهرویستا

قطع: رقعی

شابک: 0-0-92597-600-978

قیمت: 320 صفحه، 9000 تومان




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 آبان 1393 05:36 ب.ظ

تاریخ فلسفه اسلامی

یکشنبه 2 بهمن 1390 07:03 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

دریغ برای ما*

به اعتقاد بسیاری، پیشرفت امروز غرب، مدیون توجه به مباحث فلسفی است. گرچه تاریخ نگاران فلسفه (که عموماً غربی بوده اند)، سنت فلسفی در یونان را اساس پیشرفت علم غرب می دانند؛ با این حال شواهد و قرائن نشان می دهد، در قرون وسطی، فلسفه تنها و تنها در شرق رواج داشت. در این سوی زمین بارور شد و آن گاه به غرب رفت و پایه علم امروز قرار گرفت.

شاید عجیب به نظر رسد که بدانیم بسیاری از متون پایه فلسفه (از جمله آثار افلاطون) به زبان عربی و یا فارسی به دست غربی ها رسیده است. اما همان طور که گفته شد، نویسندگان تاریخ فلسفه عمداً یا سهواً نقش شرق زمین و از جمله کشورهای اسلامی را در باروری فلسفه نادیده انگاشته اند. البته در این میان استثناهایی وجود دارند. یکی از این استثناها، پرفسور هانری کربن فرانسوی است.

وی کتابی نوشته با عنوان «تاریخ فلسفه اسلامی». در مورد این کتاب باید گفت کتاب مصداق بارز «آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد» است.

کوربن در کتابش چنان دقیق، شکل گیری مباحث فلسفی در کلام علمای اسلامی را بررسی می کند که خواننده را به تعجب می اندازد.

تاریخ فلسفه اسلامی از دو زاویه درون دینی و برون دینی و در هر دو زاویه، با ژرف نگری و نگاه موشکافانه، فراز و فرودهای فلسفه در سرزمین اسلامی را روایت می کند. نویسنده به اعتراف خود برای اولین بار به نقش تشیع در باروری اندیشه های فلسفه در تاریخ اسلام اشاره و تشیع را صاحب نقش پررنگ در تولد فلسفه اسلامی معرفی می کند.

به عبارت دیگر کوربن معتقد است، علمای شیعه نقش اصلی در باروری فلسفه را عهده دار بوده اند. به عنوان مثال نویسنده با اشاره به بحث ولایت در اعتقادات شیعه می نویسد: «پیشنهاد ما این است که از دایره ولایت، به عنوان دایره اسرار معنوی و از اولیاء الله به عنوان دوستان خدا سخن بگوییم. از این پس هیچ تاریخ فلسفه اسلامی نمی تواند درباره این مباحث سکوت کند. این مسائل در آغاز کلام سنی (اهل سنت) مورد بحث قرار نگرفت، این مسائل از امکانات کلام سنی فراتر می رفت و در برنامه فلسفه یونانی نیز قرار نداشت. در عوض بسیاری از متن ها که اصل آنها به امامان می رسد، برخی پیوندها و همسویی ها با عرفان باستانی را آشکار می کند...»

بحث کوربن پیرامون نهج البلاغه یکی از ظریف ترین اشارت های او به معنویت شیعی است: «جای تأسف است که در مغرب زمین مطالعه اصلی این کتاب (نهج البلاغه) تا کنون مورد بی-توجهی قرار گرفته است. زیرا با مطالعه دقیق و از طریق بسط هایی که شارحان به آن داده-اند اگر این متاب را به کلمات دیگر امامان پیوند دهیم، خواهیم فهمید که چرا اندیشه فلسفی در جهان شیعی، در دوره ای که فلسفه مدت زمانی پیش از آن، دیگر مکتبی زنده در عالم اسلام سنی نبوده است، می بایستی جهش و بسطی جدید پیدا کرد.»

بررسی های کوربن به شیعه اثنی عشری محدود نمی ماند. وی نحله های دیگر مذاهب اسلامی از جمله شیعیان اسماعیلی، معتزله، اشعریه و صفویه را مورد بحث قرار می دهد. چنین است که اسلام شناس فرانسوی، از حسین  بن منصور حلاج نیز غافل نمی شود و می گوید: «اناالحق شطح معروف حلاج که سده ها توسط صوفیان تکرار شده، صبغه ای اساساً شیعی به خود می گیرد...»

بگذریم، کتاب کربن به صرف پرداختن به مباحث فلسفی اسلامی اهمیت ندارد. چه آن که در زمینه فلسفه تاکنون بسیار نوشته شده است. ویژگی بارز کتاب، روش کوربن در مطالعه و موشکافی، روشن بینی و ژرف بینی وی است. و این که یک غربی غیرمسلمان، فلسفه اسلامی در شرق را چنین معرفی می کند. چه فلسفه را دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، باید کتاب کوربن را بخوانیم. شاید مطالعه این کتاب انگیزه ای برای شناخت بیشترمان شود و این گونه از افسون افسوس تاریخی بر خودمان رهایی یابیم.

کتاب تاریخ فلسفه اسلامی پرفسور کوربن را سیدجواد طباطبایی به فارسی برگردانده است.

البته ترجمه از متن اصلی فرانسوی صورت گرفته و مشکل همیشگی ترجمه متون فلسفی یعنی عدم وحودت رویه در ترجمه کلمات و اصطلاحات خاص به چشم می خورد. البته کتاب از این لحاظ مشکل جدی ندارد.

این کتاب که به گفته مترجم نخستین ترجمه متن کامل تاریخ فلسفه اسلامی است، توسط نشر کویر و با قیمت 4500 تومان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

 

* روزنامه عصر اقتصاد، پنج شنبه، 4 اسفند 1384




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 فروردین 1391 03:24 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 15 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic