تبلیغات
کتاب باز - مطالب بازنشر

تاریخ مشروطه ایران

پنجشنبه 15 مهر 1395 05:25 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

اولین تاریخ مدون مشروطه*

از روزی که رضاشاه پهلوی از ایران رفت تا روزی که محمدرضا پهلوی کشور را ترک کرد، روزی نبود که از «مشروطیت» در این کشور سخنی نباشد؛ مخالفان دیکتاتوری، از نقض قانون اساسی مشروطه و نابود کردن اساس مشروطیت سخن می‌گفتند و شاه هر اقدامش را منبعث از قانون اساسی می‌دانست و خود را پادشاه مشروطه می‌خواند. سخن گفتن از مشروطه، آگاهی می‌خواست و یکی از مهم‌ترین منابع این آگاهی، کاری بود که یک سال پیش از رفتن رضاخان منتشر شده بود؛ تاریخ مشروطه ایران به قلم احمد کسروی. تا زمان انتشار و مدت‌ها پس از آن، کتاب کسروی تنها منبع مدون و قابل استناد درباره انقلاب مشروطه ایران بود و تا همین امروز هم هیچ اثری را نمی‌توان یافت که درباره مشروطه باشد و ارجاعی به تاریخ مشروطه ندهد. کسروی که در زمان انقلاب مشروطه 16 ساله بوده و ساکن تبریزی که یکی از کانون‌های مشروطه‌خواهی بود، در سال 1302 تصمیم گرفت حوادث آذربایجان را از ابتدا قلمی کند؛ یادداشت‌هایی تهیه کرد که از 1313 سلسله‌وار در مجله پیمان منتشر شد. ارتباط حوادث تبریز با تحولات تهران و گیلان، سبب شد بررسی‌های نویسنده از وقایع تبریز فراتر رود و در نهایت دو کتاب تاریخ مشروطه ایران و تاریخ هجده ساله آذربایجان، تألیف شود. گفته بود قصد تاریخ‌نگاری ندارد و هدفش تنها ضبط وقایع و حوادث مشروطه برای آیندگان، ارج‌گذاری مبارزان گمنام مشروطه و یادآوری ایام تلخ گذشته است.

آن‌چه تاریخ مشروطه را متمایز و خاص می‌کرد، تلاش نویسنده برای جمع‌آوری مجموعه تصاویر مرتبط با مطالب بود. از دیگر ویژگی‌های کتاب، که بعدها باعث انتقادات فراوانی به آن شد، اصرار نویسنده برای استفاده از معادل‌های فارسی خودساخته برای لغات و اصطلاحات عربی بود. کسروی از پیش‌گامان افراطی عربی‌زدایی از زبان فارسی بود و بنابراین تلاش داشت در شرح حوادث و نقل وقایع، لغت‌های فارسی استفاده کند و هرجا هم که لغتی نمی‌یافت، خود واژه‌ای جایگزین می‌کرد؛ در رفت به‌جای مخارج یا هَنایش به‌جای تأثیر و سهش به جای احساس و... بعدها خیلی از مشروطه‌خواهان زنده و از جمله سیدحسن تقی‌زاده، انتقاداتی را متوجه نویسنده کردند. به اعتقاد آنان کسروی به‌خصوص در واقع تهران و آذربایجان به دقت تبریز عمل نکرده و نفرت و علاقه‌اش، در داوری‌هایش نسبت به افراد مؤثر بوده است. اما مهم این بود که کسروی، نخستین دیکته را نوشته بود و مابقی می‌توانستند غلط‌های او را بگیرند. آن‌چه رونق کتاب‌های کسروی را موجب شد، ترورش در حیاط کاخ دادگستری تهران به‌وسیله نواب‌صفوی بود. کسروی نویسنده‌ای ضدشریعت قلمداد می‌شد و اثری داشت با عنوان «شیعه‌گری» که در آن به بهانه مبارزه با قشری‌گری و تحجر، همه شیعیان را به یک چوب رانده بود. کتاب خشم محافل مذهبی را برانگیخت و نواب صفوی، این آتش را فرونشاند. اما قتل کسروی، سبب شد آثارش بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و مخاطبان تازه‌ای پیدا کند.

 

*  ماه‌نامه نسیم‌بیداری، شماره 56، ویژه‌نامه نوروز 1394




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1395 05:26 ب.ظ

اقتصاد ایران در دوران دولت ملی

پنجشنبه 25 شهریور 1395 03:17 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

نیمه پنهان دولت مصدق*

می‌شود کلی مقدمه‌چینی کرد و یک عالم حرف زد تا در آخر، جمله‌ای طلایی آورد نتیجه گرفت و مطلب را به پایان برد، اما می‌خواهم آن حرف آخر را همین اول بزنم و بعد درباره‌اش قلم‌فرسایی کنم؛ تراز مثبت تجاری بدون نفت، یک‌بار در تاریخ ثبت‌شده اقتصاد ایران ثبت شده و آن مربوط به دولت ملی دکتر محمد مصدق است. یعنی نه تا آن موقع و نه از آن موقع تا امروز، صادرات غیرنفتی از واردات پیشی نگرفته است و این یعنی دولت ملی، یکی از موفق‌ترین دولت‌های ایران در مدیریت اقتصاد ملی بوده است. این رکورد شانسی بود؟ آیا قضا و قدر دست به دست هم داده بود که دولت ملی برای 6 دهه رکورددار باشد یا واقعا برای اقتصاد در آن دوره برنامه‌ای تدارک دیده شده بود؟ پاسخ به این پرسش‌ها از آن جهت مهم است که در جامعه سیاست‌زده ما، همه‌چیز با متر و معیار سیاست، آن هم نه به مفهوم آکادمیکش که به مفهوم گروکشی‌های گروه‌های ذی‌نفع و ذی‌سهم در ساخت قدرت سنجیده می‌شود. به این اعتبار، دوره دکتر مصدق هم با محک سیاست قضاوت می‌شود و کمتر کسی تلاش کرده آن تجربه را برای درس‌آموزی امروز بازخوانی کند.

کتاب «اقتصاد ایران در دوره دولت ملی» تلاشی است برای پاسخ به اتهاماتی که در سال‌های اخیر متوجه دکتر مصدق و دولتش شده است؛ اتهاماتی از قبیل پوپولیسم نفتی، بی‌برنامگی، بزرگ‌شدن دولت، نارضایتی مردم و... فرشاد مومنی که بیش از دو دهه است به طور متمرکز روی مسائل توسعه ایران کار می‌کند، در مقدمه‌ کتاب، انگیزه این اثر را، مقابله با آن‌چه به تعبیر فوکو، «دستکاری حقایق» خوانده می‌شود عنوان می‌کند و چنین توضیح می‌دهد: «یکی از شگفت‌انگیزترین مقولات، نحوه برخوردی است که با تجربه ملی‌شدن نفت و عملکرد دولت ملی و شخصیت مرحوم دکتر مصدق می‌شود. با کمال تاسف با گذشت بالغ بر نیم‌قرن از جنبش ملی‌شدن نفت، هنوز می‌بینیم که عناد، کینه‌توزی و لجاجت، نقش بیشتری از علم و انصاف در ارزیابی آن دوره دارد و بنابراین می‌توان گفت هر کوشش منطقی و منصفانه‌ای که برای روشن‌کردن واقعیت‌های آن دوران صورت پذیرد، گامی ارجمند است...»

به این ترتیب، کتاب به شکلی روشمند نشان می‌دهد چگونه دولت مصدق با جلب اعتماد مردم، میدان‌دادن به گروه‌های اجتماعی گوناگون و برنامه‌ریزی برای اقتصاد ملی، توانست علاوه بر اداره ایران در سخت‌ترین شرایط فشارهای خارجی و توطئه‌های داخلی، رکورد تراز مثبت تجاری را به نام خود ثبت کند. برای نمونه، برنامه دولت مصدق در زمینه کشاورزی، سطح تولید را افزایش چشمگیری داد به‌گونه‌ای که محصولات کشاورزی، سهم بزرگی از صادرات غیرنفتی ایران در این دوره را به خود اختصاص داد و در ضمن، گندم و جو که تا قبل از دولت ملی وارد می‌شد، در این دوره به خارجی‌ها فروخته شد. کسانی که با مسائل اقتصاد ایران آشنایی دارند، می‌دانند که صادرات هر محصول، سبب نایابی یا گرانی آن در بازارهای داخلی می‌شود و این الگو تا همین امروز هم رواج دارد اما جالب است که در آن دوره، رشد قیمت محصولات کشاورزی کمتر از سطح عمومی قیمت سایر کالاها بود. در همین دوره تورم هم رشدهای قابل دفاعی دارد؛ 4/5 درصد برای سال 1330، 8/6 درصد برای سال 1331 و 5/9 درصد برای سال 1332.

از دیگر عملکردهای درخشان اقتصاد در این دوره، انضباط مالی است به این معنا که در شرایط تحریم نفتی، دولت مصدق توانست میزان درآمدهای خود را نزدیک به 2 برابر هزینه‌هایش افزایش دهد. این نکته، وقتی جذاب‌تر می‌نماید که بدانیم یکی از بهانه‌های دولت قبلی در بی‌انضباطی شدید مالی، که به رانت و فساد بی‌نظیری در تاریخ ایران منجر شد، تحریم‌های اعمال شده بود.

مدیریت واردات و حساسیت نسبت به خروج ارز از کشور، تخصیص سهم بزرگی از وام بانک جهانی به امور عمرانی، تشکیل هیات نظارت صنعتی، تخصیص وام بانکی به کشاورزان، رشد سرمایه‌گذاری صنعتی، احداث چندین کارخانه و راه‌اندازی چند کارخانه رها شده از جمله پشم‌بافی اصفهان از دیگر اقدامات درخشان دولت مصدق در حیطه اقتصاد بود که نه در حافظه ضعیف تاریخی ایرانیان جایی دارد و نه حتی در متون درسی دانشجویان اقتصاد. پس می‌توان کتاب را خواند و با حقایق عجیبی از تجربه‌های پر هزینه این ملت آشنا شد که مزه شیرینی دارد. بعد به فکر فرو رفت که چرا این تجربه‌ها، حتی در حد گرامی‌داشت‌های تکراری سالانه هم به زبان نمی‌آید، چه برسد به آن‌که درسی برای امروز و فردا باشد، و به این غفلت، تلخکام شد.

اطلاعات کتاب: کتاب 7 فصل دارد؛ در فصل نخست تحولات سیاسی دهه 1320 به صورت گذرا مرور شده است، فصل دوم شمایی از اقتصاد ایران در این دهه را ترسیم می‌کند و فصل سوم طرز تلقی احزاب فعال این مقطع از اقتصاد را مرور کرده است. نویسندگان در فصل بعد، که می‌توان آن را جان کلام کتاب دانست، سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات زیربنایی مصدق را بررسی کرده و در زیرفصل‌های گوناگون، نشان داده آن عملکرد نه تنها قابل دفاع که قابل مباهات، مبتی بر برنامه‌ریزی‌های مشخص و هدفمند بوده است. فصل پنجم هم نشان می‌دهد موفقیت در اقتصاد، پشتوانه‌هایی چون سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و فرهنگی داشته است و به عبارت دیگر، دولت ملی ساختار نهادی را بر اساس احترام به تولید در اقتصاد و احترام به نیروهای مولد در اجتماع سامان‌دهی کرده بود. دو فصل ششم و هفتم کتاب هم به توضیح اندیشه‌های فردریک لیست و مقایسه تطبیقی اندیشه‌ها و عملکردهای نخست‌وزیر دولت ملی با این متفکر برجسته است. کتاب «اقتصاد ایران در دوره دولت ملی» پاییز گذشته و توسط نشر نهادگرا منتشر شده است.

نویسنده: فرشاد مومنی، بهرام نقش‌تبریزی

ناشر: نهادگرا

نوبت چاپ: اول، پاییز  1394

شابک:  1-5-92263-600-978

قطع: وزیری

قیمت: 218 صفحه، 20000 تومان

* هفنه نامه کرگدن، شماره 18، سه شنبه 2 شهریور 94




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 05:29 ق.ظ

خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی

شنبه 5 تیر 1395 06:42 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

خاطرات فقیهی از اهالی تجدد *

بازخوانی آن‌چه در طلیعه عصر بیداری ایرانیان رخ داده است، کمک شایانی می‌کند به فهم آن‌چه بعد از انقلاب مشروطه در این پهنه رخ داده و تکرار شده و باز هم تکرار شده و تکرار می‌شود. گلوله میرزارضای کرمانی که شاه صاحب‌قران را بر زمین انداخت، طنین حوادثی بود که در جامعه ایران می‌گذشت مقابل چشم شاه و دربارش که بینا نبودند. مظفرالدین که بر تخت نشست، دیگر شاه و سلطنت و دم و دستگاهش، هیبت سابق را نداشت و روزنامه‌ها می‌توانستند بنویسند فلان حاکم در فلان منطقه، «غلط‌کاری» کرده است. چندی بعد، چوب‌زدن بازاری‌های تهران، غوغای مطالبه عدالت‌خانه را بلند کرد و عصر مشروطه آغاز شد؛ عصری که فنر مطالبات انباشت‌شده ایرانیان از حکومت قانون، از احترام به عرض و مال و ناموس، از عدالت، از رفاه، از امنیت، از احترام به مالکیت، از آزادی برای نقادی و... رها شد. عصر مشروطه بود، عصر تسویه‌حساب‌ها هم، عصر کندروی و تندروی هم. مشروطه‌خواهان، دو شقه شدند و قصه تقابل ساختگی مشروطه و مشروعه آغاز شد و عجبا که در راس هر کدام از جریان‌های مشروطه‌خواه معارض، فقیهی برجسته قرار داشت؛ چنین بود که فقیه شاخصی چون شیخ فضل‌الله نوری را -که آوای مشروعه بجای مشروطه سر داده بود- شیخ ابراهیم زنجانی محاکمه می‌کرد که فقیهی بود مومن به آزادی و سازگاری‌اش با اسلام.

شیخ ابراهیم زنجانی، در نجف درس خوانده بود، در محضر شیخ محمد لاهیجی و ملاکاظم خراسانی و شیخ هادی تهرانی و... پس از 20 سال به زنجان بازگشت در حالی‌که می‌گوید «خودم را مستغنی از تحصیل فقه و اصول دیده و به نهایت درجه‌ای که آمال داشتم، رسیده می‌پنداشتم.» او در مجلس اول مشروطه نماینده مردم زنجان بود، در دور دوم از تبریز وارد مجلس شد و در دوره‌های سوم و چهارم، باز وکالت زنجانی‌ها را عهده داشت. شیخ فضل‌الله را زنجانی محاکمه کرد و بر خلاف بسیاری از همکارانش در مجلس سوم، از جمله سیدحسن مدرس، اولتیماتوم روس‌ها را پذیرفت. بنابراین می‌توان گفت که شیخ ابراهیم در یکی از مقاطع مهم تاریخ این سرزمین، آغاز عصر ایران مدرن، در میانه میدان سیاست ایفای نقش می‌کرد و این میان‌داری یعنی آلودن به سیاست با همه ویژگی‌هایش در این سامان؛ دروغ گفتن و دروغ شنفتن، اتهام‌زدن و متهم‌شدن، تخریب و جعل و... با این اوصاف، زندگی‌نامه و خاطرات خودنوشت زنجانی، یکی از بهترین منابع برای ریشه‌یابی دلایل گرایش شاخه‌ای از دانش‌آموختگان حوزه علمیه به «تجدد» به طور کلی و مباحثی چون آزادی و حکومت قانون، حق انتخاب و حقوق رعایا و... به طور خاص است.

زنجانی در خاطرات خود شرحی از سوءاستفاده‌ها از دین و ویرانی ناشی از آن ارائه می‌دهد و می‌نویسد: «اکنون مخلص آنچه بعد از تامل صحیح از اساس اسلام با آنچه فعلا در جریان است، برای من محقق و روشن و آفتابی کرد که از اسلام جز نام نمانده... آن چیزی که فعلا خصوصا در ایران اسلام می‌نامند تماما بر ضد اسلام است. لیکن به طوری هم شده که الان اگر کسی بخواهد مردم را دعوت کند و وادارد که اساس اسلام را احیا کنند چون بر ضد منافع و ریاست و خدایی و ثروت و قدرت این مردم‌فریبان است آن اسلام را بدعت و کفر و باطل خواهند نامید.» با این مقدمه در 26 ماده، امهات برداشت‌های خود از اسلام و مقتضیات زمان را ارائه می‌دهد. برای نمونه می‌نویسد: «لازم است که تمام افراد بشر در فکر و فهم خود آزاد بوده و همه برای فهم حقایق از معتقدات و احوال و اعمال باید به دستور عقل و فکر صحیح یا مقدمات ثابته و محسوسه عمل کنند و با هزاران تاکید، تقلید و اطاعت کورکورانه به پدران و مربیان و گویندگان ممنوع است.»

جالب است که بیش از 100 سال پیش، این اسلام‌شناس برجسته می‌نویسد: «کلیه بشر در حقوق بشر مساوی هستند، بدون تفاوت در نژاد و زبان و رنگ و شغل و ثروت و منسب و اوصاف و انسان مراتب در حقوق انسانی ندارد. صنف عالی و متوسط و دانی در اسلامیت مقرر نیست.» یا «تمام افراد بشر در مسکن و کار و گفتار و رفتار و کردار آزاد هستند و چون این آزادی به تساوی حق عموم است بالبداهه نمی‌تواند آزادی کسی مانع حق و آزادی دیگری باشد.»

 باز از جالب‌ترین نکات در تقریرات زنجانی، این بند است: «زنان و مردان در همه حقوق بشریت مساوی هستند و هر موقع که قانون زن را نصف مرد حکم داده مانند ارث و شهادت و غیرهما همان معمول شود و در باقی امور زنان خود در اداره مال و ناموس و جان و حقوق خود استقلال دارند و هرگز محکوم نیستند که خود را پنهان کرده و صورت نیستی داده و روی را پوشانیده و خود را نشناسانیده و از کار و عمل و داد و ستد و کمک به ملت در امور زندگانی و این جهانی و آن جهانی کنار مانده اختیار نفس و عرض ایشان در دست مردان باشد.»

در شرایطی که حاکم، اختیاردار جان و مال و آبروی رعایای خود بود، فقیه زنجانی می‌نوشت: «جان و مال و آبروی عموم افراد ملت و کسانی که در امان ایشان هستند از هر نوع تجاوز و تعرض مصون است و کسی حق ندارد یک سیلی و خراشی به کسی وارد کند.» و البته متذکر می‌شود: «عموم مردمان باید مواظب بوده کسانی را که برخلاف قانون شرع کار می کنند و بر حقوق خاصه و عامه تجاوز می نمایند و امور لازمه شرع را ترک می نمایند به هر قدری که ممکن است با قول و فعل و قلم و قدم امر به معروف و نهی از منکر کنند.» با این‌که شیخ تلاش آشکاری نشان می‌دهد برای انطباق شریعت و تجدد، اما جامعه‌ای که ناتوان از مکالمه و مفاهمه بود، بسیاری از این مفاهیم (امروز بدیهی) را  برنمی‌تابید و چنین شد که شیخ نوری، کلمه آزادی را مفسده‌انگیز می‌دانست و مخالف اسلام تا در جبهه مخالفان زنجانی قرار گیرد. مرور خاطرات زنجانی، این دید را مخاطب می‌دهد که از کدام منافذ می‌توان سنت و مدرنیته را آشتی داد و چرا پروژه صد و چند ساله منورالفکرهای ایرانی هنوز به نتیجه نرسیده است.

اطلاعات کتاب: خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی برای نخستین‌بار در سال 1379 منتشر شد و در همان زمان انتشار، بحث‌های بسیاری را درباره برداشت‌های گوناگون روحانیون و مجتهدان از مشروطه و مشروعه در پی داشت. در فضای پر از ابهام و اتهام سال‌های اصلاحات، انتشار خاطرات عامل محاکمه شیخ فضل‌الله نوری، نشانه‌ای از ضدیت اصلاح‌طلبان با مشروعه عنوان می‌شد و در مقابل، محافظه‌کاران به ضدیت با روشنفکری متهم می‌شدند. به هر حال این بحث ها به دیده‌شدن و فروش بهتر کتاب کمک کرد. در دوره عدالت، ناشر و موضوع کتاب، هر دو حساسیت‌برانگیز تشخیص داده شدند و کتاب برای مدتی در محاق ماند تا آن‌که در سال گذشته، چاپ سوم آن منتشر شد.

این اثر به کوشش غلامحسین میرزاصالح بازخوانی و آماده انتشار شده است.

نویسنده: شیخ ابراهیم زنجانی

به‌کوشش: غلامحسین میرزاصالح

ناشر: کویر

نوبت چاپ: سوم، 1394

شابک:  3-54-6144-964-978

قطع: رقعی

قیمت: 270 صفحه، 14500 تومان

   درج‌شده در روزنامه سپید، دوشنبه، 24 خرداد 1395 *




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 06:06 ق.ظ

سووشون

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 02:10 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

سوگ ایران*

سیمین کاری زرین کرد؛ دست گذاشت روی آن چه سال‌ها در روح این ملت خار خار می‌کرد اما کسی جرأت نداشت راجع به آن حرف بزند. کسانی هم که حرفی زده بودند، بخت‌یارهاشان آواره بودند یا گوشه زندان و عده‌ای خوابیده بودند سینه قبرستان. سیمین، قصه ایران اشغال شده و قحطی‌زده را تعریف کرده بود.

ظرافت می‌خواست زایش زنی به نام زری که روایتش از زندگی گره می‌خورد به روزهای بعد از اشغال ایران در دهه 1320. قلمرو کوچک زری را طوفان زده؛ شوهرش یوسف حاضر نیست با خان‌های خودفروخته منطقه همکاری کند و به سربازان انگلیسی غله بفروشد. برادر شوهرش اما وکالت مجلس می‌خواهد و می‌داند جز نوکری حاکمان واقعی جنوب، راهی به پارلمان نمی‌یابد. آن‌سو، معلم خیاطی چرخ‌های سینگر، شده‌است زینگر، یک نظامی تمام‌عیار انگلیسی که خوب زری را متوجه خطر می‌کند. زن با شوهر محاجه می‌کند که جنگ را به «لانه»اش نکشد و «مملکت»ش همین خانه و کاشانه کوچکش است. یوسف سرسخت است و حاضر به خودفروشی نیست، هر چه هم نصیحت می‌شنود، باز یک‌کلام نه می‌گوید: «خان‌کاکا آهسته گفت: داداش بیخود لج می‌کنی. هرچه باشد این‌ها مهمان ما هستند، همیشه که این‌جا نمی‌مانند. اگر هم ندهیم خودشان به زور می‌ستانند، از قفل یا مهر و موم انبارهای تو که نمی‌ترسند. بعد هم مفت که نمی‌خواهند، پول می‌دهند. من هرچه در انبارهایم بوده چکی فروخته‌ام، پیش‌قسط سبزه را هم که هنوز دانه نبسته گرفته‌ام، هرچه باشد صاحب اختیار آن‌ها هستند. یوسف گفت: مهمان ناخوانده بودنشان تازگی ندارد خان‌کاکا... بگذارید لااقل یک نفر جلو آنها بایستد تا توی دلشان بگویند خوب آخرش یک مرد هم دیدیم.» اما نه انگلیسی‌ها تحمل مرد داشتند و نه نوکرانشان. عاقبت یوسف به تیری از پای درآمد و نعش‌اش را برای زری آورند. زری حالا فهمیده بود که در میانه جنگ، جای مسالمت و صلح و دوستی نیست؛ باید بچه‌هایش را با کینه بزرگ کند.

رمان دانشور همه‌چیز داشت؛ هم درد، هم عزت. هم غم، هم شرافت. هم تحقیر، هم امید. سال 1348 هم منتشر شد که تازه متولدین سال‌های قصه‌اش بالیده بودند و می‌خواستند بدانند چگونه بیگانگان به نیم‌صفحه نامه، به شاهنشاه قدر قدرت خبر دادند که کشورش اشغال شده است. اشغال شد، چگونه ماندند و مقاومتی شکل نگرفت. آنان در پاورقی روزنامه‌ها و مجلات می‌خواندند که چطور مردم بروکسل و پاریس و نیس، نهضت مقاومت تشکیل‌ داده‌اند تا اشغال‌گران نازی را از قلمروشان برانند. رمان دانشور می‌گفت برای تشکیل هسته‌های مقاومت و مبارزه با اشغال‌گر، ارزنی شرافت لازم است و این برای جوانان دهه 40 و 50 تازگی داشت.

غیر از همه این‌ها، انتشار رمان هم قصه داشت. عجیب نبود که دستگاه مسلط ساواک اجازه چاپ چنین رمانی را بدهد؟ عجیب نبود، چون شاه فعلی از نیمه دهه 40، واقعا تصور می‌کرد از اعداد یکی از رهبران مهم جهان است. می‌گفت دوره اربابی «این پدرسوخته‌ها» در منطقه تمام شده و باید سیاست‌های خاورمیانه‌شان را با او تنظیم کنند. واقعا گمان می‌کرد انگلیسی‌ها عاجز شده‌اند و وقت آن است که درس‌شان بدهد. این بود که مجوز انتشار چنین رمان‌هایی هم صادر می‌شد. 

مرگ شوهر نویسنده رمان، جلال آل‌احمد در همان سال انتشار، باز نام دانشور را بر سر زبان‌ها انداخت و چنین شد که سووشون خوانده شد و خوانده شد. برای نسل‌های بعد هم، غیر از وجه حماسی و شورانگیزی روایت، سووشون جزء معدود رمان‌های فارسی بومی بود که عناصری جدی از فرهنگ خود را در آن می‌یافتند. نسل‌های بعد هم سووشون را خواندند که نشان دهند داغ اشغال ایران و قطحی و بیماری و خودفروختگی و خیانت عده‌ای از هم‌وطنان هنوز برای‌شان تازه است. 

* منتشرشده در ماه‌نامه نسیم‌بیداری، شماره 6 و 57، نوروز 1394




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 03:21 ق.ظ

تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر

یکشنبه 14 تیر 1394 08:10 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

شمایلی دیگر از تاریخ شفاهی*

در میان منابع تاریخی، روایت افراد از حوادث و رویدادها، کمترین ارزش ارجاع را دارد. در واقع از آن‌جا که خاطرات، به‌ویژه آنان که بعدا به نگارش درمی‌آید، تحت تأثیر مستقیم حالات و روحیات راوی است، کمتر می‌توان به آن اعتماد کرد. با این‌همه، تاریخ شفاهی، تکه‌هایی از پازل تاریخ است به‌ویژه در کشوری که سنت تاریخ‌نگاری چندان ستبری ندارد، هنوز از انتشار اسناد ابا وجود دارد و هنوز از آزادکردن منابعی چون کتب و نشریات و فیلم‌ها و اصوات و... خودداری می‌شود.

در این شرایط، پژوهندگان و البته علاقه‌مندان به تاریخ، چاره‌ای ندارند جز آن‌که خاطرات افراد مختلف را بخوانند، آنان را کنار هم بچینند و از تواتر و تکرار، «واقعیت» را متوجه شوند و از اختلاف روایات، شرایط آن روزگار خاص را تحلیل کنند. به این ترتیب «خاطرات» در تاریخ‌نگاری ایرانی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. واقعا اگر نصرالله انتظام، خاطره نمی‌نوشت، روزهای دربار در شهریور 1320 را چگونه می‌دانستیم؟ خاطرات مصدق، چقدر کمک کرده که بدانیم پیرمرد در حال مبارزه با استبداد و استعمار، دغدغه‌اش آشتی‌دادن دوستانش بوده. روزنوشت‌های اسدالله علم اگر نبود، خودکامگی فزاینده محمدرضا را چگونه متوجه می‌شدیم؟ خاطرات آیت‌الله هاشمی اگر منتشر نمی‌شد، چقدر شناخت ما نسبت به دهه اول عصر جمهوری ناقص بود و...

همان‌قدر که خاطرات در فهم تاریخ معاصر این سرزمین مهم است، «تدوین» در شکل‌دادن به خاطرات شفاهی اهمیت دارد. تدوین‌گر خاطرات باید بداند راوی کیست؟ چه جایگاهی داشته و در دوره روایت، چه رخدادهایی نقطه‌عطف تاریخی محسوب می‌شود. هر کدام از این پایه‌های کسب اطلاعات که ناقص باشد، روایت را ضعیف‌تر می‌کند. از این منظر، باید کوشش‌های حسین دهباشی را در تدوین خاطرات عده‌ای از رجال و دولت‌مردان دوره پهلوی ستود. دهباشی با مطالعه دقیق زمینه و زمانه سوژه‌های خود، خاطراتی را جان داده که بخشی دیگر از تاریکی‌های تاریخی دوره پهلوی را برای ما روشن می‌کند.

حکمت و سیاست

اولین جلد از مجموعه تاریخ شفاهی است که دربردارنده خاطرات دکتر سیدحسین نصر است. نصر در 21 نوبت مقابل دوربین دهباشی نشسته و به سئوالات وی پاسخ داده است. در همان سئوال نخست، می‌توان تسلط پرسش‌گر بر زندگی سوژه را متوجه شد؛ آن‌جا که از نصر می‌پرسد: «شما یادگیری را از سن خیلی پایین آغاز کردید، برای یادگیری فارسی و فرانسه معلم سرخانه داشتید، اشعار فارسی را از سنین خیلی پایین فراگرفتید...»

یکی از فرازهای مهم این کتاب، جایی است که ابهامات درباره همکاری نصر با دفتر فرح پهلوی مطرح می‌شود. نصر می‌گوید: «اولا سی درصد نیت من در پذیرش ریاست دفتر شهبانو به‌خاطر همین پل‌بودن و یک رابطه‌ای که علما به آن اعتماد دارند، بود. هفتاد درصدش به دلیل فرهنگی بود. بیشتر نهادهای فرهنگی ایران زیر نظر دفتر شهبانو بود.» و بعد توضیح می‌دهد که چرا تصمیم گرفته به آن دفتر برود، چه کارهایی انجام داده، چه مشکلاتی داشته، شاه چه نقطه نظراتی داشته و... نصر در همین فراز درباره ایده «سلطنت اسلامی» سخن می‌گوید. در این کتاب می‌توان نقطه‌نظرات نصر را درباره بسیاری از افراد مهم تاریخ معاصر دید؛ از آیت‌الله خمینی گرفته تا جلال آل‌آحمد، از رنه گنون فرانسوی گرفته تا فتح‌الله گولن ترک، از احمد فردید گرفته تا محمد مجتهدشبستری.

فرماندهی و نافرمانی

این کتاب مهم است چون از معدود خاطراتی است که راوی‌اش ساختار ارتش را از نزدیک می‌شناخته. دهباشی به سراغ سپهبد خلبان شاپور آذربرزین رفته است. آذربرزین معاون عملیات و جانشین فرماندهی نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بود؛ از معدود امرای ارتش که پس از انقلاب زنده ماند. البته به زندان رفت اما به توصیه مرحوم مهندس بازرگان آزاد و سپس راهی ایالات متحده شد. چنین شخصی، با این رتبه بالا در نظام، حتما می‌تواند درباره خریدهای خارجی ارتش، بحث پورسانت‌ها که حتی در همان دوره هم بحث‌انگیز شد، روابط خصوصی امرای ارتش و خاندان سلطنت، نقش مستشاران خارجی در سازماندهی ارتش، نقاط ضعف و قوت فرماندهی و... سخنانی کمتر شنیده‌شده بگوید و درباره شهید فکوری بگوید: «...خیلی هم دوستش داشتم. این افسر را حتی فرمانده گردان هم نکردند. افسری بود که در تمام مدت خدمتش هیچ‌وقت تملق فرمانده را نگفته بود. متکی به کارش بود، من خیلی او را دوست داشتم و همیشه سر او دعوا داشتم که داشتند او را عقب می‌انداختند، به تعدادی از هم‌دوره‌ای‌هایش درجه دادند، به او ندادند...»

آیندگان و روندگان 

یکی از جالب‌ترین شخصیت‌های دوره پهلوی، بی‌شک داریوش همایون است؛ جوانی جاه‌طلب که نزدیکی‌اش با دفتر فرح پهلوی، به­سرعت به معرکه سیاست کشاندش. روزنامه آیندگان را تأسیس کرد که قرار بود مشی انتقادی داشته باشد اما به‌سرعت به روزنامه‌ای میان‌مایه بدل شد که بیشتر ژست‌های روشنفکرانه می‌گرفت تا حرف‌های واقعا روشن کننده بزند. همایون، وزارت اطلاعات و جهانگردی را هم تجربه کرد، قائم‌مقامی دبیرکل حزب شاه‌ساخته رستاخیز را هم. همایون که بود؟ چگونه مدارج ترقی را طی کرد؟ فاصله بین سومکا تا رستاخیز را چطور پیمود؟ چه ویژگی‌هایی داشت که هویدا را جذب می‌کرد؟ فاصله شعارهایش در آیندگان با عملکردش در وزارت اطلاعات چگونه قابل توضیح است؟ پاسخ این پرسش‌ها را در کتاب «آیندگان و روندگان» می‌توان یافت؛ جلد سوم از مجموعه تاریخ شفاهی که حاصل دوازده جلسه مصاحبه با همایون است. همایونی که از خودش راضی است: «بر روی هم که نگاه می‌کنم، نه، آن‌جور ناراضی نیستم از زندگی. فکر می‌کنم که در حدی که برای من امکان داشته است، حالا نه کاملا ولی در حدودی که برای من امکان داشته است، کارهایی که می‌خواستم انجام دادم...»

اقتصاد و امنیت

اگر بتوان پنج دلیل اصلی برای سقوط رژیم پهلوی برشمرد، قطعا یکی­شان وضعیت اقتصادی، احساس فزونی‌یابنده فقر و فساد و تبعیض در دهه پایانی عمر آن رژیم بود و این عجیب است چون اقتصاد ایران در یک دهه قبل از آن، عملکردی درخشان و حیرت‌انگیز داشت. این پرسش همیشه برای اقتصاددانان و تاریخ‌پژوهان مطرح بوده که اقتصاد شکوفای دهه 1340 ایران، چگونه به اقتصاد رانتی و سیاه و فشل سال‌های میانی دهه 1350 بدل شد، در حالی‌که درآمدهای ارزی بیشتری داشت، متخصصین بیشتری را در اختیار گرفته بود و از همه مهم‌تر اداره‌کنندگانش تغییر چندانی نکرده بودند. دولت همان دولت بود و دولت‌مردان همان دولت‌مردان اما اقتصاد، دیگر مثل سابق عمل نمی‌کرد هر روز فاصله عملکرد و انتظارات بیشتر می‌شد. این‌جاست که خاطرات دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد در بیشتر سال‌های دهه 40، خواندنی و جذاب می‌شود. دوست صمیمی وزیر دربار پهلوی، داستان‌های خواندنی‌ای دارد، نه فقط از وزارت‌خانه‌های اقتصاد و نفت و صنایع و کشاورزی یا سازمان برنامه و بانک مرکزی و اتاق بازرگانی که از بحران آذربایجان، نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد، دانشگاه و ساختار آموزش و... عالیخانی در سال 88 و در 24 نوبت روبه‌روی دوربین دهباشی نشسته و به سئوالات متعدد او پاسخ داده است.

تا امروز، همین چهار جلد از پروژه تدوین «تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر» منتشر شده است؛ کتاب‌هایی که علاوه بر موضوع، سر و شکل جذابی دارند و اطلاعات ریز و مفیدی را در حاشیه، به مخاطب خود عرضه می‌کنند. همان‌طور که آمد تدوین کتاب‌ها با مدیریت حسین دهباشی انجام شده و ناشر آن نیز، سازمان اسناد و کتابخانه ملی است. طبق وعده ناشر و تدوین‌گر، به‌زودی عناوین دیگری از این مجموعه منتشر و عرضه خواهد شد.

 * نسیم‌بیداری، شماره 59، خرداد 94




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 تیر 1394 08:21 ب.ظ

حق به شهر

پنجشنبه 28 شهریور 1392 08:28 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،


کتاب جدید هاروی از شیوه های تحمیل شهر به فقرا می گوید؛*

کلیدی برای فهم بحران مسکن در تهران!


چرا قیمت زمین در بافت های فرسوده تهران تفاوت چندانی با قیمت زمین در بافت های نافرسوده ندارد؟ چگونه توسعه پایتخت، فقرا را هر روز و هر روز بیشتر به حاشیه می راند؟ بورژوازی کژکارکرد املاک و مستغلات چطور قیمت خانه و زمین را هر روز بالاتر و بالاتر می برد؟ چگونه بانک ها، سازمان های دولتی و نیمه دولتی و خصوصی، شهرداری، شرکت های ساختمانی و برخی بنگاه های املاک دست در دست هم، تهران را به شهری غیرقابل سکونت برای طبقه متوسط و اقشار کم درآمد بدل کرده اند؟ چرا طرح هایی مانند مسکن اجتماعی در ایران موفق نمی شود و همه دوست دارند سند ملکشان را زیر سر داشته باشند؟ سئوالاتی از این دست در ذهن بسیاری از ساکنان پایتخت طرح می شود و البته در اغلب موارد بی جواب می ماند. همه ما فقط نظاره گر چرخه گرانی روزافزون مسکنیم و هیچ دلیل عقلایی هم برای آن نمی یابیم. اما برخی از روشنفکران غربی، با مطالعه آن چه در شهرهای بزرگ اتفاق افتاده، تلاش کرده اند پاسخی منطقی به این دست سئوالات بدهند. «دیوید هاروی» از جمله این اندیشمندان است که در «حق به شهر» تلاش کرده است نشان دهد چگونه نگاه سرمایه-سالارانه به شهر، سبب به حاشیه رفتن طبقات فرودست می شود.

هاروی بر آن است که شهروندان همان قدر که حق آزادی، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق معامله و... دارند، بر شهر و تحولات آن هم محق اند و به عبارتی حق به شهر، یکی از حقوق مسلم شهروندی است: «حق به شهر بسیار فراتر از آزادی فردی در دسترسی به امکانات شهری است. حق به شهر، حق تغییر دادن خودمان از طریق تغییر دادن شهر است. به علاوه، این حقی عمومی و نه فردی است، چه این دگرگونی به طور اجتناب ناپذیری وابسته به اعمال نیروی جمعی در تغییر شکل دادن به روند توسعه شهری است. من می خواهم چنین استدلال کنم که آزادیِ ساختن و بازساختن شهرها و خودمان یکی از با ارزش ترین و در عین حال فراموش شده ترین حقوقد بشر است

نویسنده در تبیین نظریه اش، ابتدا تحولات تاریخی شهرنشینی را بررسی کرده و توسعه شهری را به دلیل کنترل و توزیع مازاد تولید، یک پدیده طبقاتی دانسته است. هاروی توسعه شهری را هم مانند هزینه های نظامی، جاذب تولید اضافه سرمایه داران می خواند و حتی فراتر از این، «کمون پاریس» در 1868 را با عنوان «بزرگ ترین رویداد انقلابی در تاریخ شهری سرمایه-داری» نتیجه تحولات شهری عنوان می کند و در ادامه با بررسی تجربه توسعه شهری در ایالات متحده، به این نتیجه جالب می رسد که سرمایه داری با تبلیغ ارزش مالکیت، سپس اعطای مالکیت با ارائه وام، افراد را به خود بدهکار می کند و از این طریق انگیزه اعتراض و اعتصاب را از آنان می گیرد.

هاروی گوشه چشمی هم به تحولات امروز جهان دارد و شهرگرایی در چین را تثبیت کننده اقتصاد جهانی و شهرگرایی در خاورمیانه را بلعنده مازاد فروش نفت می خواند و پیش بینی می کند که این روند شهرگرایی، بحران جدیدی را ساز خواهد کرد که با توجه به زمان نوشتن مقاله، 2008 میلادی، امروز می توان به درستی آن صحه گذاشت.

نویسنده در بخشی از نظریه اش، وجوه مختلف شهرگرایی را تبیین می کند و می گوید کیفیت زندگی شهری مانند خود شهر به کالا تبدیل شده، ساختمان و خیابان نوع جدیدی از سبک زندگی را به شهروندان تحمیل می کند و این همه به پیدایش گونه دیگری از اخلاق نئولیبرالی منجر شده که تاکید بر «مالکیت» را یک «ارزش سیاسی» می داند. این نئولیبرالیسم است که منافع دولت و بخش خصوصی را یکی کرده و به این ترتیب شهرگرایی را تضمین کرده است. طبق این الگو، عجیب نیست که مناطقی از شهر به جزیره زندگانی افراد بسیار ثروتمند تبدیل شود که برای رفاه بیشتر پلیس خصوصی را به خدمت می گیرند و از خدمات آموزشی، ورزشی و تفریحی خاص و اختصاصی بهره می برند. (چنین جزایری را در شمال شهر تهران می توان یافت!) طبق همین الگو، نویسنده توضیح می دهد که شهرهای جدید برای کنترل تهدیدات طبقه فرودست، دائما آنان را به حاشیه می راند.

هاروی در انتهای مقاله کوتاهش، راه حل مورد نظر خود را هم ارائه می دهد؛ تبدیل حق به شهر به هدف اول مبارزات سیاسی و خواسته نخست جنبش های اجتماعی: «یک قدم در جهت وحدت بخشیدن به این مبارزات این است که حق به شهر به عنوان شعاری هم عملی و هم سیاسی اتخاذ شود، درست از این رو که این شعار بر این نکته تمرکز می کند که چه کسی ارتباط لازم میان شهرگرایی و تولید اضافی، و بهره گیری از آن را در کنترل خود دارد. دموکراتیزه شدن این حق، و بنا نهادن یک جنبش اجتماعی وسیع برای اعمال اهداف آن، امری الزامی است اگر سلب مالکیت شدگان بخواهند کنترل خود را بر آن چه که مدت های طولانی از آن محروم بوده اند، بازیابند. و اگر بخواهند شیوه های شهرگرایی جدید برقرار سازند. لوفور حق داشت اصرار داشته باشد که انقلاب یا باید شهری به معنای وسیع کلمه باشد، یا هیچ».

نویسنده: دیوید هاروی، اندی مری فیلد

مترجم: خسرو کلانتری

ناشر: مهرویستا

نوبت چاپ: اول، 1392

شابک:  978-600-9259-79-3

قطع: رقعی

قیمت: 112 صفحه، 5000 تومان

 

*ماه نامه نمایه تهران، دوره جدید، شماره یک، شهریور 92





دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: جمعه 5 مهر 1392 12:27 ب.ظ

قدرت سیاسی در اندیشه ایرانی

دوشنبه 30 بهمن 1391 02:19 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،


به بهانه چاپ سوم قدرت سیاسی در اندیشه ایرانی؛

تولد نارس مفهوم دولت*

قدرت سیاسی در اندیشه ایرانی، رساله ای کوتاه از علی اصغر حقدار است که به بررسی اندیشه حکومت در سرزمین های اسلامی، به خصوص ایران می پردازد.

نویسنده با بررسی آرا و نظرات عده ای از اندیشه ورزان اسلامی، نشان می دهد چگونه آئین کشورداری در هر دوره به یکی از مفاهیم حکومت، امارت، خلافت، سلطنت و ولایت تحول می یابد و در این رهگذر، حاکم و امیر، خلیفه سلطان یا والی بر رعایا مسلط می شود.

حقدار ابتدا اندیشه سیاسی در ایران دوره میانه را بررسی می کند. نویسنده از سقیفه به عنوان آغاز اختلافات سیاسی در جهان اسلام و شکل گیری دو جریان تشیع و تسنن یاد می کند و سپس به اجمال تبدیل خلافت به سلطنت را ریشه یابی و نحله های فکری زمان را معرفی می کند. «مفاهیم سیاسی و ارشادنامه ها» و «پیشوایی در رهیافت کلامی» عناوین دیگر فصول دفتر اول کتابند.

نویسنده در فصلی با عنوان فلسفه سیاسی و ملکداری، گزارشی از نظرات متکلمان شیعه و سنی در رابطه با کشورداری را ارائه می کند و البته بیش از آنکه به تأثیر اتفاقات سیاسی در تحول اندیشه ها بپردازد، از تلاش های فکری و تغییرات کلامی نزد اندیشمندان سیاسی (بدون واکاوی بستر سیاسی آن) سخن می گوید.

در دفتر دوم، اندیشه های سیاسی میرزای نائینی با شرح بیشتری گزارش شده است. نویسنده عصر میرزای نائینی را عصر انقلاب در زیرساخت های فکری ایرانیان عنوان می کند و با این توجیه، بیشتر از تمام اندیشمندان قبل، بدان توجه نشان می دهد. در مقدمه حقدار می خوانیم: «مقامی که فارابی در غروب تمدن باستانی ایران به خود اختصاص داده، نائینی در سپیده دم فرهنگ مدرن ایرانی و ظهور اندیشه سیاسی جدید از آن خود کرده است؛ نائینی به درستی دریافته بود با مفاهیم و مقولات سنتی نمی توان پدیده نوپیدای مشروطیت و نظام سیاسی تازه تاسیس را تبیین کرد. به همین خاطر با تکیه بر آرا و افکار منوالفکران عصر مشروطه و آگاهی اجمالی که از اندیشه های مدرن داشت، به کاوش در نظام مشروطه پرداخت... رساله تنبیه الامه و تنزیه المله میرزامحمدحسن نائینی از جهت این که با طرح مفاهیم نوین سیاسی و مضامین سنتی تالیف شده و حلقه ارتباطی را در نظام اندیشگی دو ساحت قدیم و جدید در خود جای داده، از اهمیت بسزایی برخوردار است.»

روشن است که سخن  گفتن از تاریخ معاصر، بدون مد نظر قرار دادن اتفاق بزرگی چون انقلاب صنعتی در غرب و اثر آن بر شرق، انقلاب های فکری و تولد مدرنیسم ممکن نیست.

نائینی در بحبوحه این انقلاب، درست زمانی پا به عرصه فکری ایران گذاشت که جدال سنت و مدرنیسم آغاز شده بود و افکار تازه، بر پیکره افکار سنتی ترکی عمیق انداخته بود. نویسنده نشان می دهد میرزای نائینی برای برون رفت از بحران فکری در میان اندیشمندان مسلمان، کوشش های بسیار نمود و سعی کرد پلی میان اندیشه های سنتی و مدرن بزند. علی رغم این کوشش ها البته، همانند تمام دیگر پدیده ها، مفاهیم سیاسی مدرن ناقص به ایران آمد. یعنی به دلیل تمام محدودیت های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آن روز، نائینی هم مجال تعمیق مفاهیم مدرن، روشن کردن نسبت آنها با اندیشه اسلامی و راه حل نهادی کردن آن را نیافت. به این ترتیب دولت-ملت، جمهوری، پارلمان، آزادی و هزاران مفهوم دیگر همگی وارد ادبیات سیاسی ایرانیان شدند، بدون آن که بلوغ پذیرش آن به وجود آمده باشد.

کتاب نشان می دهد حتی میرزای نائینی نیز در پاره ای از مسائل دچار بن بست فکری شده و چاره را در مسکوت گذاشتن مسئله دیده و یا به دلیل شرایط، مجبور به سکوت شده است.

همان طور که اشاره شد، نویسنده بسیار موجز و خلاصه از سیر تاریخی شکل گیری اندیشه سیاسی در ایران و سیره تاریخی آن سخن می گوید. با این حال اثر او، باز هم از غفلت تاریخی ما خبر و نشان می دهد چگونه پایمان را از سنت بلند کردیم و چون جایی در مدرنیته برایش نیافتیم، همچنان پا در هواییم.

این کتاب به همت نشر کویر به بازار نشر عرضه شده و پس از دو سال، به چاپ سوم رسیده است.

 

*عصر اقتصاد، پنج شنبه، 4 خرداد 1385 




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 بهمن 1391 02:18 ب.ظ

ژرمینال

جمعه 1 دی 1391 06:48 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

نگاهی به رمان ژرمینال اثر امیل زولا

غرق در لجن فقر*

1-     نوشتن در مورد زولا و گفتن از او کار آسانی نیست. زولا را آغازگر مکتب ناتورالیسم می دانند و آثارش را متون آموزشی این مکتب. وگرچه دوران رمانتیسم و ناتورالیسم گذشته است و به قول دوستی، ما نباید تاوان زیاده نویسی قدما را پس دهیم، اما به هر روی ناتورالیسم از مهمترین مکاتب ادبی است و نمی توان آن را نادیده انگاشت. همین علت، کار نوشتن از خدایگان مکاتب را مشکل می کند.

2-     انتظار از نوشته ای راجع به کتاب، استفاده از زبان فاخر است اما ژرمینال زولا را نمی توان با زبان فاخر نقد کرد. ادبیات زولا در رمانش بسیار هرزه است و البته هرزگی نه از زبان زولا که از فضای داستانش است.

3-     ژرمینال داستان کارگران یک معدن در فرانسه سال های 1860 است؛ نزدیک به صد سال پس از انقلاب کبیر و پیچیده شدن تومار فئودالیته و سلطنت خودکامگان. کارگران نسل در نسل از این معادن ذغال سنگ استخراج کرده اند ولی حاصل کارشان تنها زنده ماندنشان را تضمین می کند یا مرگ تدریجیشان را. زندگی کارگران در استخراج ذغال سنگ خلاصه می شود و خواب. تفریحشان باده گساری است، سرگرمیشان رابطه جنسی و موضوع صحبتشان بدگویی از همسایه یا همکار.

زولا زندگی انسان هایی را به تصویر می کشد که چون حیوانات در خانه هایی تنگ و تاریک در هم می لولند، زاد و ولد می کنند و اگر بخت یارشان باشد، شرکت صاحب معدن، آنها را به عنوان کارگر می پذیرد. کارگری جدید به معدن می آید. او که در فضای دیگری پرورش یافته، به تدریج به همکارانش زشتی نوع زندگیشان را گوشزد می کند و آنها را علیه شرکت می شوراند. به زودی همه با او همصدا و متحد می شوندتا بساط ظلم را برچینند. اما نتیجه، فاجعه بار است و کارگران بدبخت تر از گذشته دوباره به کار مشغول می شوند...

4-     نویسنده در کنار زندگی کارگران، زندگی مدیران معدنی را نیز توصیف کرده است؛ مدیرانی که بار خیانت همسرانشان را به دوش می کشند و یا خود خائن اند. مدیرانی که باید به پایتخت نشینان خوش خدمتی کنند تا از ناز و نعمت زندگی محروم نشوند. اینان نیز جز شرکت در مهمانی های خسته کننده و نوشیدن شراب و صحبت از وضع معادن، کار دیگری ندارند.

5-     زولا در رمانش همه را به سخره گرفته است؛ کارگرانی که به زندگی حیوانی خود راضی اند و چون هیچ نمی دانند، وقتی بیشتر دست و پا می زنند، بیشتر در لجن فقر فرو می روند.

مدیرانی که بوی کثافت خیانت از آنها بلند است و خود را به نفهمی زده اند. مدیرانی که چنان در بی خبری هستند که وقتی زیردستانشان می شورند، تعجب می کنند که اینها چرا شلتاق کرده اند.

بورژوازی بی معنی ای که جانشین فئودالیسم شده است اما هیچ فرقی با آن ندارد و همچون اربابان زمین دار، خشک و خشن و ظالم و نفهم است.

سوسیالیسم نوظهور که فقط شعار می دهد و هنگام عمل، عذر بهانه می آورد. مطبوعاتی که بی خبر از همه جا فقط و فقط  به فکر چاپ داستان های جذابند و اشرافی که فقط به فکر آرامش سیاسی هستند و رونق اقتصادی. زولا همه را برهنه به نقد می کشد.

6-     جالب اینکه تمام آنچه زولا روایت می کند، خیلی به امروز نزدیک است. داعیه داران تمدن امروز، کمتر از 150 سال پیش چنین فلاکت بار زندگی می کردند.

نویسنده در جایی تیر خلاص اخلاق را شلیک می کند؛ جایی که یکی از اشراف، که به خیانت همسرش پی برده، آرزو می کند چون کارگران گرسنه باشد اما بتواند مانند آنها غرایزش را ارضا کند. تفریحی که به قول نویسنده بی خرج ترین خوشی زندگی کارگران است. بگذریم از اینکه مرگ از گرسنگی یا بیماری یا فشار کار، معمول ترین اتفاقی است که در کوی کارگران رخ می نماید.

7-     این جملات در آغاز کتاب آمده است: در 1885 ویکتور هوگو از دنیا رفت و ژرمینال به دنیا آمد که «بینوایان» زولاست در فرانسه مدرن و صنعتی. داستان رنجبران زیرزمین است که اگر دانته بود، «دوزخش» می شد در جهانی که انسان «تا پایان شب سفر می کند» اما در پایان این راه شگفت انگیز در دل زمین، در ژرفنای خاک که انسان عمرها رنج برده و له شده است، عاقبت کمر راست می کند و در شورشی سراسر امید سربرمی افرازد. ژرمینال زیباترین و بزرگترین اثر زولاست. حماسه برادری است در فلاکت: داستان سرنوشت بشر.

8-     سروش حبیبی معجزه ترجمه را عیان کرده است. مترجم چیره دست ژرمینال، چنان از غنای زبان فارسی بهره برده که تصور می کنی رمان از اساس به زبان مادریت نوشته شده است.

9-     چاپ جدید کتاب را می توان اولین چاپ پس از انقلاب دانست. چاپ اول سال 56، چاپ دوم سال 57 و چاپ سوم با ویرایش جدید در سال 84. تا آنجا که ذهن نگارنده یاری می کند، ژرمینال تا چند سال پیش زینت ویترین نایاب فروشان انقلاب بود.

10-دست آخر اینکه رمان ژرمینال اثر امیل زولا با ترجمه سروش حبیبی در قطع رقعی در 56 صفحه و با قیمت 4900 تومان توسط انتارات نیلوفر روانه بازار شده است.

 

* عصراقتصاد، پنجشنبه 27 بهمن 1384، صفحه 14




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

حقیقت دموکراسی

پنجشنبه 4 آبان 1391 03:55 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

نگاهی به کتاب «حقیقت دموکراسی»؛*

دموکراسی علیه دموکراسی

درست یک سال پیش در چنین روزهایی، برخی اخبار از اعتراض مردم در اروپا و آمریکا به سیاست های اجتماعی و اقتصادی حاکم بر این کشورها حکایت داشت و از پس این خبرها بود که تحلیل های ساده انگارانه کارشناسان وطنی، پایان لیبرال دموکراسی را نوید می داد. مجریان خبر رسانه ملی، هیجان زده از اشغال وال استریت می گفتند و آشوب های لندن و تحلیلگران میهمان، با برشمردن برخی تناقضات و نقص های لیبرال دموکراسی، فروپاشی آن را در آینده ای نزدیک وعده می دادند. این-گونه تحلیل ها البته از یک وجه، چندان هم عجیب نبود؛ کارشناسان سیاسی و تحلیلگران ما، (حداقل آنان که میهمان بخش-های خبری سیما بودند) نمی دانستند چهل و چند سال پیش، «جنبش می 68» چنین امیدی برای مخالفان نظام سرمایه-داری پدید آورده بود. عده ای دانشجو به خیابان آمدند، کارگران و مردم را با خود همراه کردند و چند روزی علیه دولت شوریدند و علیه نظام مسلط شعار دادند. آنان گرچه گاه پرچم داس و چکش هم برمی افراشتند، اما نه برای نان شعار می دادند و نه برای مسکن و نه حتی برای آزادی. می خواستند «ناممکن» را تجربه کنند.

تجربه می 68، برای روشنفکران چپ، که دل در گرو آموزه های مارکس داشتند اما از اتفاقات نیمه سرخ جهان سرخورده بودند، تجربه مبارکی بود. آنان دریافتند نظام مسلط به این آسانی عرصه را به رقبا وانمی گذارد و با ترساندن توده ها از خطر کمونیسم، به راحتی قدرت را در دست می گیرد. دو دهه بعد که امپراتوری سرخ فروریخت، روشنفکران تیزهوشی بودند که مطمئن شوند راه مبارزه با سرمایه داری پیش رونده، پاس داشت و «این همانی»کردن ارزش های آن است. پس تعجبی ندارد که فیلسوفی چپ گرا، مفتخر به جنبش می 68، بگوید: «به هر تقدیر تفکر از [مساله] دموکراسی منحرف شد و در بهترین حالت توانست آن را هم چون شر کمتر به حساب آورد. اما در این صورت، دموکراسی ناگزیر مستلزم وضعیت استثمار یا وضعیت ابتذال و میان مایگی می شد، دو وضعیتی که اتفاقا خیلی راحت با هم ترکیب و هم راه می شدند و این گونه بود که سیاست دموکراتیک به ورطه انکاری دوگانه درغلتید: انکار عدالت و انکار والامنشی.»

ژان-لوک نانسی در «حقیقت دموکراسی» بر آن است که جنبش می 68، ترک های عمیقی بر پیکره الگوی سرمایه داری وارد آورده است چون توانسته «دموکراسی مدیریتی» را به چالش بکشد و بپرسد «نفس حقیقت دموکراسی» چیست؟ به عبارت دیگر او نظام مسلط در غرب را به سوءاستفاده از ارزشی والا به نام دموکراسی متهم می کند که دیگر «روح» ندارد و مدعی است «اندیشه 68» به آگاهی عمومی از این حقیقت منجر شد که در نظام مسلط، دموکراسی بهانه ای است برای مقید کردن عده ای و اقتدار بخشیدن به عده ای دیگر.

نانسی بی مهابا به الگوی لیبرال دموکراسی موجود حمله و به ظرافت از میراث مارکس یاد می کند تا ریشه های چپ جنبش 68 را هم به رخ بکشد: «دموکراسی هنوز آن طور که باید و شاید به این واقعیت اذعان نکرده که به یک معنا «کمونیستی» هم هست، زیرا در غیر این صورت چیزی نیست جز مدیریت ضروریات و احتیاجات اولیه، چیزی بی روح، فاقد عنصر میل، عاری از حیات و بی معنا.»

نویسنده در بخش دوم کتاب، «معناهای دموکراسی» را مورد توجه قرار می دهد و با انتقاد از بدیهی فرض کردن مقبولیت نظام سیاسی مبتنی بر دموکراسی، می گوید: «صرف دموکرات بودن، بدون پرسش از معنای دموکراسی ناممکن است.» در اینجاست که مفاهیمی چون جامعه، اجتماع، امر سیاسی، الاهیات سیاسی و... در فلسفه سیاسی غرب را مرور می کند و در نهایت دموکراسی را جداکننده و در عین حال پیونددهنده «امر مشترک یا معنا» و «امر سیاسی یا قدرت» می خواند. او در انتها، این پرسش را که «آیا همه چیز سیاسی است؟» پاسخ می دهد و می گوید دموکراسی، برخلاف آن چه در الگوی مسلط رایج است، باید بجای یکی کردن بینش ها و فهم ها و تلقی ها، فضا را برای سیاست ورزیدن بگشاید تا «هستی مشترک» انسان ممکن شود.

«حقیقت دموکراسی» نشان می دهد که چگونه متفکری چپ گرا، در پاسخ به راست گراترین رئیس جمهور فرانسه نیکولا سارکوزی که می 68 را موجب انحطاط جامعه دانسته بود، با ارزش های سرمایه داری به جنگ آن می رود و نظام لیبرال دموکراسی را تهی از روح دموکراسی می خواند و به این ترتیب، ضمن ارج گذاشتن به ارزشی جهانی (یا در حال حاضر جهانی شده)، ارزش های خود را به میان می آورد و می پروراند. البته این فقط نانسی نیست که به بهانه دفاع از جنبش 68، لیبرال دموکراسی موجود را تخطئه می کند. برای نمونه ژیل دلوز هم گفته بود: «می 68 نه پیامد یک بحران و نه واکنشی به یک بحران بود، بلکه دقیقا برعکس؛ این بن بست های بحرانی کنونی فرانسه اند که مستقیما از ناتوانی جامعه فرانسه در هضم می 68 ناشی شده اند...» و این یعنی هرج ومرجی که امروز الگوی مسلط لیبرال دموکراسی در جهان به وجود آورده، به مخالفانش آن قدر اعتماد به نفس داده که ایده های جدید طرح کنند؛ ایده هایی که از فهم درست صورت مساله، درک فلسفه سیاسی و بازخوانی درست تاریخ شرق و غرب نشات گرفته است. کاش کارشناسان و تحلیلگران وطنی هم صورت مساله را خوب بخوانند... 

نویسنده: ژان لوک نانسی

مترجم: پویا ایمانی

ناشر: مرکز

شابک:

قطع: رقعی

قیمت: 3900 تومان

 

*منتشر شده در شماره 30 هفته نامه نگاه پنجشنبه، 4 آبان 1391.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

گذران روز

شنبه 29 مهر 1391 06:02 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

نگاهی به مجموعه داستان گذران روز از نویسندگان آلمانی

آن سوی دیوار برلین*

دیوار برلین که ساخته می شد، کمتر کسی گمان می برد که روزی برچیده شود. جهان در شوک جنگ جهانی دوم و در خوف جنگ سرد، راهی جز ساخت دیوار نیافت. اما تاریخ می گوید هیچ ملتی را نمی توان دو پاره کرد. صدای فرو ریختن دیوار برلین، نعره مرگ کمونیست ها بود و آغاز دنیای جدید. دنیایی که به فراخور مختصات جدید، ادبیات جدیدی هم می طلبید.

شاید زود باشد که سال های آغازین دهه 90 میلادی را سال های تولد سبک جدیدی در ادبیات بدانیم، اما نشانه های ظهور نسل جدید با باورهای نوین و اعتقادات بازساخته شده، هویداست.

«گذران روز»، مجموعه پانزده داستان از 4 نویسنده آلمانی است. محمود حسینی زاد، مترجم کتاب در مقدمه خود می نویسد: «ادبیات آلمانی زبان هم در ایران شناخته شده و هم ناشناخته است. شناخته شده است چون گوته را می شناسیم و شیلر، هسه، مان و کافکا را، برشت و بول را و کراس را و چند تن دیگر را. شناخته شده نیست، چون از نسل قدیم هم خیلی ها را نمی شناسیم. چون همان تعداد هم به ترجمه نه چندان فراخوری معرفی شده اند و چون نویسندگان سال های اخیر را که اصلاً نخوانده ایم... این کتاب و این مطالب کوتاه نگاهی است به این نسل تازه نفس تأثیرگذار و نگاهی است بر منتخبی از سردمداران ادبیات جوان آلمان که با وجود رقابت سخت برای حضور در فهرست کتاب های پرفروش و در قفسه کتاب فروشی ها، مقامی پایدار برای خود حفظ کرده اند... موضوع هایی که این گروه دست مایه کارهای خود قرار می دهند، در ادبیات آلمان و آلمانی زبان تا حدی بی سابقه است: عشق و فردمحوری و حول و حوش آن، دلتنگی، بیگانه بودن در جمع، ناتوانی در برقراری ارتباط، سرخوردگی، برخورد آلمان دو پاره و آلمان متحد، دیوار برلین و موضوع هایی در این حال و هوا... زبانی که این نویسندگان جوان برای بیان موضوع ها انتخاب می کنند، زبانی است، به روز، آرام، اندوهگین، گاه شوخ، موجز و بدون شرح و بسط های ملال  آور، بدون عملیات محیرالعقول گرامری و کلام، و کلاً با ضرب آهنگی گرداب گونه. زبان برخی از آنها در نوع خود زبان تازه ای است در ادبیات ریشه دار آلمان... این نویسندگان از زبانی استفاده می کنند بی  ادا و اصول. زبانی که پیچ و خم ندارد، بازی افراطی با واژه و جمله نیست. زبانی نیست که بخواهد دهان کسی را ببندد. زبانی است صریح و ساده که کاربرد منطقی آن، کاربرد مناسب آن با حال و هوای داستان ها، خواننده را جذب می کند و غرق.»

«خانه ییلاقی، بعداً»، «سونیا» و «پایان چیزی» سه داستان از بودیت هرمان است. نویسنده، 36 ساله و برلینی است. منتقدان، را صدایی تازه در آلمان می خوانند و تا کنون چند جایزه ادبی را از آن خود کرده است.

گذران روز، (کوتاه ترین داستان مجموعه)، برف، مهمان خانه، کنار جاده، آناتولی و ایرنیا، آنتونیا و دخترهایش شمایل نام تمام داستان هایی است که توسط اینگو شولتسم نوشته شده. وی خود را چنین معرفی می کند: «ادبیات برای من یعنی دیدن دنیا در قطره های آب. من یک آفتاب پرستم و از داشتن سبکی واحد دوری می کنم.»

مجله نیویورکر در سال 1997 سه داستان از وی را منتشر کرد و در سال 98 او را به عنوان یکی از پنج نویسنده مهم جوان اروپایی معرفی کرد. «زیبیله برگ» با داستان های آرمش، پشت سرش و فکر و خیال، به خوانندگان ایرانی معرفی شده است. «برگ» در سال 1962 در وایمار متولد شده و کارهای مختلفی را تجربه کرده است. از جمله کتاب فروشی، عروسک گردانی و ... می گوید: «همیشه می خواستم نویسنده باشم. در هفت سالگی می نوشتم.»

کیک تخم مرغی، در قطار و دوست خانوادگی از داستان های «یولیا فرانک» برای این مجموعه انتخاب شده است. زندگی در برلین شرقی و خاطرات 8 سالگی اش از اردوگاه های آلمان نازی وی را به شدت تحت تأثیر قرار داده. از وی غیر از داستان های کوتاه، چند رمان نیز انتشار یافته است.

مجموعه «گذران روز» فرصت مناسبی برای آشنایی بیشتر با ادبیات آلمان است و گر چه هیچ کدام از نویسندگان را نمی توان به طور کامل شناخت اما فضای حاکم بر آثار آنان تا حدودی روشن می شود.

مجموعه داستان «گذران روز» توسط نشر ماهی در تیراژ 1500 نسخه و در سال 84 منتشر شده است. محمود حسینی زاد، مترجم کتاب نوشته است: «استاد محمود دولت آبادی هم مشوق بود در پرداختن به ادبیات جدید آلمانی زبان، و هم راهنما در نگارش شسته رفته تر. اگر تشکر مرا بپذیرد، که منت گذاشته.»

 *عصر اقتصاد، چهارشنبه 17 مهر 84




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: شنبه 29 مهر 1391 11:14 ب.ظ

انقلاب مشروطیت ایران

یکشنبه 26 شهریور 1391 12:34 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

 لوسنت بوکس ایرانیزه!*

از درس های محبوب نوجوانان این مرز و بوم که بپرسید، بسته به موقعیت خانوادگی و سطح زندگی و نوع نگرش، یکی از درس ها را نام می برند؛ ریاضی یا علوم یا زیست شناسی یا ادبیات. اما احتمالا هیچ کدام از این آینده سازان نامی از درس تاریخ نخواهند برد. تاریخ برای همه ما درسی بود که باید فقط خوانده می شد تا نمره گرفت؛ در حاشیه حسابان و هندسه تحلیلی یا زیست شناسی جانوری و شیمی آلی و حتی حاشیه  درس های علوم انسانی. به این ترتیب است که کمتر درکی از اهمیت تاریخ داریم و چنین است که رهگذران میدان هفتم تیر، وجه تسمیه آن را اتفاقی در مشروطه یا ملی شدن صنعت نفت (شک از رهگذران است!) می-دانند.

ما درکی از اهمیت تاریخ نداریم که اگر داشتیم، معتبرترین نسخ مهمترین میراث ادبی مان تصحیح نیکلسون و... و نسخه مسکو یا لندن نبود. ما اگر تاریخ خود را می شناختیم، کتابی هم آورد «مالک و زارع در ایران» خانم لمپتون را به قلم یک ایرانی در کتابخانه های مان داشتیم.

در غرب اما تاریخ اهمیت دارد و این گزاره که تاریخ را قدرت  مسلط می نویسد، علت این اهمیت را روشن می کند. در غرب، شهروندان از کودکی در معرض آموزش هدفمند تاریخ قرار می گیرند تا در جوانی، آگاهی نسبی از موقعیت دیروز و امروزشان در جهان داشته باشند. برای مثال می توان به مجموعه «تاریخ جهان» اشاره کرد؛ مجموعه ای چند ده جلدی که با زبانی ساده اما گویا حوادث یا مقاطع مهم تاریخ را بررسی می کند. روایت ساده، استفاده از عکس یا نقاشی مرتبط، شرح حواشی مهم، معرفی افراد موثر معاصر با حادثه و ایجاز از جمله ویژگی کتاب های این مجموعه است که توسط انتشارت لوسنت بوکس آمریکا طراحی و عرضه شده. هر کتاب با یک خط زمان (Timeline) آغاز می شود که نقاط کلیدی حادثه مورد بررسی را مشخص می کند، سپس مولف موضوع را به خواننده معرفی می کند و در فصول بعد تاریخ می گوید. حواشی مهم در کادرهای مجزا قرار می گیرند و اسناد با شرحی کوتاه، تصویری کلی برای مخاطب می سازند.

این مجموعه از سال های آغازین دهه 80 و به همت انتشارات ققنوس، ترجمه و در اختیار نوجوانان و جوانان فارسی زبان قرار گرفت. کتاب ها با استقبال روبرو شد و تحسین سازمان های مختلف و از جمله آموزش و پرورش را برانگیخت؛ استقبال و تحسینی که نشان می داد می توان مخاطب ایرانی را هم با تاریخ آشتی داد به شرط تغییر در نحوه روایت و شکل عرضه. گرچه اولین جلد مجموعه تاریخ جهان به امپراتوری ایران اختصاص داشت، اما جز همان یک جلد، تاریخ نشانی از ایران و ایرانی نداشت. مخاطبی که انقلاب فرهنگی چین، انقلاب کوبا، جنگ جهانی دوم در اروپا، جنگ ویتنام یا ژاپن امروز را در فهرست مجموعه می بیند، حسرت می خورد که چطور نامی از ایران در تاریخ معاصر نمی آید؛ ایران مشروطه، ایران کودتای سوم اسفند، ایران اشغال شده توسط متفقین، ایران ملی شدن صنعت نفت و... حسرتی که پایدار نمی ماند؛ «انقلاب مشروطیت ایران» اولین محصولی است که به شیوه لوسنت بوکس، یکی از مهم ترین وقایع ایران معاصر، مشروطه را تشریح می کند. نویسنده جوان کتاب از همان اسلوب بهره برده و با «مشروطه از کجا آمد؟» آغاز می کند و می گوید با چه داستان سختی مواجهیم تا آن جا که نام «انقلاب» بر آن نهادن هم با اما و اگر روبروست.

در فصل اول از شرایط ایران می گوید و این که «ایرانیان نخ تسبیح را گم کرده بودند». فصل دوم، قصه شاهان قاجار و دربارشان را تعریف می کند. فصل سوم به مهاجرت علما به ری اختصاص دارد و پیروزی نیم بند آنان. فصل بعدی به میوه مشروطه، یعنی مجلس پرداخته است؛ مجلسی شجاع اما بی تجربه با خواستگاه های مختلف و خواست های ناهمگون. فصل بعدی به مواجهه و مقابله محمدعلی میرزای تازه بر تخت نشسته و انقلابیون اختصاص دارد و حوادثی را مرور می کند که به مرگ مشروطه و تعطیلی مجلس می انجامد. «مشروطه در کوی امیرخیز زنده بود هنوز» عنوان فصل ششم کتاب است. در این فصل مجاهدت های اهالی آذربایجان و در راس شان ستارخان و باقرخان برای احیای مشروطه و مبارزه با استبداد به تصویر کشیده می شود. فصل آخر، داستان غم انگیز پایان مشروطه است؛ داستان هم داستان شدن مجاهدین دیروز و قدرت طلبان امروز، داستان بردار شدن مجاهدین مشروطه و آغاز انحراف آن.

کتاب شاید تصویر کامل و دقیقی از کوران حوادث آن مقطع ارائه ندهد اما تلاش درخوری برای آشتی دادن نوجوانان و جوانان با تاریخ است. همین که تاریخ عبوث این سرزمین عبوث را خواندنی روایت کرده، کافی است برای گرامی داشت نویسنده و ناشر.

نویسنده: نسیم خلیلی

ناشر: ققنوس

شابک: 5-667-311-964-978

قطع: وزیری

قیمت: 152 صفحه، 4800 تومان  

 

*نگاه پنجشنبه، شماره 24، 23 شهریور 91




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار

دوشنبه 6 شهریور 1391 04:37 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

كتاب جدید دكتر سریع القلم تلاشی است برای پاسخ به این سئوال؛*

دیكتاتورهای درون ما از كجا آمده اند؟

مرداد، ماه مشروطه است؛ هم میلاد و هم مرگش. 14 مرداد 1285 خورشیدی، شاه بیماری فرمان مشروطه را امضا کرد و کمتر از پنجاه سال بعد، روز 28 مرداد 1332 خورشیدی، شاه بیمار دیگری بساط مشروطه را برچید. گرچه قبل تر، پدرش هم فاتحه ای بر مشروطه خوانده بود، اما آن قدر جرات نداشت که علنا بر اصول مشروطه بتازد. امروز، 106 سال پس از تولد مشروطه و 59 سال پس از روز شوم کودتا، هنوز باید پرسید که چرا چنان شد و چرا چنین؟ در همه این سال ها تلاش های فراوانی شده است تا به این پرسش، پاسخ داده و دلایل ناکامی مشروطه و مشروطه خواهی در ایران تحلیل شود. تحلیل هایی که علی رغم زحمات بی شمار، کمتر راه گشا بوده اند چرا که اغلب سراغ معلول ها رفته اند و نه علت ها.

«اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» از آن دسته پژوهش هاست که ریشه ناکامی ها را می کاود نه میوه آن را. نویسنده بر آن است که اقتدارگرایی، بیش از آن که منشاء دولتی و حکومتی داشته باشد، ریشه در فرهنگ ما دارد که هر از گاه رخ عیان می کند و هر جا که امکانش را یافت، خود را بازتولید می کند: «اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آن چه بعضی تصور می کنند، ضرورتا یک پدیده دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه فرهنگ عمومی، جاری و فعال است. نه تنها عامه مردم بلکه قشر عظیمی از تحصیل کرده های ایرانی اعم از اساتید دانشگاه، مهندسان و پزشکان، خصایص اقتدارگرایی را بدون آن که خود معترف باشند در افکار و رفتار خود حمل می-کنند. از این رو، خروج از اقتدارگرایی با ترجمه چند کتاب، برگزاری تعدادی میتینگ سیاسی و ایراد سخنرانی به دست نمی آید

تلاش دکتر سریع القلم در این کتاب، احصاء خصوصیات نظام اقتدارگرایی حاکم بر ایران در دوران قاجار و بررسی دلایل شکست اغلب تلاش هایی است که برای مبارزه با آن صورت گرفته. بر این اساس ابتدا مبانی ساختاری، رفتاری و مدیریت یک رژیم اقتدارگرا، بررسی شده است. به این ترتیب آشنایی با مختصات این نوع حکومت، درک رفتارهای ناهنجار اجتماعی مانند «فردمحوری»، «مجیزگویی»، «دروغ گویی» و... را برای مخاطب ممکن می کند.

نویسنده در فصل دوم شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در آستانه برآمدن قاجارها را بررسی و نشان داده است که انحطاط صفویه و سپس دست به دست شدن حکومت میان زندیه و افشاریه و دست آخر قجرها، چگونه به نهادینه شدن «ناجوان مردی» در رفتارهای ما منجر شد.

فصل سوم از ورود اندیشه های جدید از غرب به ایران آغاز می شود اما نویسنده بیشتر از آن كه به نتیجه آشنایی ایرانیان با اندیشه های جدید و سنتز برخورد این دو فرهنگ كار داشته باشد، به روش و متدلوژی مواجهه ما با افكار نو توجه نشان می دهد كه به «غیر واقعی فكركردن، بی-دقتی و كتمان واقعیت های بیرون از ذهن، توهمی اندیشیدن و ایده آلیسم افراطی» منجر شده است. گزارشی از وضعیت حكومت تك تك شاهان قاجار و تضادهایی كه به انقلاب مشروطه انجامید، محتوای این فصل را تشكیل می دهد.

فصل چهارم با عنوان «خروج از اقتدارگرایی: یك بررسی مقایسه ای» بر آن است كه نشان دهد خروج از این وضعیت، گرچه به شدت مشكل اما ممكن است. این جاست كه نویسنده پای دانش اقتصاد را هم وسط می كشد و روشن می كند كه اقتدارگرایی هم زاد وابستگی اقتصادی شهروندان به دولت، یا هر منبع غیرمولد دیگری، است.

در پایان، نتیجه گیری از یافته های نویسنده را می خوانیم كه چنین آغاز می شود: تاریخ در چیدن شرایط مساعد برای نتیجه گیری مطلوب عجله ای ندارد. در این بخش بیش از 40 ویژگی رفتاری مذموم ایرانیان در عهد قاجار برشمرده شده كه هم نتیجه اقتدارگرایی و هم عامل مقوم آن بوده است. همچنین سه عنصر كلیدی تدوام اقتدارگرایی؛ اقتصاد متمركز و وابسته به منافع شاه، ساختار فرهنگی و ضعف در یادگیری معرفی شده اند كه به نوبه خود از حل منازعات فكری و حل مشكل سنت-تجدد ممانعت كرده اند.

این كتاب در واقع تكمیل كننده «فرهنگ سیاسی ایران» است كه به پیش از این از همین قلم منتشر شده بود. اما دو ایراد كوچك هم به كتاب وارد است؛ اشكال محتوایی این كه در فصل نخست، نوعی شتاب زدگی مشهود است. یعنی استدلال ها مسلسل وار آمده تا جایی كه در برخی جملات، فعل و فاعل با هم نمی خوانند. اشكال شكلی هم این كه گرچه جلد سخت به ماندگاری كتاب كمك می كند، اما به نظر می رسد برای كتابی با این حجم، لزومی ندارد و فقط موجب افزایش قیمت آن می شود.

در مجموع باید گفت «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» تلاشی ارزشمند برای ریشه یابی مشكلاتی است كه بیش از 150 سال بر گرده ایرانیان سنگینی می كند. اگر فهم درست مسئله نیمی از راه حل است، كتاب حاضر را باید راهنمای مناسبی برای درك مسئله و حل آن دانست.

اگر همه این توضیحات، مخاطب را به مطالعه كتاب ترغیب نكند، شاید تقدیمیه كوبنده آن چنین كند؛ «تقدیم به ایرانیان زیر ده سال كه در آینده: برای كسب ثروت، به نهاد دولت نزدیك نخواهند شد. برای افزایش قدرت كشور، ثروت تولید خواهند كرد. ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد... برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا كسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد. دروغ گویی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود. غرور بی جا، حسادت و ناجوان مردی را به سكوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند كرد«...


نویسنده: محمود سریع القلم

ناشر: فرزان روز

شابک: 978-964-321-352-7

قطع: رقعی

قیمت: 240 صفحه، 9000 تومان


* هفته نامه نگاه پنجشنبه، شماره 21



دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

کتاب کوچک فلسفه

چهارشنبه 1 شهریور 1391 04:19 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

دریای فلسفه در استکان کتاب *

اگر از شما بخواهند فلسفه را تعریف کنید، به احتمال زیاد با مشکل مواجه هستید اما اگر به شما بگویند چند فیلسوف را معرفی کنید، بلافاصله یک دو جین اسم ردیف می کنید: ارسطو، افلاطون، هگل، مارکس، نیچه و...

حال اگر از شما بپرسند هر کدام از این فیلسوف ها چه می گویند، چه خواهید گفت؟ برگمن، نویسنده «کتاب کوچک فلسفه»، به سوال «فلسفه چیست؟» چنین پاسخ می دهد: «قبل از این که زیست شناسی و فیزیک، علم نامیده شود و مطالعه ذهن «روان شناسی» و مطالعه سیاست «علم سیاست» نام بگیرد، فیلسوفان به همه این رشته های مجزا می پرداختند و به عبارتی آنها را ابداع کرده بودند. اما فلسفه بیش از آن که پرداختن به این رشته ها باشد، تلاشی است برای بسط دیدگاهی جامع نسبت به جهان هستی در بنیادی ترین بخش های آن و دیدگاهی جامع نسبت به انسان؛ از ماهیت ذاتی اش گرفته تا قدرت و حدود توانایی هایش.» برگمن می نویسد: «فلسفه از اشتیاق به کشف ماهیت چیزها ناشی شده است... فلسفه به عنوان روش های خاصی برای فهمیدن رازهای دنیا پدید آمده و روش فلسفی برای تعیین حقیقت ادعاهایی که درباره عالم می شود، بر استدلال منطقی تاکید می کند...»

با این اوصاف، به نظر نویسنده می توان فلسفه را در عین پیچیدگی، ساده هم انگاشت و بنابراین سعی می کند نکات برجسته اندیشه بزرگ ترین اندیشمندان جهان را به زبانی راحت یا به عبارتی خودمانی بیان کند.

در قسمتی از پیش گفتار کتاب می خوانیم: «در این کتاب، با انداختن نگاهی به زندگی و اندیشه فیلسوفان بزرگ دو هزار سال گذشته، به پیشینه ایده ها پی می بریم.»

کتاب شرح مختصری از اندیشه مردان فلسفه ارائه می دهد و در واقع جانمایه تفکر آنها را بیان می کند. زبان کار بسیار ساده و قابل فهم است و گرچه برای کسانی که مطالعات فلسفی دارند، شاید بسیار ساده انگارانه به نظر برسد، اما برای مبتدی ها (!) زبان مناسبی است. در هر فصل، در یک کادر، مهمترین عناصر اندیشه متفکر مورد بحث معرفی شده است. بر این اساس نویسنده برای هر فیلسوف، چنین ویژگی هایی برشمره است: «تالس و پیش سقراطیان: مسائل بنیادی فلسفه را مطرح کرده اند. سقراط: انسان را موضوع فلسفه قرار داد. افلاطون: عقل و روح جاودانند. ارسطو: بنیان گذار منطق علمی، علوم طبیعی و نقد ادبی کلاسیک. آگوستین قدیس: از تقدم ایمان بر عقل پشتیبانی کرد. توماس آکویناس: الهیات مسیحی را با فلسفه درآمیخت. رنه دکارت: پدر فلسفه جدید. توماس هابز: آدمیان جامعه را تشکیل می­دهند تا آنان را در برابر وضع طبیعی حفاظت کند. ندیکت اسپینوزا: بر مفهوم منحصر به فرد آزادی انسانی پافشاری کرد. جان لاک: آزادی عبارت است از توانایی انتخاب کردن. دیوید هیوم: اساس عقلانی علت و معلول را انکار کرد. امانوئل کانت: تاثیرگذارترین فیلسوف دوران نو. هگل: واقعیت را عقلانی دانست. مارکس: تاریخ را همان مبارزه طبقاتی می دانست. ژان ژاک روسو: ایده اراده عمومی را بیان کرد. آرتور شوپنهاور: اراده را اصل کل حیات اعلام کرد. استوارت میل: بر اهمیت ازادی فردی و ازادی بیان تاکید ورزید. کی یرکه گارد: پدر اگزیستانسیالیسم به شمار می آید. نیچه: مفهوم اراده معطوف به قدرت را مطرح کرد. جان دیویی: او را برجسته ترین نماینده پراگماتیسم می دانند. وینگنشتاین: از فیلسوفان تحلیلی تاثیرگذار بود. ژان پل سارتر: انسان ها آزاد و مسئولند. این راند: مدافع تاثیرگذار سرمایه داری به شمار می آید. کواین: زبان را شبکه باورها توصیف کرد.»

روی جلد کتاب یک گاو خوش تیپ! کتاب «حقیغط» را در دست گرفته است. این گاو «بسی» نام دارد و نویسنده هرجا که لازم دانسته، از او برای توضیح بیشتر تفکر اندیشمند مورد بحث، استفاده کرده است.

«کتاب کوچک فلسفه» را گریگوری برگمن نوشته و کیوان قبادیان آن را به فارسی ترجمه کرده است. ناشر اختران است که کتاب خود را در 3هزار نسخه و در 168 صفحه، با قیمت 1600 تومان روانه کتاب فروشی ها کرده است.

 

*روزنامه عصر اقتصاد، شماره 502، پنجشنبه 5 آبان 1384.




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

نوسازی سیاسی در عصر مشروطه ایران

پنجشنبه 19 مرداد 1391 12:52 ق.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

آیا مدرنیته تقدیر ماست؟*

صدمین سالگرد مشروطه آمد و رفت و هنوز حرف باقی است؛ چرا مشروطه اتفاق افتاد؟ چرا ناتمام ماند؟ چرا به استبداد منتهی شد؟ و هزاران چرای دیگر.

«نوسازی سیاسی در عصر مشروطه ایران» کتابی است در پاسخ به همین سوالات که توسط حسن قاضی مرادی به رشته تحریر در آمده است. وی مشروطه را برایند تناقضات جامعه سنتی و از هم پاشیده ایران در مصاف با دنیای جدید (همان غرب) می داند و با تبیینی جدید از عوامل شکل گیری مشروطه، گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن را چالش اصلی اندیشمندان صدر مشروطه (و البته تا به امروز) معرفی می کند.

نوسازی سیاسی محور اصلی بررسی های کتاب است. یعنی کتاب به چگونگی عملکرد الیت سیاسی در مواجهه با اندیشه های نوگرایانه و در مقابل استراتژی (اگر بتوان چنین خصوصیتی را در نظر گرفت) اندیشمندان برای پیشبرد اهداف اصلاح گرایانه می پردازد.

در پیشگفتار کتاب چنین می خوانیم: «در سنخ شناسی جریان های اندیشه سیاسی، چهارراه کار اصلی گذار از جامعه سنتی به جامعه متجدد را- آنچنان که در آرای روشنفکران صدر مشروطه قابل تشخیص بود- از یکدیگر تفکیک کرده و با تاکید بر اندیشه سیاسی، به اجمال آرای 4 روشنفکر یعنی میرزا فتحعلی آخوند زاده، عبدالرحیم طالبوف، سید جمال الدین اسدآبادی و میرزا ملکم خان را نمایندگان برجسته 4 راهکار اصلی اصلی در صدر مشروطه می شناسم.»

به اعتقاد قاضی مرادی محدودیت شناختی روشنفکران و متفکران صدر مشروطه از مدرنیته در غرب از سویی و میزان کم شناخت ایشان از واقعیت های موجود جامعه ایران از سوی دیگر، بزرگترین کاستی انیشمندانی بوده که در پی خروج از بحران بوده اند. روشن است که راهکارهای آنان متاثر از این محدودیت ها، ناقص بوده است.

نویسنده چهار راهکار متفکران در طلیعه مشورطه را چنین برشمرده است:

1-     بازگشت به خویش ( به نمایندگی سید جمال الدین اسدآبادی)

2-     غربی شدن ( به نمایندگی میرزا ملکم خان)

3-     تجدد بر مبنای سنت ( به نمایندگی فتحعلی آخوندزاده)

4-     هویت اسلامی تمدن غربی ( به نمایندگی عبدالرحیم طالبوف)

وی هر یک از این 4 راهکار را تعریف می کند و ضمن بیان نکات کلیدی در اندیشه هر یک از روشنفکران مورد بررسی، آن را به نقد می کشد و کاستی ها و نقات قوت اندیشه آنان را باز می نماید.

وی علاوه بر افراد پیش گفته شده، به نقد نظرات داریوش آشوری، سید جواد طباطبایی، علی شریعتی، موسی غنی نژاد و فخرالدین شادمان می پردازد و البته تعریضی به سعید حجاریان، عمادالدین باقی، جلال آل احمد، حسین بشریه، رامین جهانبگلو و... نیز دارد.

قاضی مرادی رهیافت های هیچکدام از روشنفکران دوران گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن را قبول ندارد و جالب آن که در این میان تنها و تنها [اندیشه] میرزا ملکم را واجد راهکار درست برای دوران گذار می داند. آنجا که در پی گفتار کتاب با عنوان «تقدیر مدرنیته ماست» می نویسد: «اکنون پس از حدود صد و بیست سال از زمانی که ملکم خان در اوج ترقی خواهی روشنفکری ایران، برای نخستین بار استقرار سلطنت مشوطه پارلمانی را هدف سیاسی جامعه ایران دانسته بود، دیدنی است که چنین حکومتی، تحقق نایافته در ایران جز در مقاطعی محدود، همه بار رسالت تاریخی اش را برای ایران از دست داده و دیگر هیچ کورسویی جز در اذهان بس عقب مانده ندارد. امروزه و در عصر پیشرفت یکپارچگی جهانی، در عصری که یکپارچگی جهانی اش با مدرنیته تعیین می یابد و دیگر هیچ جامعه غیرغربی در جهان وجود ندارد که به این یا آن طریق درگیر بحران های دوره گذار به جامعه متجدد نباشد، نه هدف سیاسی ملکم خان از نظر نوع حکومت، بلکه شیوه ای که در فعالیت نوسازی گرانه اش به کار گرفت همچنان معتبر است.»

به نظر می رسد نویسنده با هوشمندی به مقطع انقلاب اسلامی نپرداخته تا به سوالاتی نظیر: انقلاب پاسخ به کدام نیاز پس از مشروطه  بود؟ نقش روحانیت در شکل دهی و هدایت اعتراضات چگونه بود؟ چرا انقلاب را نمی توان حاشیه علیه متن خواند؟ نقش روشنفکرانی چون شریعتی، آل احمد، بازرگان یا روحانیانی مانند طالقانی و مطهری در بسیج توده ها و تصور ایشان از سنت و مدرنیسم چه بود؟ و هزاران سوال دیگر پاسخ نگوید.

تمام این سوالات را می توان در دل یک سوال دیگر جای داد: آیا مدرنیته به واقع تقدیر ماست؟ بن مایه فکری این مدرنیته مقدر چیست؟ و کدام روشنفکر ایرانی حامل این اندیشه است؟ پاسخ سوالاتی از این دست را متاسفانه نمی توان در کتاب قاضی مرادی یافت. اما به هر حال کتاب فارغ از لحن تند انتقادی اش، که گاهی لحن تمسخر نیز به خود می گیرد، اطلاعات مفیدی را در اختیار خواننده قرار می دهد.

نوسازی سیاسی در عصر مشروطه ایران را نشر اختران در دوهزار نسخه و با قیمت 3300 تومان منتشر کرده است.

 

 

*عصر اقتصاد، پنج شنبه، 16 شهریور 1385




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -

معاصر چیست؟

شنبه 24 تیر 1391 05:06 ب.ظ

نویسنده : علی نیلی
ارسال شده در: بازنشر ،

جزوه های جذاب *

شادی یافتن دوستی عزیز، با حضور سرزده بر سر كلاسش كامل شد؛ استاد نظم معمول كلاس ها را به هم زده بود و دور میزی بزرگ درباره موضوع درس با دانشجویانش بحث می كرد. از سر لطف و برای آن كه ربطی به حضار پیدا كنم، جزوه ای را نشانم داد كه مورد بحث بود؛ «معاصر چیست؟» در نگاه اول، به نظر از همین جزوات پیش پا افتاده ای می آمد كه اواخر ترم دست به دست می گردند و اجاره انتشارات دانشكده ها را مقرون به صرفه می كنند. این جزوه جیبی، نشان ناشری معتبر را هم بر پیشانی داشت و شناسنامه و فیپا و شابك و غیره كه می شد آن را به حساب تقلب های رایج گذاشت و تهیه كننده جزوه را تحسین كرد كه برای فروش، چه ذوق ها كه به خرج نداده. اما مقدمه شورانگیز امید مهرگان، نه تنها این جزوه، كه همه كتاب-های كوچك و جزوات را در نظر مهم می كند و شور خواندن به مخاطب می دهد: «از انقلاب كبیر فرانسه و انقلاب های 1848 و كمون پاریس گرفته تا انقلاب های ایران، جزوه ها یكی از مهم ترین رسانه ها برای پخش ایده ها بوده اند... آن چه از رونق افتاده نه فقط فرم جزوه ها بلكه مضامین، سبك نوشتن و ایده هایی است كه روزگاری به نحوی معنادار عمدتا در قالب این فرم به بیان درمی امدند. لاجرم، روآوردن به این فرم به شیوه ای هر قدر هم صوری و تصنعی، ادای دینی است به شیوه ای از تفكر كه امروزه از مدافتاده، عبث و غیربهداشتی تلقی می شود...»

جزوه «معاصر چیست؟» ترجمه ای است از درس-گفتار جورجو آگامبن، فیلسوف ایتالیایی كه چند سالی هست به ایرانیان معرفی و چندین مقاله و کتابش منتشر شده است. آگامبن هسته مركزی بحث خود را پاسخ به این پرسش قرار داده كه «ما با چه چیزی و چه كسی معاصریم؟» او برای پاسخ به این پرسش، به نوشته ای از نیچه و شعری از اسیپ ماندلشتام اشاره و با سلسله استدلال هایی نتیجه می گیرد: «معاصر کسی است که نگاهش را به زمان خود می دوزد، اما نه برای مشاهده روشنایی-ها، بلکه برای درک تمامی تاری ها و تیرگی های آن.» جان کلام نویسنده این است که آدم معاصر در عصر انفجار اطلاعات، خود را گم نمی کند، منفعل نیست، از انبوه داده ها مناسب ترین ها را انتخاب می کند و خلاصه آن که مسخ پیشرفت های تاریخی نمی شود: «معاصر کسی است که شعاع های تاریکی برآمده از زمانه اش را تمام رخ ببیند.» اما معاصربودن، به سادگی هم میسر نمی شود. فیلسوف ایتالیایی بر تاریکی ها تاکید می کند و سپس با اشاره به پدیده «مد»، نظریه اش درباره انسان معاصر را بسط می دهد. مفهوم زمان و بعد ازل و ابد، کهن و جدید، گذشته و حال و آینده، دیروز و امروز و... تضادهایی است که آگامبن از دل آن نظریه خود را تبیین می کند: «معاصر فقط آن کسی نیست که با مشاهده تاری و تیرگی حال حاضر، گرد نوری دست نیافتنی چرخ می زند، بلکه علاوه بر ان کسی است که با دوپاره کردن و دست کاری و افزودن چیزی در زمان، قادر می شود در موقعیت تغییر شکل دهی و مرتبط ساختن آن با دیگر زمان ها قرار گیرد؛ در جایگاه خواندن تاریخ به طرزی ویرایش نشده و احضار آن بر پایه نوعی ضرورت...»

به این جزوه می توان ایراد ترجمه گرفت و از صقیل بودن بعضی واژه ها یا غریب بودن برخی دیگر، مانند «تکین» احتمالا به جای یگانه، حرف زد اما در کل، باید آن را تلاشی موفق برای نشر نظریاتی دانست که مهم اند اما در قالب کتاب نمی گنجند. از این دست جزوات، چند عنوان دیگر هم منتشر شده است، از جمله «فاشیسم، دولت، ضدانقلاب» كه شامل دومقاله از كارل كورش است و «طبقه سوم چیست؟» به قلم آبه سی یز.

نویسنده: جورجو آگامبن

مترجم: امیر كیانپور

ناشر: گام نو

شابك: 9-43-6917-964-978

قطع: جیبی

قیمت: 1200تومان

 

*هفته نامه نگاه پنجشنبه، شماره 15، صفحه 92




دیدگاه ها : شما گفتید
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3